میدل ایست آی: سفر نتانیاهو به امارات، نشاندهنده قمار خطرناک رهبران عرب بر سر رابطه با اسرائیل در نقطه مقابل دیدگاه افکار عمومیشان است. بالأخره روزی «بهار عربی دوم» با خشم ملتهای سرخورده و تحت سرکوب فرا خواهد رسید.
در آستانه انتخابات اسرائیل، نتانیاهو پس از گزارشهای رسانهای مبنی بر مستندسازی عدم اقدام او در برابر هشدارهای مربوط به حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، تحت فشارهای فزایندهای قرار گرفته است.
روزنامه هاآرتص در ۸ سپتامبر جنجالی به پا کرد و گزارش داد که محمد بن زاید (رئیس امارات) که شاید نزدیکترین متحد عربی نتانیاهو باشد، حدود ۱۰ روز پیش از حمله، «هشدار صریحی» به نخستوزیر اسرائیل داده بود.
تنها چند هفته مانده به انتخابات ۲۷ اکتبر، نتانیاهو به دوست قدیمی خود در ابوظبی، یعنی بن زاید متوسل شد. یکشنبه گذشته، او برای نشستی که قرار بود محرمانه باشد به امارات پرواز کرد. رسانههای اسرائیلی گزارش دادند این دیدار یکساعته در فرودگاه انجام شد و پس از آن چند ساعت گفتگو با مقاماتی از سایر کشورهای عربی ادامه یافت.
هیچیک از طرفها جزئیات گفتگوها را افشا نکردهاند، اما رسانههای اسرائیلی یک خبر جنجالی را منتشر کردند: نتانیاهو از بن زاید خواسته بود تا گزارشهای مربوط به هشدار را تکذیب کند، اما بن زاید امتناع ورزید، زیرا امارات تمایلی نداشت پیش از انتخابات وارد سیاست داخلی اسرائیل شود.
جلسات بعدی در ابوظبی، که به گفته شبکه کان اسرائیل شامل مقاماتی از کشورهای بدون رابطه با اسرائیل نیز بود، طبق گزارشها بر همکاریهای منطقهای علیه ایران متمرکز بوده است. شبکه کان خاطرنشان کرد هواپیماهایی از مراکش، لیبی و قطر (که پایتخت آن همین یک سال پیش توسط اسرائیل بمباران شد) در جریان سفر نتانیاهو در ابوظبی فرود آمدند.
واینت و سایر رسانههای اسرائیلی نیز گزارش دادند که عربستان سعودی و اردن هم از جمله کشورهای حاضر در نشست محرمانه ابوظبی بودند.
به نظر میرسد دولتهای عربی بر این باورند که حتی زمانی که اسرائیل مرتکب نسلکشی و جنایت در غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و فراتر از آن میشود، میتوانند روابط خود با اسرائیل را از تجاوزات توسعهطلبانه این رژیم و از افکار عمومی عربی تفکیک کنند. به عبارت دیگر، آنها تمایل دارند آزادانه روابط دیپلماتیک عادی با اسرائیل را دنبال کنند و در عین حال هر از گاهی جنایات جنگی اسرائیل را محکوم کرده و ارسال کمکها را برای فلسطینیان محروم سازماندهی نمایند.
این روابط نشاندهنده یک شکاف و گسست عظیم میان رهبران عرب و افکار عمومی عربی است. تقابل میان دادههای نظرسنجی و روابط دولتهای عربی با اسرائیل بسیار چشمگیر است. نظرسنجیها نشان میدهند که میزان نفرت از اسرائیل در جهان عرب به اوج خود رسیده است.
نظرسنجیهای مؤسسه «بارومتر عربی» در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان داد که میزان حمایت از عادیسازی روابط در اکثر هفت کشور مورد بررسی تکرقمی بوده و در هیچیک از آنها از ۱۳ درصد فراتر نرفته است. در همین حال، شاخص افکار عمومی عربی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۸۷ درصد از پاسخدهندگان در ۱۵ کشور عربی با به رسمیت شناختن اسرائیل مخالف هستند. تنها ۶ درصد گفتند که آن را میپذیرند و نصف همان اقلیت کوچک نیز چنین اقدامی را مشروط به تشکیل یک دولت کاملاً مستقل فلسطینی دانستند.
تفکیک خشم عربی نسبت به اسرائیل از سرخوردگیهای ناشی از مشکلات اقتصادی، سرکوب دولتی و فساد حکومتی غیرممکن است. از دید بسیاری از اعراب، نگرانیها از سیاستهای موجود نسبت به اسرائیل با نگرانیهای گستردهتر در مورد عملکرد دولت در داخل همپوشانی دارد: دولتهایی که شهروندان خود را سرکوب میکنند و به وعدههای اقتصادی عمل نمیکنند، همان دولتهایی هستند که از نظر دیپلماتیک به گونهای با اسرائیل تعامل دارند که باعث تضعیف فلسطینیها میشود.
این ترکیب، پتانسیل اشتعالزایی شدیدی دارد. بیش از یک دهه و نیم پس از بهار عربی، رژیمها در سراسر منطقه همچنان نگران احتمال شورشهای مردمی هستند.
پیشبینی اینکه چه زمانی ممکن است بهار عربی دیگری رخ دهد غیرممکن است. سرخوردگی عمومی میتواند سالها زیر پوست جامعه فعال باشد و هیچکس دقیقاً نمیداند چه زمانی خشم آنها لبریز شود.
اما علیرغم حجم بالای عدم قطعیتها، یک چیز قطعی است: دولتهای عربی با مسئولیت و ریسک خود به تعامل با اسرائیل ادامه میدهند.