شهادت مولوی یوسف گرگیج را نباید صرفا یک ترور فردی یا حادثه امنیتی مقطعی دانست. او یک عالم مردمی، فعال فرهنگی و از چهرههای ولایی اهل سنت بلوچ بود که نقش بسزایی در ارائه روایت صحیح از تحولات سیستان و بلوچستان داشت و همواره درباره نقش دشمن در ایجاد تفرقه و دشمنی میان شیعه و سنی هشدار میداد. همین ویژگیها او را به هدفی مهم برای گروهکهای تروریستی تبدیل کرد. دشمنان وهابی و صهیونیستی ایران، با هدف قرار دادن علمای اهل سنت که موضع همسو با نظام جمهوری اسلامی دارند، به دنبال ایجاد شکاف مذهبی و قومی و دامن زدن به ناامنیهای قومی هستند؛ الگویی که پیشتر در افغانستان و پاکستان نیز برای هدایت جامعه به سمت افراطیگری پیگیری شده است.
هدف دوم این ترورها، ناامنسازی سیستان و بلوچستان است. دشمنان آمریکایی، صهیونیستی و وهابی ایران و محور مقاومت، از ترور چهرههای اعتدالی و معتقد به وحدت و تقریب مذاهب، دنبال ایجاد التهاب و ناامنی در مناطق شرقی ایران هستند. در یک سال اخیر، گروهکهای تروریستی با انجام ترورهای کور و گاه هدفمند، حمله به پاسگاهها و مراکز دولتی و گشتهای پلیس، و حتی آدمربایی و دزدی، تلاش کردهاند استان سیستان و بلوچستان را ناامن نشان دهند. اما شهادت مولوی گرگیج، به دلیل جایگاه دینی و اجتماعی او، نشان از گستاخی و پیشروی بیشتر این گروهکها دارد و ضرورت اقدامات اساسی برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی را دوچندان میکند.
هدف سوم، جنگ نیابتی سرویسهای جاسوسی است. از هر زاویه که به ترورها و ناامنیهای سیستان و بلوچستان نگاه کنیم، رد پای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و متحدانش در منطقه دیده میشود. گروهکهای تجزیهطلب و تکفیری در جنوب شرق کشور از سوی سرویسهای اطلاعاتی منطقهای و فرامنطقهای مانند سیا و موساد پشتیبانی مالی و تسلیحاتی میشوند تا توان امنیتی ایران را در مناطق مرزی درگیر کنند. بدون تردید هر بار که دشمن آمریکایی-صهیونیستی در جنگ رویارو با ایران دچار شکست و سردرگمی شده، شاهد ترورهای کور و حمله گروهکهای تروریستی به پاسگاههای مرزی و گشتهای پلیس بودهایم. اکنون که آمریکا در تنگه هرمز گرفتار شده، تنها راه فرارش را در حمایت و تجهیز گروهکهای تروریستی در مناطق مرزی شرقی و غربی میبیند؛ اما هوشمندی نیروهای امنیتی و نظامی ایران اجازه تحریک بیشتر به عناصر تروریستی را نخواهد داد و بیشک عاملان شهادت مولوی گرگیج به سزای عمل خود خواهند رسید.