در طلوع فجر انقلاب اسلامی ایران، زن تنها شاهد تحولات بزرگ نبود، بلکه به رکن اساسی در شکلدهی به چشمانداز ملی جدید تبدیل شد.
انقلاب هویت زن ایرانی را به عنوان یک کنشگر پویا بازتعریف کرد که در حوزههای آموزش، بهداشت، تحقیق علمی، نقاشی و تحقیق علمی پیشتاز است.
و امروز زن ایرانی، مسلح به علم و شایستگی، در پیشتازی قدرتهای نرم کشورش قرار دارد تا ثابت کند که نقش او به عنوان همسر و مادر، سرچشمه قدرت او در ساختار دولت است و نه مانعی بر سر بلندپروازیهایش.
این حضور نهادی قدرتمند، ما را به سمت جوهر اخلاقی و تربوی هدایت میکند که زن ایرانی در ساختن جامعه بر آن تأکید دارد. این جوهر به مرز مشاغل و مدارک محدود نمیشود، بلکه شامل توانایی او در تحقق مأموریت «ساخت انسان» از طریق تعادل بینظیری میشود که پیکار میدانی او را با ثبات خانوادگیاش پیوند میزند.