به اشتراک بگذارید

جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، نخستین نبرد تمام‌عیار «انقلاب صنعتی چهارم»

دکتر محمود حکمت‌نیا، جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران را بی‌سابقه‌ترین و پیچیده‌ترین نبرد تاریخ بشری دانست که در بستر «انقلاب صنعتی چهارم» و با ترکیبی از هوش مصنوعی شکل گرفته است. او با مقایسه این جنگ با جنگ‌های گذشته، تأکید کرد که امروز نبرد تنها در میدان سخت‌افزاری نیست، بلکه در لایه‌های مجازی و روانی جریان دارد؛ جایی که «افکار عمومی» به عنوان یک ضلع اصلی جنگ عمل می‌کند و دشمن برای توجیه مداخلات خود، به «موضوع‌سازی» در رسانه‌ها متوسل می‌شود.

جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، نخستین نبرد تمام‌عیار «انقلاب صنعتی چهارم»

 دکتر محمود حکمت‌ نیا، استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه، در ویژه برنامه جریان شبکه یکم سیما، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را دقیق‌ترین و همه‌جانبه‌ترین جنگ در انقلاب صنعتی چهارم دانست که محل مطالعات جدی قرار خواهد گرفت. او با تاکید بر همه‌جانبه بودن این جنگ در مقایسه‌ی جنگ رمضان با جنگ‌های گذشته و امروز گفت: در جنگ روسیه، از تمام ابزارهای انقلاب صنعتی چهارم استفاده نشد. جنگ جهانی اول و دوم در بستر انقلاب صنعتی دوم بودند، یعنی ماشین به اضافه ابزارهایی مانند رادیو و تلویزیون. امروز جنگ‌ها فراتر از نیروی انسانی و سخت‌افزارهای نظامی است و نبرد ترکیبی از محیط مجازی، هوش مصنوعی، کلان‌داده‌ها و استفاده‌های نظامی از علوم شناختی است. حتی ممکن است فناوری‌هایی مثل نانو نیز در امتداد آن به کار گرفته شود؛ جنگِ انقلاب صنعتی چهارم یعنی جنگی با این ابعاد.

وی ادامه داد: این جنگ، پیچیده‌ترین جنگی است که بشر تا این لحظه به خود دیده است. جنگ‌های وسیع در طول تاریخ وجود داشتند که چند کشور را درگیر کند و تلفات گسترده داشته باشند اما جنگی با این سطح از تکنولوژی، بی‌سابقه است.

حکمت‌نیا در ادامه به لایه دوم و زیرساخت فکر جنگ پرداخت. او تاکید کرد که تمدن اسلامی، حتی با وجود حضور کمرنگش در قرن‌های اخیر، هنوز یکی از تمدن‌های اصلی در کنار تمدن اروپایی و آمریکایی است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تمدن اروپایی را مبتنی بر ترس و تمدن آمریکایی را براساس خطرپذیری دانست و گفت: محیط جغرافیایی‌ کوچک اروپا و بلایای طبیعی موجود در این قاره، تجربه زیسته انسان اروپایی را همواره با عنصر ترس همراه کرده است. ترس در نهاد حقوقی و سیاسی آن‌ها حضور معنادار دارد. برای نمونه در حوزه زیست‌فناوری، اروپا بر پایه اصل احتیاط عمل می‌کند. این تمدن با این مختصات، نسبت به آینده اطمینان ندارد، پس ترجیح می‌دهد با احتیاط گام بردارد. تمدن آمریکایی خطرپذیر است و ترس را به راحتی نمی‌پذیرد. آمریکا تمدنی تجربه‌گرا و از نظر حقوقی و اخلاقی، منفعت‌گرا است. این منفعت‌گرایی در لایه‌های روان‌شناختی به لذت‌گرایی می‌رسد. در این نگاه، دو نیروی لذت و رنج بر وجود انسان حاکم هستند و به او فرمان می‌دهند.
چهار سطح توجیه برای آغاز جنگ

 استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه، چهار سطح برای توجیه جنگ را توضیح داد و گفت: یک، سطح حقوق سخت است که به شورای امنیت مربوط می‌شود. سطح دیگر حقوق نرم است که مجمع عمومی سازمان ملل را شامل می‌شود و کشورها در آنجا نباید مخالفت چندانی داشته باشند. البته هنوز بحثی درباره ما در آنجا مطرح نشده است. سطح سوم، توجیه‌های اخلاقی است که از نظر نظری می‌توان جنگ را توجیه کرد و الان درباره آن بحث کردیم. سطح چهارم و مهم‌تر افکار عمومی است. افکار عمومی از مختصات نسل جدید جنگ‌ها به شمار می‌رود.

وی افزود: افکار عمومی فقط برای خبر دادن و خبر شنیدن نیست. افکار عمومی بخشی از خود جنگ است. خبرسازی در جنگ‌های مدرن یک ضلع مهم است. افکار عمومی صرفاً شنونده یا تولیدکننده اخبار نیست بلکه سازنده عناصر جنگ است. سه مثال واضح در این زمینه وجود دارد. دشمن برای شروع و ادامه جنگ و همچنین برای مداخلات بشردوستانه و مسئولیت‌های پساجنگ نیاز به توجیه دارد. شما ببینید اسرائیل در زمان جنگ کدام اخبار را منتشر می‌کند. مثلاً نشان می‌دهد که ایران با موشک، مناطق مسکونی را هدف قرار داده است. چرا این مسئله را مطرح می‌کند؟ چون این کار برای مداخلات بیشتر و مسئولیت‌های ناشی از جنگ «موضوع‌سازی» می‌کند. گاهی ما در رسانه‌های خودمان این تصاویر را پخش می‌کنیم و می‌گوییم این دلالت بر قدرت ما دارد. یعنی ما این اتفاق را از منظر قدرت می‌بینیم اما او از منظر موضوع‌سازی برای عملیات به آن نگاه می‌کند. یا در مورد مسئله هسته‌ای، او این موضوع را بهانه و عامل توجیه‌کننده برای خطر قریب‌الوقوع می‌داند. در رسانه‌های ما گفته می‌شود دشمن به قدرت ما اذعان کرد. در حالی که اساساً او این حرف را برای پذیرش قدرت ما نگفته است. این کار موضوع‌سازی برای ادبیات توجیه جنگ است.
مردم مبعوث حاصل بیداری تمدنی است

در ادامه علیرضا زادبر، میزبان برنامه، از ریشه این رفتار مردم سوال کرد و حکمت‌نیا در پاسخ، ونزوئلا و عراق در زمان اشغال آمریکا را مثال زد و گفت: وقتی ونزوئلا را محاصره کردند، در عرض دو ساعت رئیس‌جمهور را بیرون کشیدند. مردم هم یک روز تظاهرات کردند و تمام شد. اخبار پخش شد و گفتند رئیس‌جمهور را بردند و به ادامه برنامه توجه کنید. یا مثلا صدام را گرفتند و عراق را اشغال کردند. در ایران، مردم هفتاد شب در خیابان حاضر هستند و اجازه نمی‌دهند دشمن با اقداماتش، منافعش را به دست بیاورد.

وی ادامه داد: تمدنی که مبتنی بر ادبیات توحیدی بود با انقلاب اسلامی احساس «هویت» کرد. این همان باوری است که در کلام امام و رهبری بارها در قالب «ما می‌توانیم» تکرار شد. این همان عنصر خفته تمدن اسلامی بود. در دهه بیست و سی، زمانی که انگلیسی‌ها در استان‌های جنوبی ما پالایشگاه نفت و باشگاه تنیس داشتند و روی تابلویی نوشته بودند «ورود ایرانی و سگ ممنوع» را به یادبیاورید و با امروز مقایسه کنید که در تجمع، مردم می‌گویند ورود سگ و آمریکایی به تنگه هرمز ممنوع.

او افزود: جمهوری اسلامی این احساس هویت و توانستن را ایجاد کرد و آن تحقیر تاریخی را به این نقطه رساند. البته باید توجه داشت که اهداف جنگ لزوماً همان اهداف تمدنی نیستند بلکه در راستای آن‌ها قرار دارند. جنگ، تنها یکی از مراحل حیات یک تمدن است و قرار نیست همه اهداف تمدنی با آن محقق شوند. عبور از این مرحله صرفاً در راستای آن اهداف است. اگر آرمان‌های تمدنی را به عنوان اهداف جنگ تعریف کنیم هر چقدر هم پیش برویم احساس شکست می‌کنیم. اهداف جنگ عین اهداف تمدنی نیست بلکه هم‌راستای آن است. تمدن با حضور مردم زنده شد و اهداف تمدنی دنبال خواهد شد. ورود مردم به صحنه نشان داد که جنگ وارد مرحله توانستن شده است. این یک عنصر هویت‌بخش و آگاهی‌بخش تمدنی است. بسیاری از کتاب‌هایی که مسیر بیداری تمدن اسلامی را بررسی می‌کنند روی این عنصر تاکید دارند.

پربازدیدترین