به اشتراک بگذارید

گلوگاه های ضعف قدرت دریایی رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی اگرچه در نگاه نخست یک قدرت هوایی در غرب آسیا و شمال آفریقا به شمار می‌رود، اما موقعیت جغرافیایی، وابستگی اقتصادی به مسیرهای دریایی و محدودیت شدید در عمق سرزمینی باعث شده است که دریا جایگاهی فراتر از یک عرصه عملیاتی فرعی در راهبرد امنیتی این رژیم پیدا کند؛ به‌گونه‌ای که نتانیاهو اخیرا از برنامه‌ریزی برای تبدیل این رژیم به یک «قدرت دریایی» و حفظ «سلطه» بر دریای مدیترانه خبر داده است.

گلوگاه های ضعف قدرت دریایی رژیم صهیونیستی

ل:
رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس با یک مسئله بنیادین جغرافیایی مواجه بوده است: فقدان عمق راهبردی. بخش قابل‌توجهی از جمعیت و مراکز حیاتی این رژیم در نزدیکی ساحل مدیترانه قرار گرفته‌اند و عرض جغرافیایی سرزمین‌های تحت کنترل آن در برخی نقاط بسیار محدود است. به همین دلیل، در یک جنگ گسترده، بخش بزرگی از زیرساخت‌های حیاتی و مراکز جمعیتی می‌تواند در تیررس سامانه‌های موشکی و دریایی دشمن قرار گیرد. در چنین شرایطی، دریا برای رژیم صهیونیستی فقط یک مرز طبیعی نیست، بلکه بخشی از عمق راهبردی آن محسوب می‌شود. کنترل آب‌های پیرامونی به تل‌آویو امکان می‌دهد تا ضمن جلوگیری از فشار مستقیم بر سواحل، آزادی عمل نیروهای هوایی و زمینی خود را افزایش دهد. تجربه جنگ ۱۹۷۳ یکی از مهم‌ترین نقاط تحول در نگاه رژیم صهیونیستی به قدرت دریایی بود؛ در این جنگ، ناوگان صهیونیستی با استفاده از شناورهای موشک‌انداز و اقدامات جنگ الکترونیک توانست در برابر نیروهای دریایی مصر و سوریه برتری ایجاد کند و کنترل دریایی شرق مدیترانه را به دست آورد. این کنترل تنها یک پیروزی تاکتیکی نبود، بلکه به نیروهای زمینی و هوایی امکان داد بدون نگرانی از یک تهدید جدی دریایی، مأموریت‌های خود را دنبال کنند.

پاراگراف دوم:
رژیم صهیونیستی صاحب یک نیروی دریایی بزرگ از نظر تعداد و تناژ نیست. تا سال‌های اخیر هیچ شناور یا زیردریایی رژیم صهیونیستی بیش از حدود ۲۲۰۰ تن جابه‌جایی را نداشت و بزرگ‌ترین شناورهای رزمی سطحی نیز کمتر از ۱۹۰۰ تن بودند. جدیدترین و پیشرفته‌ترین تکنولوژی نظامی رژیم در حوزه رزم‌ناوها را ناو موشک‌انداز «رشف» در کلاس ساعر است که در دسامبر ۲۰۲۴ وزارت دفاع این رژیم از قراردادی ۷۸۰ میلیون دلاری برای خرید پنج فروند از آن خبر داد. اما ستون اصلی توان دریایی این رژیم را زیردریایی‌های کلاس «دلفین» ساخت آلمان تشکیل می‌دهند. اهمیت زیردریایی‌ها در این ساختار بسیار بیشتر از اندازه ناوگان سطحی است؛ زیرا وسعت جغرافیایی محدود فلسطین اشغالی در صورت مواجهه با یک حمله گسترده، ممکن است بخش قابل‌توجهی از زیرساخت‌های نظامی و راهبردی خود را در مدت کوتاهی از دست بدهد. از این منظر، زیردریایی‌های پنهان می‌توانند بخشی از توان نظامی را از دسترس حمله اولیه خارج کنند و امکان پاسخ متقابل را حفظ کنند. بر این اساس، استقرار زیردریایی‌های تهاجمی در مدیترانه شرقی برای رژیمی با چنین محدودیت جغرافیایی، نوعی «عمق راهبردی» ایجاد می‌کند. در سال‌های اخیر نیروی دریایی رژیم به سمت توسعه فزاینده شناورهای بدون سرنشین حرکت کرده است؛ روندی که نشان می‌دهد آینده توانمندی تجهیزات دریایی رژیم صهیونیستی تنها بر تعداد کشتی‌های بزرگ متکی نیست، بلکه به سمت ترکیب شناورهای کوچک، موشک‌ها، سامانه‌های بدون سرنشین، اطلاعات و جنگ الکترونیک حرکت می‌کند.


با وجود تمام این قابلیت‌ها، قدرت دریایی رژیم صهیونیستی با محدودیت‌های جدی مواجه است.

  • یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های دریایی این رژیم، رشد قدرت دریایی ترکیه است. ترکیه از یک قدرت دریایی محدود در دهه‌های گذشته به بازیگری تبدیل شده که تلاش می‌کند نفوذ خود را در شرق مدیترانه، لیبی، سوریه و دیگر مناطق پیرامونی افزایش دهد. توسعه کشتی‌های بزرگ‌تر، زیردریایی‌ها و توانمندی‌های بومی باعث شده است آنکارا به یک بازیگر مهم دریایی تبدیل شود. نیروی دریایی ترکیه پس از نیروی دریایی ایالات متحده، دومین نیروی بزرگ ناتو است و در حال حاضر ۱۴ زیردریایی فعال دارد. این روند می‌تواند به رقابت مستقیم یا غیرمستقیم میان ترکیه و رژیم صهیونیستی بر سر شرق مدیترانه منجر شود.
  • از سوی دیگر، موقعیت بندر ایلات در دریای سرخ باعث شده است باب‌المندب برای امنیت دریایی رژیم صهیونیستی اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. تجربه جنگ‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ و جنگ غزه ۲۰۲۳ نشان داد که اختلال در مسیر دریای سرخ می‌تواند پیامدهای مستقیم اقتصادی و راهبردی برای تل‌آویو داشته باشد. این موضوع اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا هرگونه اختلال در باب‌المندب، تنها مسئله‌ای نظامی نیست و مستقیما به تجارت و انرژی رژیم مرتبط می‌شود. این در حالی است که طی تحولات اخیر منطقه، انصارالله توانسته است با پیشروی‌های سریع در منطقه ساحل غربی، تسلط خود بر تنگه باب‌المندب را افزایش دهد و توانمندی بیشتری برای کنترل تردد دریایی از دریای سرخ به دست آورد؛ موضوعی که نگرانی جدی مقامات صهیونیستی را به دنبال داشته است.
  • علاوه بر این، وابستگی خارجی یکی از نقاط ضعف پنهان قدرت دریایی رژیم صهیونیستی است؛ آمریکا در ساخت ناوچه‌های ساعر ۵ و آلمان در ساخت ساعر ۶ و زیردریایی‌های دلفین نقش اساسی داشته‌اند. بنابراین، بخش مهمی از توان دریایی رژیم صهیونیستی به زنجیره‌های تولید و تصمیمات سیاسی کشورهای خارجی وابسته است. در نهایت، مسئله اصلی برای آینده نیروی دریایی رژیم صهیونیستی صرفا افزایش تعداد کشتی‌ها نیست، بلکه توانایی حفظ کنترل دریایی در چند محیط همزمان و در شرایطی است که حمایت مستقیم آمریکا کاهش پیدا کند.

پربازدیدترین