به اشتراک بگذارید

پل ملک حسین؛ رستاخیز کوچک فلسطینی در سایه استعمار زمان و بدن

شفاء القضاة، روزنامه‌نگار اردنی، در گزارشی تحلیلی برای مجله الفراتس، پل ملک حسین را به عنوان تنها گذرگاه فلسطینیان کرانه باختری به جهان، نمادی از رنج، تحقیر و استعمار زمان و بدن توصیف کرده است؛ پلی که با وجود سه دهه مذاکره و توافق، همچنان تحت سلطه کامل رژیم صهیونیستی قرار دارد و مسافران آن با انتظارهای طولانی، مجازات‌های خودسرانه و بازرسی‌های تحقیرآمیز روبه‌رو هستند.

پل ملک حسین؛ رستاخیز کوچک فلسطینی در سایه استعمار زمان و بدن

شفاء القضاة، روزنامه‌نگار اردنی، در گزارش خود برای مجله الفراتس، تصویری عمیق و دردناک از پل ملک حسین ارائه می‌دهد؛ پلی که به گفته او، تنها گذرگاه فلسطینیان کرانه باختری به جهان است و رنج آنان از فرآیند بررسی پیچیده مدارک آغاز شده و به انتظار طولانی، مجازات‌های خودسرانه و رفتار جسمی تحقیرآمیز می‌رسد. القضاة با روایت داستان مروه، دختری که در دوازده‌سالگی نخستین عبورش از پل را تجربه کرد، نشان می‌دهد که پدرش به او گفته بود: «این همان پل است؛ فقط اگر آرام بمانی می‌توانی از رویش بگذری. اگر عصبانی شوی، بی‌فایده عصبانی شده‌ای.» مروه به یاد دارد که پدرش با اعصابی آرام، چهارده ساعت در سکوت انتظار کشید تا مسافتی را طی کند که از هشت کیلومتر تجاوز نمی‌کرد. این تصویر، جوهره تجربه فلسطینی از پل را نشان می‌دهد: انتظار، صبر اجباری و تحقیر در فضایی که هیچ‌چیزش روشن نیست.


نویسنده در ادامه گزارش خود، تاریخ پل را از دوران عثمانی تا امروز مرور می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این پل در طول دهه‌ها، از یک مسیر تجاری و ارتباطی به ابزاری برای کنترل و نظارت تبدیل شده است. به نوشته القضاة، پس از امضای توافق اسلو و معاهده‌های صلح، امید ساکنان کرانه باختری برای حاکمیت بر پل افزایش یافت، اما حاکمیت واقعی همچنان در دست رژیم صهیونیستی باقی ماند. همه تصمیم‌های امنیتی و سیاسی -مانند بازرسی، نظارت و اجازه عبور- اسرائیلی ماند و پل به مانعی تبدیل شد که حق فلسطینی در رفت‌وآمد را کنترل می‌کند و به عنوان ابزاری برای نظارت و بازداشت و کنترل حرکت افراد به کار می‌رود. مشارقه، پژوهشگر فلسطینی مطالعات فرهنگی، در این باره می‌گوید: «این فقط یک گذرگاه نیست، بلکه مانعی است که حق فلسطینی در رفت‌وآمد را کنترل می‌کند.» القضاة همچنین به وضعیت پیچیده اسناد سفر اشاره می‌کند که مسافران را به دو دسته دارندگان کارت سبز و زرد تقسیم می‌کند و هر یک از سه مرجع اردنی، فلسطینی و اسرائیلی، سند متفاوتی مطالبه می‌کنند.


بخش مهمی از گزارش القضاة به تجربه زنان فلسطینی از پل اختصاص دارد. او با استناد به شهادت‌های متعدد، از جمله روایت سارا محمد، نشان می‌دهد که زنان در گذر از پل با اشکال متعددی از آزار و تعرض جنسی روبه‌رو می‌شوند که از لفظ فراتر می‌رود و گاه به باج‌گیری و سوءاستفاده از قدرت می‌رسد. سارا مواردی را مستند کرده که در آن‌ها زنانی وادار شدند شماره تلفن‌شان را در ازای تسهیل عبورشان به افرادی بدهند، و دیگرانی پیشنهادهای کمکی دریافت کردند که از آزار خالی نبود. القضاة همچنین روایت حسناء را نقل می‌کند که می‌گوید لباس زیرش در چمدان جلوی همه بیرون کشیده شد و سربازان مسخره‌اش کردند. حسناء تأکید می‌کند: «آن لحظه‌ای که زمان می‌ایستد، هیچ کاری از دستت برنمی‌آید. تو اختیار تصمیم نداری، حتی توان پرسیدن هم نداری.» و درست همین‌جا، از دیدگاه او، «جوهر پل و جوهر اشغال و آنچه می‌کوشد انجام دهد نهفته است.»


القضاة در پایان گزارش خود به تلاش‌های اخیر برای کاستن از خشونت پل اشاره می‌کند و می‌نویسد که در آوریل ۲۰۲۶، حسین حمایل، استاندار اریحا و اغوار، به‌همراه شماری از نمایندگان نهادهای شریک، توافقی برای ساماندهی سوارکردن مسافران گذرگاه‌ها و خدمت حمل‌ونقل ویژه در استراحتگاه اریحا امضا کرد. اداره کل گذرگاه‌ها و مرزهای فلسطین نیز در سال ۲۰۲۵ از اجرای مجموعه‌ای از کارهای تعمیر، توسعه و نوسازی خبر داد. اما به نوشته القضاة، خواسته تکرارشونده کسانی که با آنان دیدار کرد، کاستن از شدت تجربه پل نیست، بلکه این است که فلسطین فرودگاهی داشته باشد تا راه‌حل باکرامت‌تر و محترمانه‌تری برای مسافران فلسطینی فراهم شود. ترتیل معمّر، یکی از این افراد، می‌گوید: «اگر در فرودگاه کشورم بودم و با مشکلی روبه‌رو می‌شدم، به‌سادگی به خانه‌ام برمی‌گشتم.» القضاة در نهایت نتیجه می‌گیرد که پل ملک حسین، گواهی است بر سطوت رژیم صهیونیستی که به اشغال زمین بسنده نکرد و کوشید زمان و بدن را نیز مستعمره کند و توان فلسطینی را برای انسان‌ماندن در مکانی که ویژه تحقیرش طراحی شده، بیازماید.

پربازدیدترین