مراسم عروسی در فرهنگ مردم غرب آسیا، نماد ادامه زندگی، امید و پیوند اجتماعی است؛ اما ارتش آمریکا در سالهای اخیر این نماد شادی را هدفی برای ایجاد رعب و وحشت قرار داده است. از بمباران عروسی در دهراود افغانستان در سال ۲۰۰۲ گرفته تا حمله به عروسی در مکرالذیب عراق و کشتار دهها زن و کودک در قندهار، همگی نشان میدهند که این حملات نه خطاهای نظامی تصادفی، بلکه بخشی از دکترین ارتش آمریکا برای سرکوب و ایجاد ترس در میان ملتهای منطقه بوده است.
آنچه این پروندهها را از یک حادثه نظامی به یک جنایت جنگی تبدیل میکند، واکنش رسمی واشنگتن در برابر این فجایع است. در حمله به مکرالذیب، ارتش آمریکا با انکار اصل وجود عروسی و انتشار ادعاهای دروغین درباره حضور جنگجویان، تلاش کرد حقیقت را بپوشاند؛ اما انتشار ویدئوهای پیش از حمله که تصاویر عروس، داماد و کودکان را نشان میداد، روایت رسمی را به شدت زیر سوال برد. این روند انکار و طفره رفتن در تمام پروندههای مشابه، از جمله اعتراف اخیر پنتاگون به کشته شدن ۱۵۳ غیرنظامی در حملات یمن، به وضوح دیده میشود.
نکته قابل تامل در این پروندهها، دشواری دسترسی قربانیان به عدالت و عدم مجازات عاملان است. بررسیهای نهادهای حقوق بشری نظیر عفو بینالملل نشان داده که کارنامه آمریکا در تحقیق و پیگرد مسئولان جنایات جنگی فوقالعاده ضعیف بوده است. حتی در مواردی که پنتاگون رسما تلفات غیرنظامیان را تایید کرده، این پذیرش به جبران خسارت یا مجازات عاملان منتهی نشده است. این بیپاسخ ماندن جنایات، پیام خطرناکی به جهانیان میدهد که ارتش آمریکا باور دارد میتواند بدون ترس از مجازات، مراسم شادی ملتها را به عزا تبدیل کند.