اول:
اهمیت شکار این شناور زیرسطحی را نباید صرفا با قیمت چند میلیون دلاری آن سنجید. سامانه Dive-LD ساخت شرکت آندوریل، با طول حدود ۵.۸ متر، وزن نزدیک به ۳ تن و توانایی فعالیت در عمق ۶ هزار متری، یک پلتفرم چندمنظوره است که برای جمع آوری اطلاعات، شناسایی، مراقبت، جنگ مین و حتی جایگذاری دقیق تجهیزات در زیر آب طراحی شده است. آمریکا در ماه های اخیر از این سامانه ها برای پاکسازی مین های دریایی در اطراف تنگه هرمز استفاده کرده و این تجهیزات با سونار و حسگرهای پیشرفته، مین ها را شناسایی و موقعیت آنها را ثبت می کنند. بنابراین، به دست آوردن چنین سامانه ای می تواند اطلاعات دقیقی درباره بستر دریا، مسیرهای کشتیرانی و موانع زیرسطحی در اختیار ایران قرار دهد.
روایت آمریکا درباره این حادثه نیز خود حاوی اعتراف مهمی است. یک مقام آمریکایی به وبگاه The War Zone گفته که این پهپاد بیش از یک روز پیش از اعلام ایران دچار نقص فنی شده بود و در حال بررسی آب های منطقه بوده است. اما همین توضیح یک سوال اساسی ایجاد می کند: اگر سامانه واقعا بیش از یک روز در آب بوده و محل آن برای آمریکا مشخص نبوده، چگونه نیروهای ایرانی توانسته اند آن را پیدا و تقریبا سالم از آب خارج کنند؟ این تناقض نشان می دهد که نیروهای آمریکایی در مقطعی کنترل موقعیت این شناور را از دست داده بودند و ادعای واشنگتن درباره قدیمی بودن و خرابی سامانه، تلاشی برای کاهش اهمیت این شکست اطلاعاتی است.
از منظر راهبردی، این رویداد نشان می دهد که جنگ در تنگه هرمز فقط جنگ موشک ها و شناورهای سطحی نیست؛ زیر سطح آب نیز به میدان رقابت اطلاعاتی تبدیل شده است. آمریکا با اتکا به فناوری های بدون سرنشین تلاش می کند خطر حضور مستقیم نیروهای انسانی در ماموریت های شناسایی را کاهش دهد، اما تصاحب این تجهیزات ثابت می کند حتی سامانه هایی که برای عملیات در محیط های پرخطر طراحی شده اند نیز در صورت از دست رفتن کنترل، می توانند به منبع اطلاعاتی برای طرف مقابل تبدیل شوند. ایران پیش از این نیز سابقه تصاحب تجهیزات دریایی بدون سرنشین آمریکا را داشته است، اما شناور جدید از نظر ماموریت، عمق عملیاتی و قابلیت های زیرسطحی، سطح متفاوتی از فناوری را نمایندگی می کند و می تواند برای شرکای بین المللی ایران نیز ارزشمند باشد