به اشتراک بگذارید

بازتعریف «مسأله ایران» در ذهنیت نخبگان عرب خلیج فارس

مقاله اخیر رضوان السید، اندیشمند لبنانی-سعودی، نشان‌دهنده تغییر محسوس در نگاه نخبگان عرب به «مسئله ایران» است؛ رویکردی که تلاش می‌کند این موضوع را از چارچوب سنتی «مقاومت در برابر اسرائیل» خارج کرده و آن را به مثابه یک چالش ژئوپلیتیک مرتبط با امنیت ملی و فرسایش دولت‌های عربی بازتعریف کند.

بازتعریف «مسأله ایران» در ذهنیت نخبگان عرب خلیج فارس

محمدرضا عشوری پژوهشگر جهان عرب:

رضوان السید و بازتعریف «مسئله ایران» در جهان عرب

مقاله اخیر رضوان السيد با عنوان «اعراب و ایران؛ سرگشتگی با وجود همه تجارب» را باید بازتابی از یک جابه‌جایی محسوس در ذهنیت نخبگانی عرب خلیج فارس دانست که پس از جنگ اخیر، آشکارتر از گذشته خود را نشان می‌دهد.

رضوان السید، اندیشمند مشهور لبنانی-سعودی در این مقاله تلاش می‌کند مسئله ایران را نه صرفاً در چارچوب جمهوری اسلامی، بلکه در امتداد یک پیوست تاریخی و ژئوپلیتیک تحلیل کند. از نگاه وی، ترکیبی از ملی‌گرایی ایرانی، تشیع سیاسی و میل تاریخی به گسترش حوزه نفوذ، نوعی «عصبیت ژئوپلیتیکی» در ایران پدید آورده که خود را در اشکال مختلف تاریخی بازتولید کرده است.

صرف‌نظر از میزان دقت این مدعا، اهمیت متن السید در نقطه دیگری نهفته است: وی عملاً بخشی از نخبگان جهان عرب را به خطای تحلیلی متهم می‌کند. به باور او، بسیاری از روشنفکران، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی عرب طی دو دهه گذشته، تحولات منطقه را بیش از حد در چارچوب دوگانه «مقاومت/ضدمقاومت» صورت‌بندی کرده‌اند و همین امر سبب شده ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی سیاست منطقه‌ای ایران در ذهنیت آنان به حاشیه رانده شود.

در این خوانش، مسئله اصلی دیگر صرفاً اختلاف بر سر فلسطین یا نسبت با آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه پرسش محوری آن است که آیا شبکه‌های نیابتی و فراملی نزدیک به ایران، در نهایت به تقویت دولت‌های عربی انجامیده‌اند یا به فرسایش آن‌ها؟ از همین منظر است که نویسنده، تجربه عراق، سوریه، لبنان و یمن را نه در چارچوب «محور مقاومت»، بلکه در قالب بحران دولت ملی عربی تفسیر می‌کند.
درواقع، مقاله رضوان السید را باید بخشی از روندی گسترده‌تر در فضای فکری خلیج فارس دانست. روندی که تلاش دارد «مسئله ایران» را از زیر سایه گفتمان سنتی مقاومت بیرون بکشد و آن را به‌ مثابه مسئله‌ای مرتبط با امنیت منطقه‌ای، موازنه قوا و مفهوم دولت ملی بازتعریف کند.

متن السید البته خالی از سوگیری و اغراق نیست. وی در مقاله‌اش، از تحلیل سیاسی فاصله گرفته و به نوعی ذات‌گرایی تاریخی درباره «شخصیت ایرانی» نزدیک می‌شود، رویکردی که به نظر می رسد پیچیدگی‌های جامعه و سیاست در ایران معاصر را نادیده می‌گیرد و سهم عوامل تاریخی چون اشغال عراق توسط آمریکا، فروپاشی ساختارهای عربی، بحران‌های داخلی جهان عرب و رقابت‌های بین‌عربی را تا حد زیادی کم‌رنگ می‌کند.

با این حال، بی‌توجهی کامل به این تغییر در ادبیات سیاسی خلیج فارس نیز می‌تواند خطای تحلیلی دیگری باشد. واقعیت آن است که بخشی از نخبگان عرب، پس از سال‌ها تمرکز بر دوگانه مقاومت و سازش، اکنون در حال بازاندیشی در نسبت میان «حمایت از مقاومت» و «گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران» هستند. مقاله رضوان السید را باید در متن همین بازاندیشی فهم کرد. بازاندیشی‌ای که احتمالاً در سال‌های آینده، نقش مهمی در شکل‌دهی به روابط ایران و جهان عرب خواهد داشت.

پربازدیدترین