مسیر چهل و هفت ساله انقلاب اسلامی، روایتی از تحول یک گفتمان ایدئولوژیک به یک قدرت راهبردی است که در آن، «پایداری بر اصول» به موتور محرک «بازدارندگی فزاینده» تبدیل شده است. این انقلاب با بنیانگذاری هویتی مبتنی بر استقلالطلبی و مقابله با سلطهگری، مسیری را انتخاب کرد که از ابتدا با تهدیدها و تحریمهای نظام سلطه گره خورده بود. اما به جای عقبنشینی، این فشارها به عامل تعمیق اصول و تثبیت گفتمان مقاومت تبدیل شدند. در واقع، پایبندی به اصول بنیادین، یک انتخاب سیاسی مقطعی نبود، بلکه یک استراتژی بلندمدت برای بقا و تعالی تعریف شد که توانست در گذر زمان، تهدیدها را به عوامل پیشرفت و خودکفایی تبدیل کند.
بیشتر بدانید
تربیت نسلها بر ارزشهای والا؛ رسالت اصلی زن در جامعه انقلابی| قضیة ساخنة
قم یکپارچه حماسه؛ میعادگاه وفاداران به آرمان انقلاب اسلامی و فلسطین| مع المراسلین
این ثبات بر اصول، خود را در عرصههای علمی و دفاعی به شکل ملموسی نشان داد و به بازدارندگی جمهوری اسلامی ابعاد جدیدی بخشید. تلاشهای غرب برای مهار علمی ایران، نتیجه معکوس داد و با تکیه بر سیاست «تکیه بر توان داخلی», ایران به دستاوردهای چشمگیری در حوزههایی چون نانوفناوری، انرژی هستهای و فناوریهای فضایی و دفاعی دست یافت. این پیشرفتها که در سختترین شرایط تحریمی به دست آمدند، صرفاً دستاورد فنی نیستند، بلکه نماد عزم ملی برای شکستن وابستگی و تحقق استقلال واقعی هستند. اقتدار دفاعی ناشی از این دانش، مانند موشکهای بالستیک و پهپادهای پیشرفته، بازدارندگی را از یک مفهوم صرفاً سیاسی به یک واقعیت ملموس و غیرقابل انکار در میدان تبدیل کرد که حتی دشمنان را به اعتراف واداشت.
آزمون سختترین این پایبندیها، در میدان عمل و در مواجهه مستقیم با دشمنان تعریف شد. «جنگ ۱۲ روزه» نقطه عطفی بود که در آن، شعارهای استکبارستیزی به اقدام عملی ترجمه شد و جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای پرداخت هزینه در دفاع از آرمانهایش به نمایش گذاشت. این درگیری مستقیم، نشان داد که اصول انقلاب برای رهبران آن یک باور عمیق و راهنمای عمل است، نه یک ابزار تبلیغاتی. شکست دشمن در دستیابی به اهدافش در این نبرد، اعتبار بازدارندگی ایران را به شدت افزایش داد و این پیام را به جهان مخابره کرد که تهدید علیه ایران، یک ریسک پرهزینه و غیرقابل محاسبه است. این رویداد، اصول انقلاب را از یک گفتمان داخلی به یک واقعیت تأثیرگذار در معادلات بینالمللی ارتقا داد.
با این حال، این بازدارندگی چندلایه بدون «پشتوانه مردمی» هیچ معنایی نداشت. دشمنان همواره بر ایجاد شکاف میان ملت و نظام از طریق فشار اقتصادی و جنگ روانی تمرکز کردند، اما تجربههای تاریخی، از راهپیماییهای گسترده تا ایستادگی در برابر تهدیدات جنگی، نشان داد که مردم ایران انتقادات داخلی را از تهدیدات خارجی تفکیک میکنند. حضور گسترده مردم در صحنههای ملی، مانند راهپیمایی ۲۲ بهمن یا تجمعات پس از اغتشاشات، سرمایه اجتماعی اصلی نظام را تشکیل میدهد که به بازدارندگی عمق و پایداری میبخشد. این همبستگی ملی، توطئههای دشمنان برای بیثباتی و فروپاشی را خنثی کرد و ثابت کرد که حاکمیت و ملت در برابر تهدیدات موجودیتی، منافع مشترک دارند.
در نهایت، انقلاب اسلامی در چهل و هفت سالگی به یک الگوی قدرت رسیده است که در آن، پایداری بر اصول، پیشرفت علمی، اقتدار دفاعی و پشتوانه مردمی در یک همافزایی استراتژیک قرار گرفتهاند. این ترکیب، بازدارندگی را از یک مفهوم صرفاً نظامی به یک پدیده جامع سیاسی، اجتماعی و فناورانه تبدیل کرده است که کشور را از آسیبپذیری در برابر فشارها مصون نگه داشته است. امروز، جمهوری اسلامی دیگر یک کنشگر منفعل در برابر تهدیدها نیست، بلکه بازیگری فعال است که میتواند تهدیدها را به فرصتهای راهبردی برای تقویت جایگاه منطقهای و جهانی خود تبدیل کند و تصمیمات رقبا را تحت تأثیر واقعیتهای بازدارنده خود قرار دهد.