درخشش مجید مجیدی در جشنواره فیلم بوسان و سخنان او در زمان دریافت جایزه بهترین فیلم را باید در چارچوب نقش هنر در روایت جنگ و مقاومت فهمید. در روزهایی که هنوز داغ مادران و خانوادههای دانشآموزان میناب تازه است و ابعاد انسانی جنگ علیه ایران از میان انبوه اخبار نظامی و سیاسی بهسختی فرصت دیدهشدن پیدا میکند، مجیدی انتخاب کرد که فراتر از یک موضعگیری هنری، صدای رسای قربانیان تجاوز ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و دفاع از حقانیت ملت ایران باشد. او با استفاده از فرصت حضور در این رویداد معتبر، از تخریب گسترده خانههای مردم و کشتهشدن دانشآموزان در حمله به مدرسه میناب سخن گفت و جایزه خود را به مردم ایران تقدیم کرد. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که هرچه از زمان وقوع یک جنایت فاصله میگیریم و خبرهای تازه جای خبرهای پیشین را میگیرند، خطر کمرنگشدن حافظه عمومی درباره آن نیز افزایش مییابد؛ و طرح دوباره این فاجعه در یک رویداد بینالمللی میتواند به حفظ آن در حافظه رسانهای و مطالبه پاسخگویی درباره مسئولیت عاملان کمک کند.
وجه دیگر سخنان مجیدی، بازتاب پیوند میان دفاع از ایران و همبستگی ملی است. جامعه ایران، با همه تفاوتهای سیاسی، فرهنگی، زبانی و اجتماعی، جامعهای متکثر است؛ اما تجاوز خارجی و هدف قرار گرفتن مردم و سرزمین، مسئلهای فراتر از اختلافنظرهای داخلی ایجاد میکند. در چنین موقعیتی، دفاع از جان شهروندان، امنیت تمامیت ارضی کشور و استقلال ملی نقطه اشتراک طیفهای گوناگون جامعه است. هنرمند در این میان جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا زبان هنر میتواند از مرزهای سیاسی عبور کند و با مخاطب از مسیر عاطفه، تجربه مشترک انسانی و سرنوشت جمعی سخن بگوید. مجیدی نیز با انتخاب کودکان، خانوادهها و رنج مردم بهعنوان محور سخنانش، بر وجهی از جنگ انگشت گذاشت که فهم آن به تعلق سیاسی یا گرایش فکری خاصی نیاز ندارد: هیچ کودکی نباید قربانی جنگ شود و هیچ خانوادهای نباید در برابر ویرانی خانه و از دست دادن فرزندش تنها بماند.
در نهایت، مواضع مجیدی نشان داد که در جنگهای معاصر، میدان رویارویی به عرصه نظامی محدود نمیماند و تصویرسازی رسانهای، برجستهسازی برخی رویدادها و رقابت بر سر تعیین اینکه کدام روایت به افکار عمومی برسد، بخشی از منازعه است. در چنین فضایی، هنرمندان میتوانند با ثبت تجربه انسانی جنگ، بخشی از خلأهای روایت رسانهای را پر کنند و اجازه ندهند قربانیان غیرنظامی صرفاً به اعداد و آمار تبدیل شوند. رویکرد فیلم «وعده ناهار» نیز که داستان معلمی در منطقه محروم چابهار را روایت میکند، با پیوند خوردن به سرنوشت کودکان میناب، دو وجه از توجه سینمای مجیدی به زندگی کودکان و مسئولیت جامعه در برابر آنان را کنار یکدیگر قرار داد. مواضع قهرمانانه مجیدی نشان داد که در روزگاری که رزمندگان در میدان نبرد از کشور دفاع میکنند و مردم با حضور و همبستگی خود بر پیوندشان با میهن تأکید میگذارند، صدای هنرمند نیز میتواند از سنگر فرهنگ و رسانه بلند شود و عرصه نمایش اتحاد ملی در برابر دیده جهانیان باشد.