به اشتراک بگذارید

ترور طباطبایی؛ اجرای سیاست «بی‌ثباتی کنترل‌شده» و انهدام فاز احیای اقتصادی لبنان

حمله اخیر اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، نه یک حادثه امنیتی مجزا، بلکه برنامه عملیاتی دقیق برای تضمین تداوم وضعیت «دولت مفلوک» در لبنان بود. زمان‌بندی این عملیات، که درست در اوج برگزاری کنفرانس اقتصادی «بیروت ۱» انجام شد، به شکلی طراحی گردید تا هرگونه تلاش دولت برای بازسازی اقتدار مالی و جذب سرمایه (نقطه مقابل ضعف ساختاری) را در نطفه خفه کند و این پیام را مخابره نماید که حاکمیت ملی توانایی تأمین حداقل امنیت برای سرمایه‌گذاران را ندارد.

ترور طباطبایی؛ اجرای سیاست «بی‌ثباتی کنترل‌شده» و انهدام فاز احیای اقتصادی لبنان

ترور در بیروت؛ استراتژی هدفمند رژیم صهیونی برای «ممنوعه‌سازی سرمایه‌گذاری» در لبنان

لبنان در پیچ‌وخم ساختار قدرت منطقه‌ای، همچون یک پتانسیل ژئوپلیتیکی عظیم در معرض تهدید است؛ کشوری که می‌توانست با ثبات و انسجام حکمرانی، پلی اقتصادی میان شرق و غرب باشد. با این حال، سیاست کلان واشنگتن و تل‌آویو بر مدیریت بحران و حفظ «بی‌ثباتی کنترل‌شده» متمرکز بوده است. حمله اخیر اسرائیل به ضاحیه جنوبی و ترور فرمانده ارشد حزب‌الله، ابوعلی طباطبایی، نه یک عملیات امنیتی منفرد، بلکه گامی تاکتیکی در راستای این استراتژی کلان برای جلوگیری از هرگونه بهبود اقتصادی و تقویت حاکمیت ملی لبنان است.

۱. اهداف استراتژیک اسرائیل: تضعیف بازدارندگی و شکستن قواعد امنیتی

حمله به قلب بیروت و ترور طباطبایی، فراتر از یک اقدام نظامی، پیامی راهبردی از سوی اسرائیل بود که قواعد بازی آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ را به طور کامل بی‌معنا ساخت. اسرائیل با این اقدام، صراحتاً اعلام کرد که هیچ منطقه‌ای در لبنان، حتی پایتخت، از دایره عملیات نظامی خارج نیست. این حرکت نشان‌دهنده عزم تل‌آویو برای تغییر موازنه امنیتی به نفع خود از طریق تضعیف ساختارهای دفاعی و بازدارندگی است، به ویژه آنکه این اقدام تلاشی برای برهم زدن هرگونه فرمول امنیتی است که ثبات را برای لبنان به ارمغان بیاورد.

بیشتر بدانید

مظلومیت مضاعف مردم غزه؛ ادامه حملات اشغالگران همزمان با شروع باران‌های سیل‌آسا| قضیة ساخنة

تداوم تنش در مرزها؛ عبور نیروهای اشغالگر از خطوط توافق شده پس از برقراری آتش‌بس| مع المراسلين

۲. زمان‌بندی هدفمند: ترور اقتصادی همزمان با کنفرانس بیروت ۱

اهمیت مضاعف این ترور در زمان‌بندی آن نهفته است. حمله دقیقاً در روزهای برگزاری «کنفرانس سرمایه‌گذاری بیروت ۱» که اولین تلاش جدی دولت لبنان برای جذب ۷.۵ میلیارد دلار سرمایه و خروج از بحران مالی ویرانگر ۲۰۱۹ بود، صورت گرفت. این کنفرانس، نقطه عطفی برای احیای اعتماد بین‌المللی و آزادسازی بسته کمک صندوق بین‌المللی پول تلقی می‌شد. اسرائیل با این اقدام، نه تنها به لحاظ امنیتی مداخله کرد، بلکه اولین فرصت واقعی لبنان برای آغاز روند بازسازی اقتصادی را پیش از تولد از میان برد و پیام داد که هیچ سرمایه‌گذاری در کشوری که امنیت پایتختش تضمین شده نیست، معقول نخواهد بود.

۳. استراتژی دوگانه: فروپاشی اقتصادی به مثابه ابزار فشار

هدف اسرائیل، همانطور که در پی حمله تبلیغاتی نیز دنبال می‌شود، این است که شکست احتمالی دولت در حوزه اقتصادی را مستقیماً به ناکامی در خلع سلاح حزب‌الله نسبت دهد. اسرائیل در پی اثبات این فرضیه است که لبنان یک کشور «سرمایه‌ناپذیر» است و هرگونه ثبات مالی، مشروط به از بین رفتن نیروی بازدارنده مقاومت است. این استراتژی، به صورت همزمان دو ستون حیات یک کشور را هدف قرار می‌دهد: اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی و انسجام ساختار دفاعی ملی.

۴. سیاست همسو با تل‌آویو: دیکته سکوت از سوی واشنگتن به ارتش لبنان

در حالی که آمریکا ظاهراً بر تقویت ارتش لبنان تأکید دارد، عملکرد عملی واشنگتن نشان‌دهنده همپوشانی کامل با راهبرد تل‌آویو است. لغو دیدارهای فرمانده ارتش لبنان پس از توصیف تجاوز اسرائیل به عنوان «تجاوزکارانه»، پیام روشنی به بیروت ارسال کرد: سکوت در برابر تجاوز خارجی، پیش‌شرط دریافت کمک‌های مالی است. این رفتار، سیاست قدیمی واشنگتن را تأیید می‌کند: تضعیف بازدارندگی واقعی لبنان و حفظ ارتش در سطحی وابسته و نمادین، با هدف اصلی تحت فشار قرار دادن دولت برای خلع سلاح حزب‌الله.

۵. نفی ثبات: جلوگیری از تبدیل شدن لبنان به یک بازیگر مستقل

در نهایت، آنچه اسرائیل و آمریکا از آن هراس دارند، شکل‌گیری یک لبنان باثبات، اقتصادی و دارای آینده است که بتواند به صورت یک بازیگر مستقل در منطقه عمل کند. حمله به ضاحیه و تشدید فشار سیاسی–اقتصادی، ابزاری دقیق برای مدیریت این پتانسیل است. تا زمانی که لبنان نتواند حداقل سطح از امنیت و حکمرانی منسجم را برقرار کند، این قابلیت‌های ژئوپلیتیکی و اجتماعی به جای عاملی برای توسعه، به اهرمی برای مداخله خارجی تبدیل خواهند شد و بحران‌های ساختاری آن ادامه خواهد یافت.

بهره سخن:

عملیات ترور در بیروت، یک هشدار امنیتی نبود، بلکه یک عملیات ضد اقتصادی بود که اولین تلاش دولت لبنان برای نجات خود از ورشکستگی را هدف گرفت. این اقدام نشان می‌دهد که ثبات در لبنان، در تضاد مستقیم با منافع راهبردی طرف‌های خارجی است و مسیر خروج از بحران، علاوه بر اصلاحات داخلی، نیازمند بازتعریف بنیادین قواعد بازی امنیتی است تا از تبدیل شدن قابلیت‌های ملی به ابزاری برای باج‌گیری خارجی جلوگیری شود.

پربازدیدترین