اهمیت تصرف المخا فراتر از سقوط یک شهر ساحلی است. این بندر در نقطهای قرار گرفته که ساحل غربی یمن را به معادلات دریایی دریای سرخ و تنگه بابالمندب پیوند میدهد؛ تنگهای که مسیر اصلی انتقال نفت و کالا میان آسیا، خاورمیانه و اروپا محسوب میشود. انصارالله با این پیشروی، از یک نیروی مسلط بر مناطق پرجمعیت شمال به بازیگری تبدیل شده که عمق عملیاتی خود را تا جنوبیترین بخش ساحل دریای سرخ گسترش داده است. رویترز نیز این تحول را مهمترین دستاورد ارضی انصارالله از زمان آتشبس ۲۰۲۲ توصیف کرده است.
این تغییر موازنه برای عربستان پیامدهای راهبردی دارد. ریاض در شرایطی که تردد از تنگه هرمز مختل شده، بخشی از نفت خود را از طریق پایانه ینبع در ساحل دریای سرخ صادر میکند. گسترش نفوذ انصارالله در نزدیکی بابالمندب میتواند مسیر انتقال نفت عربستان به بازارهای آسیایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و یک آسیبپذیری جدید برای راهبرد انرژی ریاض ایجاد کند. از سوی دیگر، سقوط المخا مزیت جغرافیایی نیروهای مخالف انصارالله را نیز از بین برده است؛ نیروهایی که سالها تلاش میکردند یک نوار ساحلی در غرب یمن را حفظ کنند، اکنون ناچارند خود را در محورهای جدید سازماندهی کنند.
عربستان در واکنش به این تحولات با یک دوراهی دشوار روبهروست. تشدید عملیات نظامی، همان ریسک فرسایش امنیت داخلی، افزایش هزینههای نظامی و آسیبپذیری زیرساختهای انرژی را به همراه دارد که ریاض سالها تلاش کرده بود از آن فاصله بگیرد. از سوی دیگر، فشار سیاسی و مذاکره نیز هرچه قدرت میدانی انصارالله افزایش یابد، پرهزینهتر و در عین حال اجتنابناپذیرتر میشود. چندپارگی جبهه مقابل انصارالله و نبود اهداف واحد میان نیروهای تحت حمایت خارجی نیز کار ریاض را دشوارتر کرده است. در نهایت، تصرف المخا را باید در چارچوب تغییر جغرافیای قدرت در یمن تحلیل کرد؛ جایی که انصارالله با اتکا به موقعیت جغرافیایی، توان موشکی و پهپادی و تجربه جنگ طولانی، از ظرفیت قابل توجهی برای حفظ فشار بر عربستان و تبدیل ساحل غربی یمن به یک اهرم دائمی برخوردار شده است.