سرمقاله شماره جدید صدای ایران
«یکی باید جلوی اینها میایستاد وگرنه دنیا به همین قهقرایی که میرفت ادامه میداد. یکی باید میایستاد و توی دهن اینها میزد...» اینها بخشهایی از سخنان یک زن است. یک زن ایرانی که برحسب قواعد ظاهری اولیه انطباق چندانی هم با حداقل استانداردها ندارد. با همۀ اینها اما خطر بمباران و حملۀ نظامی جنگندههای و پهپادهای دشمن را به جان خریده و به همراه فرزند دوسالونیمهاش در یکی از همین تجمعهای شبانۀ تهران حاضر شده تا به تعبیر خودش او هم سهمی در زدن به دهان متجاوزان به ایران و انسانیت داشته باشد.
مردم... مردم... و باز هم مردم. مفهوم و واقعیت قدرت در جمهوری اسلامی ایران متکی به همین واژۀ چهارحرفی است.
واقعیتی که اگر در دیگر ممالک دنیا ادعایش را دارند، در ایران اما به واقعیت جاری در تاروپود جامعۀ موحد ایرانی تبدیل شده است. واقعیتی که در شرایط عادی از فرط عادی شدن دیده نمیشود اما در بزنگاهها و شرایط سخت همچون گوهری تابناک از زیر روزمرگیها بیرون میآید و قدرت و قوت و ارزش خود را به رخ میکشد. کافی است تصور کنیم جامعۀ ایرانی در این شرایط چنین واکنشی از خود نشان نمیداد تا مشخص شود چقدر بودنِ این واقعیت با نبودنِ آن، وضعیت را متفاوت میکند.
زنان ایرانی در خلق این حماسۀ بزرگ سهمی دوچندان دارند. از همین بانوی تهرانی که در سطور فوق به آن اشاره شد گرفته تا آن بانوی شریف سمیرمی که دست به جهاد دیگری زده و بهمانند صدها هزار زن دیگر در این سرزمین به کار پشتیبانی و رتقوفتق از رزمندگان و تهیه خوردوخوراک آنها برآمده. هستههای پشتیبانی که با محوریت زنان در گوشهوکنار کشور تشکیل شده و به حمایت از هستههای امنیتی و نظامی رسمی کشور مشغولند. هستههایی خودجوش که از تأمین سرمایۀ اقتصادی گرفته تا امور یدی را بدون هیچ مدیریتی با دقت و نظمِ ساعت انجام میدهند بدون اینکه سایۀ مدیر یا رئیسی بالای سرشان باشد.
گویی این جامعه با همۀ تنوعها و تفاوتها اما اوج قدرت و ایمان و سازگاری و هماهنگی خود را در بزنگاهها نشان میدهد و به رخ میکشد. آنقدر هم این به رخ کشیدن عیان و غلیظ هست که کسی را توان انکار آن نباشد.
هزاران هزار تجمع متعدد ایرانیان در گوشهوکنار کشور و حمایت از مقاومت ملی در برابر متجاوزین امریکایی و اسرائیلی، حالا آنقدر بزرگ و جهانی شده که رئیسجمهور متجاوز ایالات متحده هم آنها را دیده باشد.
او هرچند به عادت کودکان، زبان به نفی واقعیتی گشود که مورد علاقهاش نیست و آن را هوش مصنوعی نامید اما کیست که نداند این واقعیت اگر اینقدر که او مدعی آن است سطحی و ساختگی و مصنوعی بود نباید این همه تکثیر و دستبهدست میشد تا جایی که چون اویی در ۱۲ هزار کیلومتر آن سوی ایران در دل کاخ سفید هم آن را ببیند.
حالا و در این بستر است عبارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام اخیرشان هم معنادارتر میشود: «اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»
۱۴۰۴/۱۲/۲۱