چارچوب راهبردی؛ بازدارندگی فعال در بستر ژئوپلیتیک
رزمایش دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت عنوان «کنترل هوشمند تنگه هرمز» که از روز یکشنبه ۲۷ بهمنماه در منطقه راهبردی تنگه هرمز آغاز شده، فراتر از یک تمرین نظامی معمول، بازتابی از راهبرد دفاعی-تهاجمی ایران در مواجهه با تهدیدات فزاینده است. این رزمایش با اشراف میدانی سرلشکر پاکپور، فرمانده کل سپاه، در شرایطی برگزار میشود که آبهای منطقهای خلیج فارس به دلیل حضور گسترده نظامی آمریکا به شدت ملتهب است. اهداف رسمی رزمایش نظیر بررسی آمادگی یگانها، مرور سناریوهای اقدام متقابل و تمرین واکنش سریع، در کنار بازتعریف مفهوم «کنترل هوشمند» بهعنوان مدیریت هدفمند یک گلوگاه حیاتی انرژی جهان، نشاندهنده رویکردی چندلایه در قدرتنمایی ایران است؛ رویکردی که در آن، میدان و دیپلماسی در هم تنیده میشوند.
بیشتر بدانید
اصرار چارچوب هماهنگی بر نامزدی نوری المالکی در برابر تهدید صریح واشنگتن| عراق الغد
وزیر سابق چاد: ولایت فقیه راز اصلی تداوم ۴۷ ساله انقلاب اسلامی ایران است| در مصاحبه با الکوثر
معماری دفاعی ایران؛ شبکهای از قدرت در تقابل با تصویرسازی رسانهای غرب
رسانههای غربی در هفتههای اخیر با برجستهسازی انتقال ناوهای آمریکایی، تلاش کردهاند تصویری از برتری مطلق نظامی واشنگتن در آبهای پیرامونی ایران ترسیم کنند. اما رزمایش سپاه خط بطلانی بر این روایت رسانهای کشید. دریادار تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، با تأکید بر اینکه جزایر ایرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز «دژهای غیرقابل تصرف و ناموس ملی» هستند، معماری دفاعی چندلایهای را تشریح کرد که در آن، قدرت دریایی ایران نه بر ناوهای عظیم، بلکه بر شناورهای تندرو، ناوچههای موشکانداز، ساختار غیرمتمرکز عملیاتی و شبکهای از رادارها، پهپادها و موشکهای ساحل به دریا استوار است. این الگوی «نبرد نامتقارن دریایی» به دلیل جغرافیای نیمهبسته، کمعمق و پرجزیره خلیج فارس، کارآمدی بیشتری نسبت به دکترینهای کلاسیک دریایی دارد. شناورهایی نظیر «شهید سلیمانی»، «شهید ناظری» و «شهید رودکی» این زنجیره قدرت را از خلیج فارس تا دریای عمان و اقیانوس هند گسترش دادهاند.
پیوند میدان و دیپلماسی؛ معادلهای در خدمت چانهزنی راهبردی
رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» را نمیتوان جدا از فضای مذاکرات هستهای و تحرکات دیپلماتیک تحلیل کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه ایران وارد فاز گفتوگو با غرب شده، همزمان وزن میدانی خود را نیز تقویت کرده است. این راهبرد «همراهی میدان با دیپلماسی» بهویژه در شرایط کنونی که واشنگتن با اعزام ناوها در پی تقویت دست مذاکرهکنندگان خود است، معنایی دوگانه مییابد: از یک سو، نمایش آمادگی عملیاتی در تنگه هرمز، این پیام را به طرف مقابل منتقل میکند که هرگونه فشار حداکثری با پاسخ متناسب مواجه خواهد شد؛ از سوی دیگر، مذاکره زمانی معنا دارد که طرفین از اهرمهای واقعی قدرت برخوردار باشند و خلیج فارس برای ایران یک اهرم راهبردی در معادله چانهزنی بزرگتر است که از آبهای جنوب تا پایتختهای اروپایی امتداد مییابد.
معنای «کنترل هوشمند»؛ مدیریت هدفمند به جای انسداد کور
واژه «هوشمند» در عنوان این رزمایش دارای مفهومی کلیدی است. تنگه هرمز، شاهراه حیاتی انرژی جهان، روزانه میزبان دهها نفتکش و کشتی تجاری است و اختلال گسترده در آن میتواند به بحران در اقتصاد جهانی منجر شود. ایران بارها اعلام کرده که در صورت حمله مستقیم، پاسخ آن منطقهای و فراتر از محدودیتهای سنتی خواهد بود. اما «کنترل هوشمند» به معنای بهکارگیری تفکیکشده و هدفمند این ابزار است؛ نمونهای که در اقدامات انصارالله یمن در تنگه بابالمندب مشاهده شد. در این الگو، عبور و مرور گزینشی مدیریت میشود: کشتیهای مرتبط با طرف متخاصم هدف قرار میگیرند و سایر مسیرها باز میمانند. برای مثال، وابستگی ۸۰ درصدی چین به نفت خاورمیانه، اقتضا میکند که فشار هدفمند بر آمریکا و متحدانش متمرکز شود و شرکای اقتصادی ایران آسیب نبینند. اشراف اطلاعاتی ۲۴ ساعته نیروی دریایی سپاه در سطح، هوا و زیرسطح، ستون فقرات این کنترل هوشمند است و امکان مدیریت تفکیکی بر اساس هویت و مقصد شناورها را فراهم میآورد.
«کت تن کیست»؛ پیام نهایی رزمایش برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای
رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» در نهایت پاسخی عملی به این پرسش بود که در خلیج فارس «کت تن کیست». ایران با تکیه بر جغرافیا، شبکه اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی همزمان، نشان داد که در این آبراه حیاتی، تعیینکننده قواعد بازی است. این رویکرد به معنای بستن درها نیست، بلکه به معنای در اختیار داشتن کلید آنهاست. در جهانی که جنگ و دیپلماسی توأمان پیش میروند، داشتن کلید تنگه هرمز یعنی داشتن سهمی تعیینکننده در معادلات امنیت انرژی جهان. پیام رزمایش به واشنگتن روشن است: اگر مسیر دیپلماسی انتخاب شود، امنیت تنگه تضمین میشود؛ اما اگر گزینه نظامی فعال گردد، میدان با تمام توان پاسخ خواهد داد. این همان بازدارندگی فعال از موضع قدرت است که هدف آن نه تهاجم، که تثبیت امنیت از طریق بازتعریف معادلات منطقهای میباشد.