خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ را نباید پایان نقش امنیتی و راهبردی واشنگتن در این کشور و منطقه تلقی کرد. شواهد موجود نشان میدهد آمریکا در حال عبور از الگویی است که در آن هزاران نیروی نظامی و پایگاههای ثابت ابزار اصلی نفوذ بودند، و به سمت الگویی حرکت میکند که در آن اطلاعات، آموزش، تسلیحات، همکاری امنیتی و توان واکنش از بیرون عراق اهمیت بیشتری پیدا میکند. پنتاگون نیز خروج نیروها را «گذار از مأموریت ائتلافی زمان جنگ به یک تلاش امنیتی تحت رهبری عراق» توصیف کرده و گفته است حمایت هدفمند آموزشی و اطلاعاتی ادامه خواهد داشت. ویکتوریا تیلور، مدیر ابتکار عراق در شورای آتلانتیک، معتقد است آزمون اصلی پس از خروج نیروها این خواهد بود که آیا واشنگتن میتواند رابطه دفاعی دوجانبه و حمایت از دولت عراق را حفظ کند یا خیر. آلینا رومانوسکی، سفیر سابق آمریکا در عراق نیز هشدار داده که خروج نیروها نباید به معنای رها کردن شرکای عراقی تلقی شود.
سناریوی نخست، حفظ نفوذ نظامی بدون حضور گسترده نظامیان آمریکایی در عراق است؛ واشنگتن میتواند همچنان از طریق آموزش، فروش و پشتیبانی تسلیحاتی، تبادل اطلاعات و تقویت نیروهای ضدتروریسم عراق بر ساختار امنیتی این کشور اثر بگذارد. دکتر دوورا مارگولین، پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، معتقد است مأموریت آمریکا در سالهای اخیر از عملیات مستقیم به سمت مشاوره، کمک و توانمندسازی نیروهای عراقی تغییر کرده و آموزش، اطلاعات و انتقال تجربه نهادی همچنان برای جلوگیری از بازگشت داعش اهمیت دارد.
سناریوی دوم، تبدیل عراق از پایگاه عملیاتی به گره اطلاعاتی است؛ آمریکا میتواند با حفظ کانالهای اطلاعاتی با نیروهای امنیتی عراق، همکاری با دستگاههای ضدتروریسم و ارتباط با نیروهای اقلیم کردستان، همچنان تصویری از تحولات امنیتی این کشور، سوریه و فعالیت گروههای مقاومت در اختیار داشته باشد. محمد صالح، کارشناس عراق و پژوهشگر مؤسسه سیاست خارجی آمریکا، گفته است هنوز مشخص نیست همکاری امنیتی آمریکا و عراق پس از خروج دقیقا چه شکلی خواهد داشت، بهویژه در حوزه اطلاعات و پشتیبانی لجستیکی که در شکست داعش نقش مهمی داشت.
سناریوی سوم، انتقال مرکز ثقل عملیات آمریکا از عراق به کشورهای اطراف است؛ واشنگتن میتواند نیروهای خود را در کشورهایی مانند اردن و دیگر نقاط منطقه مستقر کند و در صورت بروز تهدید از ظرفیت هوایی، اطلاعاتی و موشکی خود برای واکنش استفاده کند. واشنگتنپست گزارش داده است که نیروهای آمریکایی پس از خروج از عراق بخش مهمی از مأموریت ضد داعش را از اردن دنبال خواهند کرد.
سناریوی چهارم، بازطراحی شبکه امنیتی آمریکا در منطقه است؛ مارک کانسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، معتقد است تحولات اخیر منطقه باعث شده برخی کشورهای عربی به رژیم صهیونیستی نزدیکتر شوند و این وضعیت میتواند برای آمریکا در ایجاد نوعی موازنه منطقهای علیه ایران مفید باشد. در چنین الگویی، عراق دیگر لزوما پایگاه اصلی آمریکا نیست، بلکه بخشی از محیط امنیتی بزرگتری است که اردن، کشورهای خلیج فارس، رژیم اشغالگر قدس و سایر شرکای آمریکا را دربر میگیرد.
سناریوی پنجم، بازگشت محدود آمریکا در صورت ایجاد بحران امنیتی است؛ جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا در عراق و ترکیه، هشدار داده بود که واشنگتن باید مراقب چرخه اعزام، خروج و بازگشت سریع باشد، زیرا اگر تهدید داعش یا بحران امنیتی جدیدی شکل بگیرد، آمریکا ممکن است بار دیگر با فشار برای مداخله مواجه شود. در مجموع، آینده حضور آمریکا در عراق را باید نه با تعداد سربازان، بلکه با میزان دسترسی اطلاعاتی، همکاری امنیتی، وابستگی تسلیحاتی، آموزش نیروهای عراقی و توان واکنش آمریکا از خارج عراق سنجید.