به اشتراک بگذارید

دوازدهم فروردین ماه؛ سالروز تولد ایران قوی

دوازدهم فروردین یادآور روزی است که ایران عزیز با استقرار حکومتی مبتنی بر مبانی اسلام و اراده مردم، از سلطه استبداد و استعمار رها شد.

 دوازدهم فروردین ماه؛ سالروز تولد ایران قوی

ایران اسلامی در بهار و زمستان ۱۴۰۴، شاهد دو جنگ و یک شبه کودتا بود؛ تیر‌هایی که با هدف بلعیدن ایران از سوی محور آمریکایی – صهیونی پرتاب شد، اما در اثر مقاومت شگفت آور ایرانیان به سنگ خورد.

اخیرا در جنگ رمضان، آمریکا و رژیم صهیونی به همراه برخی دیکتاتوری‌های منطقه‌ای، تمامی ظرفیت‌های خود را برای شکستن سد پایداری ایرانیان روانه میدان ساختند؛ اواکس‌هایی که اوج فناوری غرب بودند، اف- ۳۵‌هایی که مدعی بودند به آن‌ها برتری هوایی می‌دهد، پیکان ها، تاد‌ها و پاتریوت‌هایی که قرار بود آسمان را برای آن‌ها آبی نگه دارد و در نهایت ناو‌هایی که تنها با خبر حرکت آنان، رژیم‌هایی تا مرز فروپاشی می‌رفتند.

ساحران تمامی این عصا‌ها را به میدان انداختد؛ اما زمانی که نوبت به عصای موسی رسید، همه آن‌ها بلعیده شدند؛ شاهدها، آواکس‌ها را شکار کردند، سامانه‌های پدافندی بومی، اف- ۳۵ و اف‌های دیگر را مورد اصابت قرار دادند، موشک‌های سنگین ایرانی ساز، تاد‌ها و پاتریوت‌های غربی ساز را زیر ضربه قرار دادند و درنهایت ناو‌ها نیز اندکی پس از گرفتاری به تیر غیب، فرار را بر قرار ترجیح دادند. این‌ها تنها چند مصرع از دیوان حماسه ایرانیان و تراژدی ذلت غربیان بود.

پرسشی که ذهن را به خود سرگرم می‌کند این است که چگونه ایران به اینجا رسید؟ ایرانی که در گلستان و ترکمانچای، پاره‌های تنش را به بیگانه بخشیده و در شهریور ۱۳۲۰ به کرنش و تسلیم در برابر متفقین وادارش ساختند و حتی در واپسین سال‌های رژیم پهلوی، بحرینی که امروز به فرزندی علیه مادر بدل شده است، آن روز به اشاره انگلیس به بدوی‌ها واگذار کردند؛ این ایران، امروز چگونه در برابر نظام سلطه و صهیونیسم بین الملل به تنهایی ایستاده و آن‌ها را در رسیدن به اهدافشان ناکام گذاشته است؟

برای پاسخ به این پرسش باید به صفحات تاریخ و روز‌های سرد بهمن ۱۳۵۷ بازگشت. آن روز‌ها فضاى سیاسى کشور شاهد طنین گسترده شعار‌هایی بود که خواست اصلى ملت را صورت بندى مى‌کرد. در میان این شعارها، سه‌گانه «استقلال، آزادى، جمهوری اسلامى» به مثابه شعارى بنیادین و فراگیر ظهور کرد که نه تنها یک مطالبه سیاسى، بلکه در حقیقت بیانیه‌ای فشرده از آرمان هاى مردم در آن روزهاى سرنوشت ساز بود. انتخاب این شعار و تأکید مکرر بر آن، ریشه در تجربه هاى عینى جامعه ایران از رژیم سلطنتی و حکومت پهلوی داشت.

مطالبه «استقلال» واکنشی بود به وابستگی عمیق رژیم پهلوی به قدرت‌هاى خارجی، به ویژه ایالات متحده آمریکا. مردم سلطنت را تابع و حافظ منافع بیگانه مى‌دیدند. در حافظه جمعى آنها رویداد‌هایی مانند کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹، وقایع شهریور ۱۳۲۰ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همچنان زنده بود؛ رویداد‌هایی که سبب تبدیل ایران به یک پایگاه سیاسى- نظامى براى غرب شده بود.

شعار «آزادى» نیز واکنشى به فضای سرکوب، اختناق و نبود آزادی هاى سیاسى و اجتماعى در دوران پهلوی به شمار مى‌آمد. انحصار قدرت، ممنوعیت فعالیت احزاب و رسانه‌های مستقل، سانسور و عملکرد مخوف ساواک، خواست آزادی را به یک مطالبه حیاتى تبدیل کرده بود. ترس از ساواک، جامعه را فلج و هرگونه صدایی را خفه کرده بود.

«جمهوری اسلامى» نیز مفهومی نوظهور در سپهر سیاست و در عین حال جذاب برای ملت بود. این بخش از شعار، مهم‌ترین و کلیدی‌ترین جزء آن به شمار می‌آمد؛ چرا که در ماه‌های بعد از همه پرسی دوازدهم فروردین ۱۳۵۸، با استقرار نظام جمهوری اسلامی روشن شد، مفهوم «جمهوری اسلامی» در حقیقت ضمانتی برای حدوث و بقای دو قسمت دیگر شعار یعنی استقلال و آزادی و رمز اقتدار ایران اسلامی است. پس از انقلاب، جمهوری اسلامی هم پاسخ به بحران مشروعیت رژیم سلطنتی و هم بیان راه حلى براى آینده کشور بود. مردم ایران پس از تجربه حکومت سلطنتی مطلقه که مشروعیتش را از اصالت خون و حمایت خارجى مى‌گرفت، به دنبال شکل جدیدی از حکومت بودند که نه بر اصالت خون و خاندان، بلکه مبتنى بر اراده مردم باشد؛ از این رو جمهوریت به عنوان ساختار حکومت، مورد تأکید مردم قرار گرفت. اسلامیت نیز بیانگر هویت ساختار سیاسی جدید و مطالبه مردم برای حاکمیت ارزش‌هاى دینی بود.

رژیم گذشته با سیاست هاى نوسازی و تجدد طلبی آمرانه و بى‌توجهى به باورهاى مذهبى، گسست عمیقى با جامعه ایجاد کرده بود. اما حضرت امام خمینی (ره) توانسته بود با طرح نظریه حکومت اسلامى مبتنى بر ولایت فقیه، ارزش‌های دینی و اراده سیاسی مردم را در یک نقطه جمع کند؛ بنابراین «جمهوری اسلامى» در آن شعار، به معناى طرد نظام سلطنتى، پذیرش مردم سالاری دینی و تأکید بر محتواى اسلامى نظام سیاسی جدید بود.

بر این اساس انقلاب اسلامی ایران و محصول ساختاری آن یعنی جمهوری اسلامی، نه تنها یک تغییر حکومت بلکه یک تحول ژئوپلیتیک بود که معادلات قدرت در غرب آسیا را دگرگون کرد. آمریکا و متحدان او، که پیش از این ایران را «ژاندارم منطقه» می‌دانستند، اکنون با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، دشمنی راهبردی در مقابل خود می‌دیدند که به تعبیر آنها لازم بود مهار شود؛ بنابراین از همان ابتدا دشمنی‌ها و توطئه‌های آمریکا علیه نظام اسلامی آغاز شد، اما تجربه این سال‌ها نشان داد ساختار نظام اسلامی به گونه ایست که حتی با وجود شدیدترین چالش‌ها و تکانه ها، همچنان مقاوم و سرفراز است و حوداث سال ۱۴۰۴ به ویژه جنگ تحملی اخیر نیز صادق‌ترین گواه بر این مدعاست؛ بنابراین دوازدهم فروردین، روز جمهوری اسلامی را می‌توان سالروز تولد ایران قوی و با شکوه دانست. نظام جمهوری اسلامی در این سال ها، نه با انفعال بلکه با راهبرد مقاومت فعال و با استفاده از ظرفیت‌های مادی و معنوی خود به مقابله با تمامی دشمنی‌ها پرداخته است. باور به اراده الهی در نصرت جبهه حق، ولایت فقیه، انسجام و وحدت ملی، توسعه توانمندی‌های داخلی و استفاده بجا و توامان از ظرفیت میدان و دیپلماسی تنها بخشی از ثروت و تدبیر جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت فعال در برابر نظام سلطه بوده که توانسته است به مدد آن ها، موجب ناکامی دشمن شود و این پایداری‌ها با همراهی ملت بزرگ ایران و در پرتو امداد‌های الهی تا شکست مطلق و نابودی کامل دشمن همچنان ادامه دارد.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان

پربازدیدترین