تاثیر مقاومت بر ساختارهای فکری و سیاسی غرب

چهار شنبه 6 اردیبهشت 1396 - 10:15:3
تاثیر مقاومت بر ساختارهای فکری و سیاسی غرب

یک کارشناس مسائل سیاسی معتقد است : مهم ترین دلیل بیداری جوامع در سطح منطقه و بین الملل در سالهای اخیر مقاومت مظلومانه و حماسی مردم غزه بود و اگر جریان مقاومت فلسطین گرفتار دام های گسترده جریان صهیونیستی - استکباری در منطقه نگردد، ساختار فکری و سیاسی غرب بیشتر از گذشته علیه اسرائیل بسیج خواهد شد.

«احمد روح الله زاد» کارشناس مسائل منطقه، در مقاله ای در بررسی نقش مقاومت اسلامی در مبارزه با رژیم صهیونیستی می نویسد: پس از ورود یکپارچه جامعه فلسطینی به میدان مبارزه با اشغالگران صهیونیست ، معادله رویارویی در صحنه فلسطین ، دچار دگرگونی شد. این مساله در غزه که اندیشه مقاومت قدرت بیشتری داشته و موانع و مشکلات آن از کرانه باختری کمتر بود، نمود بیشتری داشته است.

فشار مقاومت، رژیم صهیونیستی را وادار ساخت تا در سال 2005 از غزه خارج شود. اخراج صهیونیست ها از غزه را می توان سرآغاز شکست هیمنه ای دانست که دیپلماسی سیاسی و رسانه ای غرب برای رژیم صهیونیستی تعریف، ایجاد و تثبیت کرده بود.

 در جنگ سال 2006، حزب الله لبنان ، نقاط ضعف ارتش صهیونیستی را کاملا آشکار ساخت. دو سال بعد در سال 2008 رژیم صهیونیستی برای جبران شکست جنگ 33 روزه اشغال نظامی مجدد غزه را با هدف حذف مغز افزار، سخت افزار، نرم افزار و زیر ساخت های مقاومت در این باریکه و بازگرداندن شرایط به قبل از سال 2005 جنگی 22 روزه را بر منطقه تحمیل کرد . اما نتایج جنگ، خلاف تصورات و پیش بینی های اسراییل بود.

جدای از دستآورد های این جنگ برای مقاومت در سطوح داخلی، منطقه ای و درون جامعه صهیونیستی ، اسراییل شکست بزرگ تری را در صحنه بین المللی متحمل شد. زیرا فضای بین المللی علیه اسراییل و به نفع مقاومت آرایش یافت و این شرایط تا کنون استمرار داشته و هر روز با هر اقدام رژیم صهیونیستی تنگ تر می شود. مانند جنگ 8 روزه، جنگ 51 روزه و حتی اقدام این رژیم در ساخت شهرک های صهیونیست نشین در مناطق اشغالی 1967 و ... فضای حرکت این رژیم  را در سطح فضای بین اللمللی تنگ تر کرده است.       

 در این مجال به دلایل این امر به اختصار اشاره می شود:

 1 – شدت جنایات صهیونیست ها به حدی است که عواطف و احساسات هرانسانی را بر می انگیزد

ارتش صهیونیستی با به کارگیری کلیه ظرفیت های نظامی و تسلیحاتی خود علیه غزه و انجام حملات هدفمند به مناطق تجمع انسانی که اصلا هدف نظامی به شمار نمی آیند و معاهده های بین المللی و حقوقی، هدف قرار دادن آنها را در ردیف جنایات جنگی آورده اند، غیر نظامیان زیادی را کشته که اکثر آنان کودکان و زنان بی دفاع هستند و خانه ها و مساجد و مدارس زیادی را ویران ساخته است که این امر احساسات انسانی را در همه جوامع جریحه دار ساخته است.

 2 – ظرفیت شبکه های اجتماعی و فضای سایبری مقاومت که توانست انحصار رسانه ای جریان صهیونیسم را در هم بشکند.

جریان مقاومت اعم از تشکل های سیاسی - نظامی مانند حماس و جهاد اسلامی و همچنین مردم توانستند به خوبی از ظرفیت شبکه های اجتماعی و فضای سایبری استفاده کنند و جنایات ضد انسانی ارتش صهیونیستی را در قتل عام زنان و کودکان و تخریب های گسترده در حمله های متعدد و تعمدی به منازل و اماکن عمومی را عکس برداری و فیلم برداری کرده و به سرعت در فضای مجازی متنشر سازند و از این طریق همبستگی مردمی را با خود همراه سازند. این امر در واقع شکست دیگری را بر صهیونیست ها تحمیل کرده و پیروزی دیگری را در حوزه رسانه ای برای مقاومت رقم زده است.

 3 – همبستگی جوامع غربی و تحرکات موسسات مدنی درباره مسئله فلسطین

 شدت جنایات اسراییل که به دلیل اسناد تصویری غیر قابل انکار بود ، موجب شد جوامع غربی که تا پیش از آن نسبت به جامعه یهود با توجه به هولوکاست ادعایی صهیونیست ها خود را گناهکار می دانستند، دریابند که اسراییل نه تنها قربانی نژادپرستی نیست، بلکه خود بزرگترین جریان نژاد پرستی است که نسل کشی سازمان یافته فلسطینیان را برای تثبیت خود بر سرزمین های اشغال شده و تحمیل سلطه خود بر منطقه دنبال می کند.

بر این اساس افکار عمومی غرب با مدیریت موسسات مدنی و غیر دولتی تحرک یافتند و در این فرایند ما شاهد اقداماتی چون تظاهرات 2014 لندن هستیم که بزرگترین تظاهرات در نوع خود بوده است و یا راه افتادن موج کاروان هایی از سراسر جهان خصوصا از اروپا برای شکست محاصره غزه همانند ناوگان آزادی.

 4 – تاثیر جامعه مدنی بر ساختار رسمی دولت های غربی

جامعه مدنی غرب که حمایت ساختار رسمی خود از صهیونیست ها را از مهم ترین دلایل جنگ افروزی و جنایت پیشگی اسراییل می دانست، توانسته است ظرفیت هایی را در حوزه های قانونی و حقوقی شناسایی و از آن طریق ساختار رسمی را در حمایت بی چون و چرا از اسراییل محدود سازد.

عالیت موسسات مدنی در این حوزه خصوصا پیگیری تحریم کالاهای صهیونیستی در کشورهای اروپایی با توسل به قانون و احکام دادگاه همچنین سازمان دادن اقشار مختلف در این زمینه هر روز گسترده تر می شود. این تحرکات مردمی اخیرا تاثیرات خود را بر سطوح رسمی آغاز کرده است این امر موجب شده که ساختار رسمی غرب خصوصا در اروپا موضوع حمایت از فلسطین را بر خلاف گذشته جدا دنبال کند.

 در این ارتباط به استعفای خانم سعیده وارسی که از وزرای کابینه دولت آقای کامرون نخست وزیر وقت انگلیس و همچنین به استعفای چند نماینده مجلس عوام انگلیس می توان اشاره داشت. همچنین موج به رسمیت شناختن دولت فلسطینی از سوی پارلمان ها ی کشورهای دولت های اروپایی مانند: سوئد ، انگلیس ، اسپانیا ، فرانسه ، نروژ، ایرلند و ... در این چارچوب قابل ارزیابی است. تحرکاتی که نگرانی شدید صهیونیست ها را به دنبال داشته و اسراییل با فعال سازی گسترده دیپلماسی خود و با استفاده از جایگاه آمریکا به عنوان مهم ترین حامی اسراییل، در تلاش برای خنثی سازی این موج به پا خاسته علیه اسراییل است. در این زمینه می توان به وتوی آمریکا در شورای امنیت در موضوع درخواست اردن برای عقب نشینی اسراییل از سرزمین های اشغالی 1967 اشاره داشت. هرچند وتو نکردن قطعنامه 2334 از سوی دولت اوباما نشان می دهد که فشار افکار عمومی و البته تحولات منطقه ای و بین المللی ایجاب می کند که نگاه به موضوع فلسطین در غرب باید تغییراتی داشته باشد.

 تردیدی نیست که جوامع ، بیدار شده اند و مهم ترین دلیل این بیداری هم مقاومت مظلومانه و حماسی مردم غزه است و اگر مقاومت همچنان در فرایندی شاداب و سرزنده به سر ببرد و اگر جریان مقاومت خصوصا در حوزه فلسطینی آن گرفتار دام های گسترده جریان صهیونیستی - استکباری در منطقه نگردد، مانند فتنه تروریستی در سوریه و عراق که جنگ قومی و مذهبی را دنبال می کند و نیز از خود هوشمندی بیشتری در تحلیل شرایط و پیش بینی حوادث و شناخت دوست از دشمن و منافق نشان دهد ، ساختار فکری و سیاسی غرب بیشتر از گذشته علیه اسرائیل بسیج خواهد شد.

منبع: قدسنا


چهار شنبه 6 اردیبهشت 1396 - 10:5:44

دسته بندی :