به اشتراک بگذارید

دوئل دیپلماسی در مسقط؛ لاریجانی با پیام یمن، تهدید نظامی ویتکاف را بی‌اثر کرد

در اقدامی دیپلماتیک که در تضاد کامل با نمایش قدرت نظامی فرستاده آمریکا از عرشه ناو «آبراهام لینکلن» قرار داشت، علی لاریجانی در جریان سفر به عمان، از طریق دیداری معنادار با سخنگوی انصارالله یمن، یک پیام راهبردی چندلایه را به واشنطن ارسال کرد. این حرکت که در آن «دیپلماسی به مثابه سلاح» به کار گرفته شد، هشداری زیرکانه به کاخ سفید بود که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، جنگی محدود باقی نخواهد ماند و بلافاصله «محور مقاومت» را فعال خواهد کرد؛ جبهه‌هایی که از خلیج فارس فراتر رفته و دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را در بر می‌گیرد و آمریکا را به درگیری‌ای منطقه‌ای، پرهزینه و فاقد نقطه پایان روشن کشانده خواهد شد.

دوئل دیپلماسی در مسقط؛ لاریجانی با پیام یمن، تهدید نظامی ویتکاف را بی‌اثر کرد

در معادلات پیچیده خاورمیانه، دیپلماسی دیگر صرفاً ابزار مذاکره نیست، بلکه به میدانی برای نمایش قدرت و ارسال پیام‌های راهبردی تبدیل شده است. در حالی که استیو ویتکاف، نماینده آمریکا، با حضور حساب‌شده بر عرشه ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» تلاش کرد بر زنده بودن گزینه فشار نظامی تأکید کند، علی لاریجانی با یک حرکت دیپلماتیک زیرکانه در مسقط، پاسخی چندلایه و بسیار کارآمد ارائه داد. این پاسخ، که در قالب دیداری غیرمنتظره با سخنگوی انصارالله یمن صورت گرفت، دیپلماسی را از یک کانال گفتگو به یک سلاح استراتژیک تبدیل کرد تا هشدارهای تهران را به عملی ملموس برای واشنطن بدل کند.

بیشتر بدانید

تربیت نسل‌ها بر ارزش‌های والا؛ رسالت اصلی زن در جامعه انقلابی| قضیة ساخنة

قم یکپارچه حماسه؛ میعادگاه وفاداران به آرمان انقلاب اسلامی و فلسطین| مع المراسلین

دیدار لاریجانی با محمد عبدالسلام، پیامی روشن و خطرناک برای کاخ سفید داشت: هرگونه محاسبه درباره یک حمله محدود به ایران، یک توهم بزرگ است. این اقدام دیپلماتیک به روشنی نشان داد که جنگ احتمالی با ایران، در یک جغرافیای بسته و کنترل‌پذیر باقی نخواهد ماند. این دیدار، نمادی از فعال‌سازی فوری «بال قدرتمند» محور مقاومت در منطقه بود و به آمریکا هشدار داد که هرگونه ماجراجویی نظامی، به‌سرعت جبهه‌های جدیدی را از خلیج فارس تا دریای سرخ و تنگه راهبردی باب‌المندب فعال خواهد کرد؛ جبهه‌هایی که کنترل آن‌ها از توان نظامی سنتی واشنطن فراتر رفته و هرگونه سناریوی «جنگ محدود» را بی‌معنا می‌سازد.

این پیام صرفاً یک هشدار نظامی نبود، بلکه یک محاسبه‌گر اقتصادی و ژئوپلیتیکی بود. با اشاره به قدرت انصارالله در باب‌المندب، لاریجانی به طور غیرمستقیم به آمریکا یادآوری کرد که تهدید واقعی برای واشنطن، جنگی است که در آن منافع حیاتی اقتصادی و انرژی غرب به طور مستقیم هدف قرار گیرد. هرگونه ناامنی در این تنگه استراتژیک، زنجیره ترانزیت تجارت جهانی و صادرات نفت منطقه را مختل کرده و پیامدهای اقتصادی فاجباری برای آمریکا، اروپا و متحدان منطقه‌ای واشنگتن به همراه خواهد داشت. در واقع، دیپلماسی لاریجانی تهدید نظامی را به یک هشدار اقتصادی همه‌جانبه تبدیل کرد که برای غربی‌ها بسیار ملموس‌تر است.

اهمیت این پیام دیپلماتیک زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم این تهدید، یک بلوف سیاسی نیست، بلکه مبتنی بر یک سابقه میدانی شکست‌آمیز برای آمریکا است. انصارالله یمن قدرتی است که پیش از این توانسته است ناو آبراهام لینکلن را به عقب‌نشینی وادار کند، پهپادهای گران‌قیمت آمریکایی را سرنگون سازد و حتی وزیر جنگ کاخ سفید را به شکست در مهار آن وادار کند. دیدار لاریجانی با نماینده این نیرو، یادآور یک درس عبرت تاریخی بود: آمریکا در برابر انصارالله شکست خورده است و این بار با یک ائتلاف منطقه‌ای منسجم‌تر و قدرتمندتر روبرو خواهد شد. این اقدام، به تهدیدهای تهران اعتبار بخشید و آن را از یک ادعا به یک واقعیت مبتنی بر تجربه تبدیل کرد.

در نهایت، اقدام لاریجانی، معادله بازدارندگی را از سطح توانمندی‌های مستقیم ایران به هم‌افزایی ظرفیت‌های محور مقاومت ارتقا داد. او نشان داد که دیپلماسی به مثابه سلاح، می‌تواند پیام‌هایی را منتقل کند که از هر بیانیه رسمی یا تهدید نظامی مستقیم، مؤثرتر و چندبعدی‌تر باشد. این پاسخ زیرکانه به ویتکاف این پیام را به همراه داشت که جنگ با ایران، یک جنگ چندلایه، پرهزینه و فاقد نقطه پایان روشن خواهد بود؛ جنگی که در آن واشنطن نه تنها با یک دولت، بلکه با یک شبکه قدرتمند منطقه‌ای روبرو است که هزینه هر خطای محاسباتی را برای دشمنانش به شدت افزایش خواهد داد.

پربازدیدترین