به اشتراک بگذارید

تاسوعای حسینی؛ روز حماسه، بصیرت و تجلی وفاداری علمدار کربلا

امروز نهم محرم‌الحرام و تاسوعای حسینی است، روزی که در تقویم شیعه با نام بلند و ملکوتی علمدار دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) گره خورده است. تاسوعا تنها یک روز در امتداد تاریخ نیست، بلکه نقطه عطفی در تقابل حق و باطل و تجلی‌گاه «بصیرت» و «وفاداری» است. در این روز، جبهه باطل تمام توان نظامی و روانی خود را به کار گرفت تا اراده سپاه کوچک اما پولادین سیدالشهدا (ع) را در هم بشکند، اما غیرت عباسی، تمام معادلات دشمن را نقش بر آب کرد.

تاسوعای حسینی؛ روز حماسه، بصیرت و تجلی وفاداری علمدار کربلا

از منظر تحلیلی، وقایع روز تاسوعا نشان‌دهنده اوج جنگ روانی و رسانه‌ای لشکر یزید پیش از آغاز جنگ نظامی است. ارسال امان‌نامه برای جدا کردن ستون‌های خیمه حسینی و تنگ‌تر کردن حلقه محاصره برای تحمیل عطش، تاکتیک‌هایی بود که عمر بن سعد و شمر بن ذی‌الجوشن برای تسلیم کردن امام حسین (ع) به کار بستند. با این حال، واکنش قاطعانه و حماسی یاران امام، به ویژه قمر بنی‌هاشم (ع)، نشان داد که مکتب عاشورا، مکتب ایستادگی در برابر امان‌نامه‌های ذلت‌بار است.

با نزدیک شدن به لحظات پرالتهاب عاشورا، مرور وقایع روز تاسوعا، پرده از مظلومیت و در عین حال صلابت اهل‌بیت (ع) برمی‌دارد. مهم‌ترین رویدادهای این روز تاریخی به شرح زیر است:

محاصره کامل و آغاز تحریم آب

روز نهم محرم سال 61 هجری، حلقه محاصره نیروهای کوفه بر امام حسین (ع) و یارانش به شدت تنگ شد. راه‌های ارتباطی کاملاً تحت کنترل درآمد تا هیچ یار تازه‌نفسی به سپاه حق نپیوندد. در این روز، دشمن در اقدامی ناجوانمردانه، آب را به روی خیام اهل‌بیت (ع) بست و فصل جدیدی از عطش و تهدیدهای تهاجمی سپاه عمر سعد آغاز شد؛ روزی که بر خاندان پیامبر (ص) بسیار سخت و مصیبت‌بار گذشت.

ورود شمر به کربلا و اتمام حجت با عمر سعد

شمر بن ذی‌الجوشن که نماد خشونت و کینه در سپاه کوفه بود، با نامه‌ای شدیداللحن از سوی عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد. این نامه، عمر بن سعد را که به دنبال راهی برای صلح و حفظ موقعیت خود بود، در یک دوراهی تاریخی قرار داد: یا جنگ با حسین (ع) یا واگذاری فرماندهی و از دست دادن رویای حکومت ری. حب قدرت بر سعد غلبه کرد و او با آرایش سپاهیانش، آماده حمله به خیمه‌گاه ثارالله شد.

رد امان‌نامه ذلت‌بار؛ حماسه غیرت عباس (ع)

عصر تاسوعا، شمر که با قبیله بنی‌کلاب (قبیله مادر حضرت عباس) قرابت داشت، امان‌نامه‌ای برای حضرت عباس (ع) و سه برادرش (عبدالله، جعفر و عثمان) آورد تا فرماندهان ارشد سپاه امام را جدا کند. شمر با صدای بلند خواهرزادگانش را صدا زد. حضرت عباس (ع) با اذن امام پاسخ او را داد. شمر وعده داد که در صورت ترک سپاه حسین، جانشان در امان است. اما قمر بنی‌هاشم (ع) در پاسخی که در سینه تاریخ ثبت شد، خروشید: «بریده باد دست‌های تو و لعنت خدا بر تو و امان‌نامه‌ات... آیا ما را امان می‌دهی ولی برای فرزند رسول خدا امانی نیست؟»

امهال برای یک شب راز و نیاز با معبود

پس از دریافت نامه عبیدالله، لشکر دشمن در عصر تاسوعا با دستپاچگی آماده حمله عمومی شد. امام حسین (ع) که خیل عظیم مهاجمان را دید، برادرش عباس (ع) را به همراه 20 تن از یاران (مانند حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین) فرستاد تا علت این تحرک را جویا شوند. دشمن پیام تسلیم یا جنگ را ابلاغ کرد. 

امام (ع) از طریق برادرش به دشمن پیام داد که یک شب را به آن‌ها مهلت دهند و جنگ را به فردا موکول کنند؛ نه برای ترس از مرگ، بلکه فرمود: «دوست دارم در شب آخر عمرم مقداری بیشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا می‌داند که من به راز و نیاز با وی چقدر علاقه‌مندم.» دشمن ناگزیر پذیرفت و آرامشی موقت پیش از طوفان عاشورا، خیمه‌گاه حسینی را فراگرفت تا آخرین شب را در نجوا با پروردگار سپری کنند.

پربازدیدترین