تجزیه ایران، هدف نهایی دشمن از جنگ موجودیتی
تحلیل اظهارات سید علی خمینینشان میدهد که از منظر تهران، درگیری با آمریکا و اسرائیل یک «جنگ موجودیتی» است و نه یک رقابت ژئوپلیتیک معمولی. در این چارچوب، هدف نهایی دشمن صرفاً تغییر رژیم نیست، بلکه «فقط و فقط تجزیه ایران» است. این استراتژی، که با تجزیه امپراتوری عثمانی مقایسه میشود، به دنبال تبدیل یک قدرت بزرگ و مستقل به کشورهای کوچک و وابسته است که به راحتی قابل کنترل باشند. درک این هدف نهایی، کلید فهم سیاستهای ایران است؛ چرا که مقاومت، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت واقعبینانه برای جلوگیری از نابودی و تکهتکه شدن سرزمین است.
آمریکا و رژیم صهیونی؛ یک موجودیت واحد با منطق جنگل
یکی از مهمترین تحلیلهای ارائه شده در این مصاحبه، ادغام کامل استراتژیک آمریکا و رژیم صهیونی و بیمعنایی تمایز بین آنهاست. از دید سید علی خمینی، اسرائیل «بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا» در منطقه است و واشنگتن از آن به عنوان شریک استراتژیک خود حمایت میکند. این دیدگاه، جهان را به یک «جنگل» تشبیه میکند که در آن، قانون قدرت حاکم است و مذاکره با ظالم و مستکمر بیفایده است. این اصل بنیادی، سیاست خارجی ایران را شکل میدهد و توضیح میدهد که چرا تهران معتقد است تنها «زبان قدرت» میتواند با این موجودیت واحد مقابله کرده و منافعش را تضمین کند.
بیشتر بدانید
فراتر از کلمات؛ چرا رهبر به زبان قرآن با امت سخن میگوید؟| ایران الصمود و الانتصار
بازتعریف بازدارندگی با دکترین تهاجمی؛ هشدار مستقیم تهران به واشنگتن| قضیة ساخنة
مقاومت؛ نه یک شعار، بلکه یک راهکار واقعبینانه
با توجه به تهدید وجودی و هدف تجزیه، راهبرد «مقاومت» از یک شعار ایدئولوژیک به یک استراتژی واقعبینانه برای بقا تبدیل میشود. سید علی خمینی تأکید میکند که امام خمینی (ره) یک روحانی و مرجع دینی بود، اما همیشه «واقعبین» بود و واقعیتها را میدید. از این منظر، راه مقاومت، تنها مسیر ممکن برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی در برابر دشمنی است که به دنبال تضعیف و نابودی کامل ایران است. این تحلیل، مخالفان راهبرد مذاکره و سازش را بیپاسخ میگذارد و مقاومت را نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان تنها راه بقا معرفی میکند.
رهبر به مثابه تضمینکننده قدرت و ثبات
بخش قابل توجهی از مصاحبه به تشریح ویژگیهای رهبر انقلاب و نقش ایشان در تضمین ثبات نظام میپردازد. این توصیفها صرفاً یک ستایش شخصی نیست، بلکه یک تحلیل سیاسی از منابع قدرت ایران است. ترکیب «محبوبیت» و «قدرت»، «درک عمیق استراتژیک»، «تجربه پنجاه ساله» و بهویژه «شجاعت ذاتی»، آیتالله خامنهای را به عنوان تکیهگاه اصلی نظام در برابر تهدیدها و جنگ روانی دشمن معرفی میکند. این ویژگیها، اطمینانبخشی برای ملت در مقابله با بحرانها و تضمینکننده تداوم راهبرد مقاومت هستند.
روحیه ملت؛ نگرانی به معنای دلسوزی، نه ترس
در نهایت، مصاحبه به یک تحلیل روانشناختی از وضعیت جامعه ایران میپردازد و بین «نگرانی» و «ترس» تمایز قائل میشود. نگرانی، یک احساس طبیعی برای چیزی است که دوستش داریم و در معرض تهدید است، اما ترس یک صفت منفی و فلجکننده است. سید علی خمینی تأکید میکند که ملت ایران نگران است اما نمیترسد و برای دفاع از کشورش آماده شهادت است. این روحیه که در خاطرهی گریههای سید حسن نصرالله بر سر یک یادگاری از امام نیز متجلی میشود، نشاندهنده عمق پیوند عاطفی و معنوی ملت با انقلاب و رهبری است و مهمترین عامل قدرت نرم در «جنگ موجودیتی» محسوب میشود.