استقرار پدافندی آمریکا؛ واکنشی به نگرانی از قدرت موشکی ایران
تحلیل گسترده نظامی آمریکا در غرب آسیا، از استقرار سامانههای «تاد» و «پاتریوت» در کشورهایی چون عربستان، قطر و کویت گرفته تا اعزام ناوگروههای ضربت به دریای سرخ و خلیج فارس، خود گواهی بر نگرانی عمیق واشنگتن از واکنش احتمالی ایران است. این اقدامات که به بهانه محافظت از نیروها و متحدان صورت میگیرد، در واقع یک اقدام واکنشی و تلاش برای ایجاد یک سپر دفاعی در برابر «بانک اهداف گستردهای» است که ایران و نیروهای مقاومت در اختیار دارند. این استقرار نشان میدهد که پنتاگون به خوبی آگاه است که هرگونه حمله گسترده، با پاسخی «متناسب» و منطقهای مواجه خواهد شد که توانایی تهدید مستقیم منافع آمریکا را دارد.
بحران مهمات؛ کمبود سامانههای تاد و پاتریوت، پاشنه آشیل واشنگتن
یکی از آسیبپذیرترین نقاط استراتژی دفاعی آمریکا، کمبود شدید مهمات رهگیر است. بر اساس گزارش نشریه «نشنال اینترست»، در جنگ ۱۲ روزه بیش از ۱۵۰ فروند موشک رهگیر گرانقیمت «تاد» (هر فروند ۱۵.۵ میلیون دلار) شلیک شد که این رقم بیش از سه برابر میانگین تولید سالانه (۴۰ فروند) است. به گزارش یورونیوز، این امر به معنای مصرف حدود یکچهارم از کل ذخایر این سامانه است و بازسازی کامل آن بین ۳ تا ۸ سال طول خواهد کشید. این کمبود که به گفته منابع غیررسمی شامل سامانههای «پاتریوت» نیز میشود، این واقعیت تلخ را آشکار میسازد که در یک درگیری تمامعیار، توان پدافندی آمریکا بسیار سریع از کار خواهد افتاد.
بیشتر بدانید
رضوان قاسم: تغییر دکترین نظامی ایران پیام بازدارندگی به رژیم صهیونیستی است| قضیة ساخنة
انقلاب اسلامی ایران الگویی تمدنی و معنوی با محوریت «انسان» خلق کرد| ايران الصمود و الانتصار
توان تهاجمی چندلایه ایران؛ از موشکهای بالستیک تا پهپادهای انتحاری
توانمندی تهاجمی ایران صرفاً به موشکهای بالستیک محدود نمیشود و این تنوع، چالش اصلی برای سامانههای پدافندی دشمن است. ایران از هزاران پهپاد رزمی و انتحاری، موشکهای کوتاهبرد، میانبرد، کروز و قابلیت شلیک از دریا به خاک برخوردار است. این ترکیب، به معنای ایجاد یک موج حملات همزمان در ارتفاعات و سطوح مختلف است که سامانه «تاد» (برای اهداف بالا) و «پاتریوت» (برای اهداف پایین) را به طور همزمان تحت فشار قرار داده و توانایی رهگیری کامل را از بین میبرد. نزدیکی پایگاههای آمریکا در خلیج فارس به مرزهای ایران نیز این اثربخشی را به شدت افزایش داده و زمان واکنش دشمن را به حداقل میرساند.
چالش جبهههای متعدد؛ نقش محور مقاومت در معادله آینده
هرگونه درگیری احتمالی، یک جنگ دو جانبه نخواهد بود. گروههای مقاومت در لبنان، عراق و یمن به صراحت هشدار دادهاند که در صورت حمله به ایران، بیطرف نخواهند ماند. این امر به معنای گشودن جبهههای متعدد علیه منافع آمریکا در سراسر منطقه است؛ از حملات انصارالله به کشتیها در دریای سرخ گرفته تا درگیریهای احتمالی در عراق و سوریه. این سناریوی چندجبههای، نیروها و سامانههای پدافندی آمریکا را به شدت تضعیف کرده و کنترل اوضاع را برای واشنگتن تقریباً غیرممکن میسازد، زیرا دیگر با یک تهدید متمرکز روبرو نیست، بلکه با مجموعهای از بحرانهای پراکنده و غیرقابل پیشبینی مواجه است.
شکست سپر دفاعی یکپارچه و درس تاریخی پایگاه العدید
ایده ایجاد یک سپر دفاعی یکپارچه در منطقه، پیش از این نیز با شکست مواجه شده است. طرح مشترک دولت بایدن با کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی به دلیل هزینههای سرسامآور و مشکلات فنی به نتیجه نرسید. تجربه تاریخی حمله ایران به پایگاه العدید در قطر نیز این ضعف را به اثبات رساند؛ در آن حمله، ایران ۱۴ موشک شلیک کرد و با وجود وجود سامانههای پاتریوت، منابع ایرانی و رسانههای غربی بعداً تأیید کردند که حداقل ۶ موشک به هدف اصابت کرده و خسارات قابل توجهی، از جمله نابودی یک رادار راهبردی، به بار آوردهاند. این نمونه تاریخی نشان میدهد که حتی در برابر یک حمله محدود، سامانههای آمریکا ناکام بوده و در یک جنگ گسترده، این ناکامی به یک فاجعه نظامی تبدیل خواهد شد.