به اشتراک بگذارید

چاقوی کند نتانیاهو در برابر ترامپ؛ چرا ترامپ برای دوران پس از نتانیاهو خود را آماده می‌کند؟

افول محبوبیت نتانیاهو در نظرسنجی‌های اسرائیل و شکست او در همراه کردن ترامپ با راهبرد جنگ‌طلبانه علیه ایران، کاخ سفید را بر آن داشته تا دیگر سرمایه سیاسی خود را بر روی یک چهره در معرض سقوط متمرکز نکند و با فاصله‌گیری هوشمندانه، خود را برای همکاری با کابینه‌های آینده تل‌آویو آماده سازد.

چاقوی کند نتانیاهو در برابر ترامپ؛  چرا ترامپ برای دوران پس از نتانیاهو خود را آماده می‌کند؟

شکاف عمیق اعتماد، از «تروث سوشال» تا کاخ سفید
مهم‌ترین نماد «کُندی چاقوی» نتانیاهو نزد ترامپ، نه در یک مذاکره پنهان، بلکه در یک پیام عمومی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» متجلی شد. وقتی ترامپ تصمیم به لغو حمله گسترده علیه ایران گرفت، برخلاف تمام رویه‌های امنیتی دهه‌های گذشته، این خبر را پیش از ارتش و دستگاه دیپلماسی خود، مستقیماً با افکار عمومی جهان در میان گذاشت و تل‌آویو همزمان با مردم عادی از این تغییر راهبرد مطلع شد. این اتفاق که از سوی شبکه ۱۲ اسرائیل به عنوان یک «تحقیر» توصیف شد، فراتر از یک نقص اطلاع‌رسانی بود؛ پیام صریحی بود که می‌گفت ترامپ دیگر نتانیاهو را در صندلی شریک استراتژیک نمی‌بیند و آماده است تا در موضوعات حیاتی به‌ویژه ایران، استقلال عمل کامل خود را حفظ کند.

سفر واشنگتن با دست خالی و تغییر موازنه اطلاعاتی
سفر اخیر نتانیاهو به واشنگتن بهترین معیار برای سنجش وزن سیاسی او در کاخ سفید بود. او با کیفی از اطلاعات امنیتی درباره تاسیسات هسته‌ای ایران (مانند کوه کلنگ) به دیدار ترامپ رفت، اما نتوانست رئیس‌جمهور آمریکا را به بمباران این سایت‌ها متقاعد کند. پایگاه خبری «آکسیوس» این سفر را با عنوان «بی‌بیِ ضعیف‌شده» توصیف کرد که نشان از افول نفوذ او دارد. در گذشته، ارزیابی‌های اطلاعاتی تل‌آویو جرقۀ اصلیِ تصمیمات نظامی واشنگتن بود، اما اکنون ترامپ به‌جای تکیه بر تحلیل‌های نتانیاهو، نقشه راه خود را بر اساس منافع و هزینه‌های اقتصادی آمریکا، به‌ویژه بازار نفت و جلوگیری از درگیری فرسایشی، ترسیم می‌کند.

 تضاد راهبردی در مواجهه با ایران؛ پایان هماهنگی ۱۰۰ درصدی
چاقوی نتانیاهو زمانی تیز بود که منافع او با منافع آمریکا در یک راستا قرار می‌گرفت؛ اما امروز این دو مسیر واگرا شده‌اند. نتانیاهو به دنبال «جنگ تمام‌عیار» تا نابودی کامل توان موشکی و هسته‌ای ایران است تا امنیت رژیم صهیونیستی را برای یک دهه تضمین کند. با این حال، ترامپ به‌خوبی می‌داند که یک جنگ فراگیر با ایران، آمریکا را در باتلاقی مانند عراق و افغانستان فرو خواهد برد؛ جنگی که هزینه‌های میلیاردی، تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت را به همراه دارد و دقیقاً برخلاف شعار انتخاباتی او برای «پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان» است. بنابراین، اعلام «فرصت به دیپلماسی» توسط ترامپ، یک انتخاب اجباری برای فرار از خواسته‌های جنگ‌طلبانه نتانیاهو است.

محاسبات سیاسی ترامپ برای «روز مبادا»
نهایتاً، نتانیاهو نه به دلیل کوتاهی در زرنگی‌های سیاسی، که به دلیل افول قدرت خود در داخل تل‌آویو، نفوذش را در واشنگتن از دست داده است. نظرسنجی‌های اخیر و گزارش رویترز نشان می‌دهد که ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو با شکست در انتخابات پیش‌رو مواجه است. ترامپ به عنوان یک تاجر و سیاستمدار محاسبه‌گر، هرگز تمام برگ‌های برنده خود را روی یک فرد در معرض سقوط نمی‌گذارد. او با فاصله‌گذاری هوشمندانه از نتانیاهو، نه‌تنها به جریان «اول آمریکا» که با جنگ‌های خارجی مخالف است، پاسخ می‌دهد، بلکه زمینه را برای برقراری روابط مستقل با کابینه‌های بعدی اسرائیل (حتی بدون نتانیاهو) فراهم می‌کند. در این معادله، کند شدن «چاقوی نتانیاهو» نه یک حادثه، که نشانه‌ای از تبدیل شدن رژیم صهیونیستی از یک «متحد فوق‌العاده ویژه» به یک «بازیگر محاسبه‌شده» در استراتژی خاورمیانه‌ای ترامپ است.

پربازدیدترین