بازگشت ایران به معادلات قدرت؛ از حاشیه تا مرکز تصمیمگیری انرژی
نزدیک به چهار دهه تحریم، ایران را از حلقه تصمیمسازان اصلی اوپک به حاشیه رانده بود و عملاً میدان را برای سلطه بیسابقه عربستان سعودی باز گذاشته بود. اما جنگ ۹ اسفند و بحران بسته شدن تنگه هرمز، ورق را برگردانده است. آبراهی که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد، اکنون به اهرمی راهبردی در دست تهران تبدیل شده که نهتنها بر تولید و صادرات نیمی از اعضای اوپک تأثیر میگذارد، بلکه جایگاه ایران را از یک تولیدکنندهٔ حاشیهای به بازیگری تعیینکننده در ژئوپلیتیک انرژی ارتقا داده است.
ترکخوردن جبهه اوپک و افول اقتدار ریاض
بسته شدن تنگه هرمز، شکافهای عمیقی در اوپک ایجاد کرد. خروج رسمی امارات از اوپک و اوپکپلاس از اول می ۲۰۲۶، تهدید عراق به خروج در صورت افزایش سهمیه، و کاهش تولید اوپک به ۱۶.۳۳ میلیون بشکه در روز (پایینترین سطح از سال ۱۹۸۹)، همگی نشان از فروپاشی انسجام این سازمان دارد. در این میان، عربستان که از طریق خط لوله به دریای سرخ توانست حدود ۴۰ درصد صادرات خود را حفظ کند، عملاً اعتبار خود را بهعنوان «نیروی انتظامبخش» اوپک از دست داده و اعضای گرفتار در تنگه هرمز، دیگر حاضر به پذیرش برنامههای محدودیت تولید ریاض نیستند.
توازن جدید؛ ایران و کارتهای دوگانه بازدارندگی
همزمان با کاهش سهم اوپک از صادرات جهانی به کمتر از نصف (در مقابل ۸۰ درصد پیشین)، ایران با کنترل بر تنگه هرمز و از طریق انصارالله با تهدید بابالمندب، دو اهرم راهبردی بینظیر در اختیار دارد. این دوگانه، وزن ژئوپلیتیک تهران را در هر دو گلوگاه انرژی جهان افزایش داده و معادله قدرت در بازار نفت را دگرگون کرده است. تهران اکنون نه صرفاً با سهم خود از بازار، بلکه با اهرم تعیینتکلیف برای حداقل ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت که از هرمز عبور میکند، چانهزنی خواهد کرد؛ واقعیتی که نشان از تولد توازن جدیدی در ژئوپلیتیک انرژی دارد که در آن ایران، دیگر یک بازیگر حاشیهای نیست، بلکه معمار اصلی معادلات منطقهای است.