- گذار از اشغال سرزمینی به تسلط شبکهای؛ تغییر پارادایم در استراتژی صهیونیسم
تحول گفتمان رژیم صهیونیستی از شعار «از فرات تا نیل» به «از هند تا کوش» نشاندهنده دگرگونی عمیقی در ماهیت راهبرد توسعهطلبانه این رژیم است. در پارادایم سنتی، هدف، اشغال فیزیکی سرزمینها و گسترش مرزهای جغرافیایی بود، اما رویکرد جدید بر «تسلط بر شبکههای جهانی قدرت» متمرکز شده است. این تغییر به معنای گذار از منطق «دولتمحور» با مرزهای مشخص به منطق «شبکهمحور» است که در آن کنترل بر جریانهای داده، فناوری، منابع انرژی، مسیرهای دریایی و هوش مصنوعی جایگزین تصرف خاک میشود. رژیم صهیونیستی با این استراتژی، خود را به عنوان «کریدور ارتباطی» بین شرق آسیای فناوریمحور (هند) و جنوب آفریقای غنی از منابع (کوش) تعریف میکند.
بیشتر بدانید
العاروری: روایات حاوی ناسزا و لعن نابجا در منابع حدیثی هیچ اساسی ندارد| الوجه الآخر
شیخ قصیر: تلاوت قرآن، همنشینی با خدا و حیاتبخش روح و جان انسان است| احکام اسلام
- بازخوانی توراتی «کوش»؛ از نمادپردازی کتاب مقدس تا مشروعیتبخشی به توسعهطلبی
کاربرد اصطلاح توراتی «کوش» به جای نام امروزی اتیوپی در سخنان نتانیاهو، حاوی پیامی فراتر از تغییر جغرافیایی است. این انتخاب زبانی، تلاشی برای بازتعریف پروژه صهیونیستی در قالب «نقشه تمدنی» و مبتنی بر روایتهای کتاب مقدس است. در متون توراتی، کوش نه فقط یک سرزمین، بلکه فضایی نمادین پیوندخورده با منابع آب، طلا و معادن راهبردی توصیف شده است. این بازخوانی توراتی به گفتمان سیاسی رژیم مشروعیتی تاریخی-دینی میبخشد و این پیام را منتقل میکند که گسترش نفوذ به شرق آفریقا، نه یک ماجراجویی موقت، بلکه «ادامهای تاریخی» از وعدههای توراتی است. این رویکرد، ژئوپلیتیک را به الهیات سیاسی گره میزند.
شعار «از هند تا کوش» را نمیتوان جدا از رقابت قدرتهای بزرگ تحلیل کرد. هند به عنوان قدرت فناوری و دفاعی در شرق آسیا، شریک استراتژیک جدید رژیم صهیونیستی محسوب میشود. در سوی دیگر، کوش (اتیوپی) با دارا بودن منابع آبی نیل، طلا و موقعیت راهبردی در شاخ آفریقا و دریای سرخ، هدف نهایی این کریدور توسعهطلبانه است. در این معادله، امارات متحده عربی به عنوان پل ارتباطی میان هند، رژیم صهیونیستی و آفریقا عمل میکند. پروژههای مشترک چون کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) نشاندهنده تلاش برای شکلدهی به شبکهای است که در آن رژیم صهیونیستی نقش «هاب فناوری و امنیتی» را ایفا میکند.
- نیل در تیررس؛ تهدید استراتژیک برای امنیت ملی مصر
گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی به قلمرو «کوش» (اتیوپی) به طور مستقیم حیاتیترین منبع مصر یعنی رود نیل را هدف قرار میدهد. نیل برای مصر نه فقط یک منبع اقتصادی، بلکه ستون فقرات وجودی این کشور در زمینه جمعیت، کشاورزی و انرژی است. هرگونه حضور استراتژیک رژیم صهیونیستی در اتیوپی، به ویژه در پرونده سد النهضه، میتواند معادله آب را به ضرر قاهره تغییر دهد. این نفوذ از طریق فشار بر منابع آبی، بدون اشغال یک وجب از خاک مصر، به هدف راهبردی تضعیف این کشور دست مییابد. از این رو، شعار «از هند تا کوش» را باید بخشی از پروژه «تسلیح آب» علیه امنیت ملی مصر تلقی کرد.
- بازآرایی ژئوپلیتیک در دنیای چندقطبی؛ رژیم صهیونیستی به عنوان اهرم مهار چین
پروژه «از هند تا کوش» در چارچوب استراتژی کلان آمریکا برای مهار چین و بازتوزیع مسئولیتها در منطقه قابل درک است. ابتکار چین برای «کمربند و جاده» (BRI) با نفوذ گسترده در بنادر استراتژیک شرق آفریقا و دریای سرخ، واشنگتن را به واکنش واداشته است. در این زمینه، رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان نقطه اتصال مدیترانه و خلیج فارس، و نیز توانمندی در فناوری نظامی و هوش مصنوعی، به عنصری کلیدی در ائتلاف غربی-هندی برای مقابله با نفوذ چین تبدیل شده است. بنابراین، تغییر شعار صهیونیستی نه صرفاً یک موضعگیری منطقهای، بلکه جزئی از بازآرایی قدرت در نظام بینالملل چندقطبی است که در آن کنترل بر کریدورهای تجاری و شبکههای داده، جایگزین رقابت سنتی بر سر مستعمرات شده است.