به اشتراک بگذارید

روایتی از «۳۰ سال ماندن» تا «خروج نمایشی» آمریکا از عراق/ چرا واشنگتن عراق را رها نمی کند؟

سیدهادی سیدافقهی، کارشناس مسائل غرب آسیا، با اشاره به حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، این اقدام را در راستای تغییر جغرافیای منطقه به نفع حضور درازمدت واشنگتن و کمک به رژیم صهیونیستی برای تحقق «اسرائیل بزرگ» توصیف کرد و تأکید کرد که خروج نظامی آمریکا از عراق «پایان حضور» نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.

روایتی از «۳۰ سال ماندن» تا «خروج نمایشی» آمریکا از عراق/ چرا واشنگتن عراق را رها نمی کند؟

سیدافقهی با اشاره به حمله جرج بوش پسر در سال ۲۰۰۳، این اقدام را بخشی از طرحی بزرگ‌تر برای تغییر جغرافیای غرب آسیا به نفع حضور درازمدت آمریکا و تحقق «اسرائیل بزرگ» می‌داند. او تأکید می‌کند که این جنگ بدون مجوز شورای امنیت، عراق را از هر لحاظ آسیب جدی و بنیادین دید؛ هم در زیرساخت‌ها و هم در ساختار نظام سیاسی، سازمان‌های امنیتی و نهادهای نظامی، و این آسیب‌ها تاکنون ترمیم نشده است. اما نکته کلیدی در تحلیل او، شکست آمریکا در برابر مقاومت است: در نتیجه ضربات مقاومت اسلامی عراق با کمک جمهوری اسلامی ایران، اوباما ناچار به خروج نظامیان آمریکایی در سال ۲۰۱۱ شد. سیدافقهی این خروج را «یک شکست جدی برای آمریکا» توصیف می‌کند؛ چرا که رامسفلد با غرور گفته بود «فعلاً ۳۰ سالی خواهیم بود»، اما در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شد. بازگشت دوباره آمریکا به بهانه داعش نیز با فتوا و تشکیل حشدالشعبی و فرماندهی شهید قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس خنثی شد، اما واشنگتن به بهانه مبارزه با داعش، حضور خود را تثبیت کرد.


تحلیل سیدافقهی نشان می‌دهد که خروج نظامی آمریکا از عراق به معنای پایان حضور این کشور نیست. واشنگتن همچنان از طریق نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری، کنترل آسمان عراق، مخالفت با تجهیز تسلیحات نیروهای عراقی، و اصرار بر حضور شرکت‌های آمریکایی در بازسازی زیرساخت‌ها، سنگ‌اندازی می‌کند. اما مرگبارترین اهرم فشار، سازوکار مالی است: درآمد نفت عراق پس از فروش به بانک فدرال رزرو آمریکا واریز می‌شود و این کشور همچنان تحت فصل هفتم شورای امنیت قرار دارد. سیدافقهی این را «یکی از مرگبارترین قطعنامه‌هایی» می‌داند که معیشت مردم عراق را به گروگان گرفته است؛ چرا که اقتصاد عراق بیش از ۹۰ درصد متکی به نفت است و هر تحرک ضدآمریکایی با تهدید عدم واریز درآمدهای نفتی مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، یکی از گزینه‌های آمریکا پس از خروج نظامی، تجزیه عراق به اقلیم‌های کردی، سنی و شیعی است که به صورت «چراغ خاموش» دنبال می‌شود.


سیدافقهی با اشاره به عملکرد علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، نشانه‌هایی از تمایلات آمریکایی و «تسلیم محض» در برابر ترامپ را برجسته می‌کند؛ از جمله واکنش او به ترور شهید سلیمانی و تبسم در برابر جمله ترامپ که «نفت عراق مال آمریکاست». او همچنین به مشارکت عراق در محدودیت‌های پروازی و اقتصادی علیه ایران اشاره می‌کند و از ضرورت تدوین «طرح راهبردی بلندمدت» برای سیاست ایران در عراق سخن می‌گوید. به باور او، ایران نمی‌خواهد عراق را از دست بدهد و همچنین نمی‌خواهد شاهد جنگ داخلی میان شیعیان و اهل سنت یا جنگ درون‌گروهی باشد؛ بنابراین باید «هوشمندانه، واقع‌بینانه و با احتیاط» عمل کند تا اقتدار شیعه حفظ شود و مردم عراق آسیب نبینند. سیدافقهی در پایان تأکید می‌کند که همان‌گونه که مقاومت مردمی باعث کاهش حضور نظامی آمریکا شد، مقاومت مسلحانه، سیاسی و فرهنگی ادامه خواهد داشت تا سیطره واشنگتن به‌طور کامل پاکسازی شود؛ چرا که به تعبیر امام شهید، «عراق عمق راهبردی ایران و ایران نیز عمق راهبردی عراق است».

پربازدیدترین