شهادت محمد الدوره در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۰، یک روز پس از آغاز انتفاضه دوم، تنها یک حادثه در زنجیرهای طولانی از جنایات رژیم صهیونیستی علیه کودکان فلسطینی بود. تصویر جمال الدوره که خود را میان فرزندش و گلولهها قرار داده بود، به سرعت در سراسر جهان پخش شد و محمد را به نماد انتفاضه تبدیل کرد؛ اما این تصویر، نقطه آغازین کشتاری بود که ۲۶ سال بعد به رقمی بیسابقه رسیده است. اگر محمد امروز زنده بود، مردی ۳۸ ساله بود که شاید خودش پدر شده بود؛ اما زندگی او در ۱۲ سالگی متوقف شد و نامش به نمادی از کودکانی بدل گشت که نه تنها در غزه، بلکه در دیر یاسین، صبرا و شتیلا نیز قربانی سیاستهای ویرانگر رژیم صهیونیستی شدند. این گزارش نشان میدهد که کشتار کودکان، نه یک خطای تاکتیکی، بلکه الگویی تکرارشونده در رفتار این رژیم بوده است.
نگاهی به تاریخ، عمق این فاجعه را آشکار میکند. در ۹ آوریل ۱۹۴۸، روستای دیر یاسین با حدود ۴۰۰ نفر جمعیت هدف حمله نیروهای ایرگون و لِحی قرار گرفت و حدود ۱۵۰ زن، کودک و سالخورده کشته شدند؛ جنایتی که خود صهیونیستها میخواستند روایتش در سراسر فلسطین بپیچد تا موج آوارگی را تسریع کند. در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲، کشتار صبرا و شتیلا با حمایت مستقیم ارتش رژیم صهیونیستی و شخص آریل شارون رقم خورد و تا ۳۵۰۰ غیرنظامی فلسطینی، از جمله زنان و کودکان، قربانی شدند. در جنگ ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بیش از ۳۳۰ کودک، در جنگ ۲۰۱۴ بیش از ۵۵۱ کودک بر اساس آمار سازمان ملل، در جنگ ۲۰۲۱ حدود ۶۷ کودک، و در نسلکشی اخیر از اکتبر ۲۰۲۳ تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، دستکم ۲۱٬۷۰۰ کودک فلسطینی به شهادت رسیدند و حدود ۴۵ هزار کودک زخمی و بیش از ۱۱ هزار کودک برای همیشه معلول شدند. این آمار، رکوردی بیسابقه در جهان است که رژیم صهیونیستی را به عنوان بزرگترین کشتارگر کودکان در تاریخ معاصر تثبیت میکند.
تلخی ماجرا آنجاست که جهان همچنان در برابر این جنایات، نظارهگری منفعل است. دیوان کیفری بینالمللی در نوامبر ۲۰۲۴، بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت را به جنایت جنگی و نسلکشی در غزه متهم کرد، اما این اتهامات تاکنون به اقدام عملی و بازدارندهای تبدیل نشده است. محمد الدوره اگر زنده بود، امروز ۳۸ ساله بود؛ اما او در ۱۲ سالگی ماند و پس از او هزاران کودک دیگر کشته شدند که در قاب هیچ دوربینی ثبت نشدند. کودکانی که زیر آوار ماندند، کودکانی که همراه خانوادههایشان کشته شدند، کودکانی که در بیمارستان جان دادند و کودکانی که حتی فرصت رسیدن به بیمارستان را پیدا نکردند. این گزارش نشان میدهد که کشتار کودکان فلسطینی، نه یک حادثه تاریخی، بلکه یک روند مستمر و سیستماتیک است که با حمایت تسلیحاتی و سیاسی قدرتهای غربی ادامه یافته و جامعه بینالمللی را در برابر مسئولیت تاریخی و انسانی خود قرار داده است.