به اشتراک بگذارید

غزه‌سازی خاموش با لشکر شهرک‌نشینان؛ بیش از ۶ حمله روزانه به کرانه باختری، الگوی تخریب غزه در حال تکرار است!

کرانه باختری در سایه حمایت آشکار دولت نتانیاهو، صحنه جنگی خاموش و فرسایشی است که در آن لشکر شهرک‌نشینان با بیش از شش حمله روزانه، الگوی تخریب سیستماتیک غزه را به شکلی بی‌رحم بازتولید می‌کنند؛ جایی که با هدف قرار دادن خانه‌ها، باغات زیتون، منابع آب و معیشت هزاران خانواده، فلسطینیان را یک‌بار دیگر در مسیر آوارگی و پاک‌سازی قومی قرار داده‌اند.

غزه‌سازی خاموش با لشکر شهرک‌نشینان؛ بیش از ۶ حمله روزانه به کرانه باختری، الگوی تخریب غزه در حال تکرار است!

غزه‌سازی؛ جنگ فرسایشی خاموش با لشکر شهرک‌نشینان
اگر در نوار غزه، ماشین جنگی ارتش صهیونیستی مسئول مستقیم ویرانی‌ها و کشتارها بود، در کرانه باختری «لشکر شهرک‌نشینان افراطی» به عنوان نیروی میدانی پروژه اشغالگری، در حال پیاده‌سازی نسخه‌ای خاموش و فرسایشی از «غزه‌سازی» هستند. آمارهای تکان‌دهنده دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) حاکی از ثبت بیش از ۱۳۳۰ مورد حمله شهرک‌نشینان فقط در نیمه اول سال ۲۰۲۶ است؛ یعنی بیش از شش حمله در هر روز. این حملات که با تخریب خانه‌ها، قطع درختان زیتون و انجیر، سرقت بیش از چهار هزار رأس دام و تصرف منابع آبی همراه است، دقیقاً همان الگوی تخریب سیستماتیک زیرساخت‌های معیشتی و زندگی روزمره را در کرانه باختری بازتولید می‌کند که پیش‌تر در غزه شاهد آن بودیم.

حمایت رسمی دولت نتانیاهو؛ مشروعیت‌بخشی به ترور روزمره
آنچه «غزه‌سازی» کرانه باختری را از یک بحران خودجوش به یک سیاست دولتی تبدیل می‌کند، حمایت بی‌چون‌وچرای دولت بنیامین نتانیاهو از شهرک‌نشینان است. کابینه‌ای که به احزاب راست افراطی وابسته است، نه‌تنها روند توسعه شهرک‌ها را متوقف نکرده، بلکه با انتقال اختیارات نظم و قانون از ارتش به پلیس ویژه و تخصیص بودجه‌های کلان برای «ترمیم و توسعه» اماکن تصرف‌شده، به عملاً عاملان خشونت را در برابر پیگرد قانونی در امان نگه داشته است. چهره‌هایی نظیر بتسلئیل اسموتریچ و ایتامار بن‌گویر، با حمایت علنی از گسترش شهرک‌ها و الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری، این منطقه را به یک میدان آزمایش برای پروژه پاک‌سازی قومی با ابزار شهرک‌نشینان تبدیل کرده‌اند.

 سکوت بین‌المللی و پیامد نهایی؛ خاتمه دادن به هرگونه راه‌حل سیاسی
در این میان، ضعف واکنش جامعه بین‌المللی و نبود اجماع در اتحادیه اروپا و شورای امنیت، به عاملی تسهیل‌کننده برای تداوم این سیاست تبدیل شده است. هشدارهای سازمان ملل مبنی بر رسیدن اوضاع به «نقطه شکست» و آوارگی بیش از ۱۸۰۰ فلسطینی تنها در ماه‌های نخست سال، بدون هیچ اقدام عملی و بازدارنده‌ای باقی مانده است. نتیجه نهایی این روند، کوچ اجباری گسترده فلسطینیان و تبدیل کرانه باختری به کانون بحرانی تازه‌ای است که نه‌تنها ثبات منطقه را به خطر می‌اندازد، بلکه هرگونه فرصت باقی‌مانده برای احیای روند صلح و راه‌حل سیاسی دوکشوری را برای همیشه از میان برمی‌دارد.

پربازدیدترین