به اشتراک بگذارید

پشت پرده نقض تفاهم؛ تله ۲۲ میلیارد دلاری ترامپ برای هرمز

تجاوزات اخیر آمریکا نشان داد تفاهم پایان جنگ صرفاً یک آتش‌بس شکننده است که واشنگتن با اهرم چماق و هویج، به دنبال سلب حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است.

پشت پرده نقض تفاهم؛ تله ۲۲ میلیارد دلاری ترامپ برای هرمز

تکرار تجاوزات نظامی ارتش آمریکا به مناطقی از خاک جمهوری اسلامی ایران در روزهای گذشته، فراتر از یک ماجراجویی تاکتیکی، نشان‌دهنده یک طراحی پیچیده از سوی واشنگتن است. این تحولات واقعیت‌های مهمی را درباره ماهیت رفتار آمریکا و آینده تفاهم موسوم به «پایان جنگ» آشکار می‌سازد که نیازمند بازخوانی و تحلیل دقیق است.

۱. تفاهم فرورفته در سایه آتش‌بس شکننده

سیر رویدادهای اخیر نشان می‌دهد علیرغم امضای تفاهم‌نامه میان بالاترین مقامات ایران و آمریکا تحت عنوان «پایان جنگ»، آنچه در عمل رخ داده صرفاً یک **«آتش‌بس شکننده»** است، نه یک صلح پایدار. کاخ سفید بار دیگر اثبات کرد که حتی پس از امضای عالی‌ترین توافقات نیز الزامی به پایبندی به تعهدات خود نمی‌بیند و نقض فاحش تفاهم را به بخشی از رفتار عادی خود تبدیل کرده است.

۲. تنگه هرمز؛ دال مرکزی راهبرد دونالد ترامپ

تحلیل رفتار دولت ترامپ نشان می‌دهد که تمام تمرکز واشنگتن در این مقطع، بازگشایی و بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به دوران پیش از جنگ بوده است. از نظر محاسباتی، ترامپ گشایش اقتصادی حدوداً ۲۲ میلیارد دلاری برای ایران (شامل ۱۲ میلیارد دلار دارایی‌های قطر و حدود ۱۰ میلیارد دلار فروش نفت) را معامله‌ای کاملاً پرسود برای آمریکا می‌داند؛ فرمولی که در آن «تسهیل درآمد محدود برای ایران» در برابر «آزادی تردد آمریکا و متحدانش در تنگه هرمز» قرار می‌گیرد.

در دکترین ترامپ، رقم ۲۲ میلیارد دلار ارزش این را دارد که با چاشنی نقض تفاهم و تجاوزات مکرر نظامی همراه شود تا در نهایت، تهران میان دو گزینه مخیر بماند: **«پذیرش عادی‌سازی تجاوزات مستمر»** یا **«کوتاه آمدن از حاکمیت بر تنگه هرمز»**. این همان الگوی کلاسیک «چماق و هویج» است که اکنون ابعاد آن عیان شده است.

 ۳. بندهای غیرقابل اجرای تفاهم‌نامه از نگاه واشنگتن

واقعیت آن است که ترامپ با آگاهی از اصول غیرقابل‌تغییر تهران، به برخی بندهای تفاهم‌نامه به عنوان دکوراسیون سیاسی نگاه می‌کند:

* **بندهای هسته‌ای و رفع تحریم‌ها:

** ترامپ می‌داند ایران از حقوق اساسی هسته‌ای خود عقب‌نشینی نخواهد کرد؛ بنابراین رفع واقعی تحریم‌ها در کار نخواهد بود و گنجاندن لغو همه‌جانبه تحریم‌ها در متن تفاهم، صرفاً یک مانور بی‌اثر روی بندهای فرعی و غیرقابل اجراست.

* **معادله جنوب لبنان:** واشنگتن و تل‌آویو هرگز برتری راهبردی ایران را نخواهند پذیرفت و تن به عقب‌نشینی ارتش صهیونیستی از جنوب لبنان و مناطق اشغالی تحت فشار ایران نمی‌دهند.

* **سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری:** این بند نیز از نظر ترامپ فاقد ارزش اجرایی است، چرا که او رسماً اعلام کرده آمریکا هیچ پولی بابت این سرمایه‌گذاری (که ماهیت غرامت ندارد) پرداخت نخواهد کرد.

> **ریشه رفتار ترامپ چیست؟** در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، ترامپ پس از شکست در نابودی توان موشکی، پهپادی و هسته‌ای ایران در «جنگ تحمیلی سوم» و متحمل شدن هزینه‌های سنگینِ اقتصادی و اعتباری، به شدت نیازمند یک دستاورد ملموس بود. برآورد اشتباه آمریکا از میزان آسیب‌پذیری اقتصادی ایران، آن‌ها را به این طمع انداخت که با یک مشوق فوری ۲۰ و چند میلیارد دلاری، ایران را به واگذاری حاکمیت تنگه هرمز ترغیب کنند.

۴. شکست سناریوی معبر عمان و پاتک نامتقارن ایران

پس از ایستادگی ایران بر حقوق حاکمیتی خود، کاخ سفید در سناریویی موازی به مسقط فشار آورد تا بدون هماهنگی با تهران، معبری را در آب‌های ساحلی عمان باز کند؛ با این تصور که ایران به دلیل نیاز به دلارهای آزاد شده، به یک اعتراض دیپلماتیک بسنده کرده و ریسک درگیری را نمی‌پذیرد تا آمریکا به مرور این معبر را توسعه داده و واقعیت جدیدی را به منطقه تحمیل کند.

اما **پاسخ نامتقارن و پاتک نظامی ایران** در متوقف کردن شناورهای متخلف، محاسبات واشنگتن را به کلی برهم زد؛ تا جایی که ارتش آمریکا ناچار شد برای نجات سناریوی خود، ریسک تجاوز نظامی مستقیم و نقض صریح حقوق بین‌الملل را بپذیرد.

 چشم‌انداز پیش‌رو و الگوی رفتاری مطلوب جمهوری اسلامی

با توجه به وضعیت فعلی، دو سناریو و تکالیف راهبردی متناظر با آن پیش‌روی ایران است:

* **پیش‌بینی رفتار بعدی آمریکا:** در صورت تداوم پاسخ‌های قاطع ایران، احتمال می‌رود آمریکا مجدداً به تاکتیک راهزنی دریایی و ایجاد محدودیت برای نفت‌کش‌ها و شناورهای ایران در آب‌های بین‌المللی روی آورد.

* **لزوم هم‌افزایی «دیپلماسی و میدان»:** جمهوری اسلامی ایران باید واکنش مقتدرانه نظامی خود را با یک پیوست دیپلماتیک تهاجمی تکمیل کند. به عنوان نمونه، مشروط کردن هرگونه گفتگو (حتی در سطوح)

پربازدیدترین