به اشتراک بگذارید

تفاوت بنیادین: تعارض در مبانی عقل کانت و علامه طباطبایی ره در خداشناسی

مقاله ای با عنوان «خدا در فلسفه اخلاق کانت و علامه طباطبایی» نوشته محمدابراهیم فولادی و محسن غروریان، به مقایسه بنیادین دیدگاه‌های این دو متفکر در حوزه اخلاق و خداشناسی می‌پردازد و ریشه اصلی تفاوت‌ها را در مبانی معرفت‌شناختی و نقش عقل نزد هر کدام جستجو می‌کند.

خدا در فلسفه اخلاق کانت و علامه طباطبایی؛ نویسندگان: محمدابراهیم فولادی - محسن غروریان

۱. ریشه اختلاف در بنیادهای معرفتی (عقل و منابع شناخت)

اختلاف بنیادین کانت و علامه طباطبایی در فلسفه اخلاق، ریشه در تفاوت دیدگاه آن‌ها درباره جایگاه عقل و منابع معرفتی دارد. این تفاوت اساسی در خداشناسی، منشأ اختلاف نظر در هستی‌شناسی و جایگاه آن در اخلاق می‌شود. در نگاه کانت، خداوند صرفاً در حد یک پیش‌فرض اخلاقی تنزل می‌یابد و احکام اخلاقی از عقل محض نشأت می‌گیرد. بر این اساس، انسان در تمام ساحت‌های معرفتی، از جمله قانون‌گذاری، بی‌نیاز و مستقل از خداوند است و تخلف از قوانین اخلاقی نشأت گرفته از عقل محض، فاقد هرگونه مبنای الهیاتی می‌شود.

۲. تناقض در خداشناسی کانت و محدودیت‌های عقل عملی

با وجود اینکه کانت خداوند را به عنوان پیش‌فرض اخلاقی می‌پذیرد، نویسندگان مقاله معتقدند که این موضع با مبانی فلسفی خود کانت در بحث صفات خداوند تضاد دارد. کانت مدعی است که هرگونه شناخت نسبت به خدا، حتی در ساحت عقل عملی نیز ناممکن است، و بنابراین، او حق ندارد ادعای اثبات صفات برای حق تعالی یا شناخت آن‌ها را داشته باشد. این محدودیت معرفتی، جایگاه عملی و متافیزیکی خدا را در منظومه فکری وی تضعیف می‌کند.

۳. اثبات‌پذیری وجود و صفات خداوند در منظومه طباطبایی

در مقابل، علامه طباطبایی بر امکان شناخت و اثبات وجود خداوند متعال تأکید دارد. به اعتقاد ایشان، خداوند امری بدیهی است و نیازی به اثبات ندارد. علاوه بر این، علامه معتقد است که آیات آفاقی و انفسی فراوانی به عنوان نشانه‌های وجود و صفات خداوند وجود دارند، و برهان‌های قطعی و خدشه‌ناپذیر توانایی اثبات وجود و یگانگی حق تعالی را دارند. این موضع، معرفت‌شناسی الهیات را در فلسفه علامه، از حالت پیش‌فرض صرف به یک حوزه اثبات‌پذیر عقلانی و تجربی ارتقا می‌دهد.

جهت دسترسی به منبع کامل، لطفاً اینجا کلیک نمایید.

پربازدیدترین