پاراگراف تحلیلی اول: چين؛ خط حياتي اقتصاد ايران
تحليل فوربس نشان ميدهد که چين حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت صادراتي ايران را خريداري ميکند و مجموع تجارت دو جانبه نيز به حدود ۳۲ تا ۴۰ ميليارد دلار ميرسد. اين عدد نشان ميدهد که چين نه يک شريک تجاري معمولي، بلکه «خط حياتي» اقتصاد ايران در شرايط تحريم است. به همين دليل، نيويرک تايمز تاکيد دارد که تا زماني که بانکها و پالايشگاههاي چيني هدف تحريم قرار نگيرند، «انزواي کامل» تهران امکانپذير نيست. گاردين نيز با اشاره به اينکه وزارت خزانه داري آمريکا در مرحله اول تنها ۶۰ فرد و نهاد را تحريم کرده و از بانکهاي بزرگ چيني چشمپوشي کرده، اين اقدام را بيشتر يک «شليک هشدار» توصيف کرده است.
دو راهي واشنگتن؛ فشار بر ايران يا رويارويي با پکن؟
وزير خزانه داري آمريکا در پاسخ به اين پرسش که چرا بانکهاي بزرگ چيني تحريم نشدهاند، گفته است: «چرا بايد بخواهم نظام مالي جهان را منفجر کنم؟» اين جمله نشان ميدهد که واشنگتن ميداند تحريم چين به معناي ورود به جنگ اقتصادي با دومين اقتصاد جهان است. والاستريت ژورنال نيز معتقد است که بسته اوليه تحريمها، از حمله مستقيم به مؤسسات مالي بزرگ چين فاصله دارد و اين ضعف ساختاري، محاصره را ناقص نگه ميدارد. از سوي ديگر، پکن نيز صراحتاً اعلام کرده که روابط اقتصادي خود با ايران را در چارچوب حقوق بينالملل ادامه ميدهد و هر اقدام خصمانهاي را پاسخ ميدهد. اين موضع نشان ميدهد که چين نه تنها همراه ترامپ نميشود، بلکه در صورت شدت يافتن فشارها، ممکن است با ابزارهايي مانند محدوديت صادرات مواد نادر خاکي، آمريکا را هدف قرار دهد.
جنگ فرسايشي به جاي ضربه برق آسا
تحليل فوربس و گاردين نشان ميدهد که حتي در صورت تداوم فشارها، نتيجه محتملتر، تضعيف اقتصاد ايران همراه با افزايش تنش ميان واشنگتن و پکن و ادامه يک رويارويي فرسايشي است، نه فروپاشي ساختار اقتصادي و سياسي ايران. شبکههاي واسطه در مالزي، سنگاپور و ويتنام، تسويه حسابها با يوآن چين و استفاده از پالايشگاههاي کوچک مستقل، همگي مسيرهايي هستند که محاصره کامل را با مانع مواجه ميکنند. در نهايت، همانطور که دني تننبام از شوراي آتلانتيک تأکيد کرده، تا زماني که اقدامات جدي عليه شرکا و بانکهاي مهم چيني ديده نشود، تهديدهاي واشنگتن بيشتر در حد «حرف» باقي خواهد ماند و ايران به حيات اقتصادي خود ادامه خواهد داد