رژیم صهیونیستی در مواجهه با بحرانهای چندلایه امنیتی، نظامی و اجتماعی، بهویژه پس از جنگ غزه و درگیری با محور مقاومت، رویکرد سرکوبگرانه و خفقان رسانهای را به عنوان یک استراتژی اضطراری در پیش گرفته است. این اقدامات که از قطع دسترسی ارتش به روزنامههای منتقد تا تعطیلی رسانههای داخلی و محدودیتهای سایبری گسترده بوده، نه تنها نشاندهنده عمق آسیبپذیری این رژیم است، بلکه تلاشی برای کنترل روایتهای بحرانی و جلوگیری از افشای شکستهای میدانی محسوب میشود.
هدفگیری رسانههای منتقد؛ تلاش برای حذف روایتهای شکست
قطع دسترسی ارتش و نهادهای دولتی به روزنامه «هاآرتص» و تعطیلی رادیو ارتش، گامهای کلیدی در خاموشکردن صدای رسانههای مستقل و منتقد است. این اقدامات نشان میدهد که کابینه نتانیاهو بهجای پاسخگویی به انتقادات، در پی حذف فیزیکی منابع پرسشگر است. از دید این رژیم، رسانههایی که شکستهای نظامی در غزه یا ناکارآمدی سیاستهای جنگطلبانه را افشا میکنند، تهدیدی امنیتی تلقی میشوند. این رویکرد، در واقع تلاشی برای جایگزینی «روایت رسمی» به جای «واقعیت میدانی» است.
بیشتر بدانید
واکاوی مکتب حاج قاسم؛ وحدت جریانهای مقاومت، دستاورد کلیدی مکتب سلیمانی است| در مصاحبه با الکوثر
چهره ارشد مقاومت در حزبالله: شهید سلیمانی، فلسطین را کانون مقاومت فرامذهبی کرد| در مصاحبه با الکوثر
بحران مشروعیت و افزایش فشارهای داخلی؛ خفقان به مثابه ابزار بقا
موج گسترده اعتراضات داخلی و انتقادات فزاینده به سیاستهای نتانیاهو، مشروعیت این رژیم را با چالش جدی مواجه کرده است. در چنین شرایطی، سرکوب رسانهها نه تنها یک اقدام امنیتی، بلکه ابزاری برای مهار نارضایتیهای اجتماعی و جلوگیری از تشدید بحران سیاسی است. کابینه با محدود کردن دسترسی جامعه به اطلاعات مستقل، تلاش میکند فضای عمومی را تحت کنترل درآورده و از تبدیل انتقادات پراکنده به جنبشی فراگیر جلوگیری کند. این استراتژی، هرچند کوتاهمدت میتواند ثبات ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت عمق شکاف بین دولت و جامعه را افزایش میدهد.
ترس از نفوذ اطلاعاتی و آسیبپذیری سایبری؛ محدودیتهای امنیتی فراسوی مرزها
هک تلفنهای همراه مقامات ارشد توسط گروههای سایبری وابسته به مقاومت، آسیبپذیری عمیق ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی را آشکار کرده است. اقداماتی مانند ممنوعیت استفاده از گوشیهای اندروید برای افسران ارشد، نشاندهنده هراس این رژیم از نشت اطلاعات کلیدی به جبهه مقاومت است. این ترس، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه با ایران و افشای خسارتهای پنهان، تشدید شده است. سرکوب رسانهای در این حوزه، در واقع پوششی برای پنهانکردن ضعفهای فنی و امنیتی ساختارهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است.
مدیریت روایت جنگ؛ پنهانسازی شکستهای میدانی برای حفظ روحیه
یکی از ابعاد خطرناک خفقان رسانهای، تلاش برای تحریف واقعیتهای میدانی در جنگ غزه و دیگر درگیریهاست. گزارشهای میدانی هاآرتص و دیگر رسانههای مستقل، شکاف عمیق بین ادعاهای دولت درباره «نابودی حماس» و واقعیتهای میدانی را نشان دادهاند. کابینه نتانیاهو با سانسور این اطلاعات، تلاش میکند روحیه نیروهای نظامی و جامعه را در سطحی مصنوعی حفظ کند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت تأثیرگذار باشد، اما با انباشت شکستهای عملیاتی، در نهایت به بیاعتمادی گسترده در بدنه ارتش و جامعه منجر خواهد شد.
آینده استراتژی خفقان؛ تقابل بین کنترل اطلاعات و فشارهای فزاینده
کاربرد گسترده سرکوب رسانهای توسط رژیم صهیونیستی، نشاندهنده گذار این رژیم از یک دولت با ابزارهای نظارتی متعارف به سوی یک ساختار امنیتیمحور است که بقای خود را در گرو محدودسازی فضای اطلاعاتی میداند. با این حال، این استراتژی در برابر فشارهای فزاینده داخلی (اعتراضات، شکافهای اجتماعی) و خارجی (تهدیدات سایبری مقاومت، افشای اسناد محرمانه) آسیبپذیر است. ادامه این روند میتواند به ایجاد «حباب اطلاعاتی» بینجامد که در آن دولت قادر به درک واقعی بحرانها نبوده و جامعه به تدریج به منابع اطلاعاتی غیررسمی و خارجی روی میآورد.
بهره سخن:
سرکوب رسانهای رژیم صهیونیستی را باید نشانهای از «بحران عمیق مشروعیت» و «ترس از افشای واقعیتهای میدانی» دانست، نه صرفاً یک اقدام امنیتی کوتاهمدت. این استراتژی اگرچه ممکن است فضایی موقت از کنترل ایجاد کند، اما در بلندمدت سه پیامد خطرناک خواهد داشت: نخست، تخریب اعتماد عمومی به نهادهای رسمی؛ دوم، افزایش وابستگی به روایتهای خارجی که اغلب خصمانه هستند؛ و سوم، تعمیق شکاف بین دولت و ارتش با جامعه. تجربه تاریخ نشان داده است که نظامهایی که به جای شفافیت و پاسخگویی، راه خفقان و سانسور را در پیش میگیرند، نه تنها قادر به مهار بحرانها نیستند، بلکه دیر یا زود در برابر فشار فزاینده واقعیتهای میدانی و خواست عمومی تسلیم میشوند. آینده رژیم صهیونیستی در گروی درک این واقعیت است که امنیت پایدار نه با سرکوب اطلاعات، بلکه با اصلاح ساختاری و پذیرش انتقادات سازنده محقق میشود.