بسته شدن مرزهای زمینی ایران و عراق از جمله شلمچه و چذابه، تنها یک اقدام اداری و امنیتی نیست؛ بلکه ضربهای به یکی از مهمترین شریانهای تجاری منطقه است. دولت عراق حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ را حدود ۱۲ میلیارد دلار اعلام کرده و بر اساس آمار گمرک ایران، صادرات غیرنفتی ایران به عراق حدود ۱۱.۹ میلیارد دلار بوده است. بنابراین عراق حدود یکپنجم صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده و هدفگذاریهای انجام شده قرار است حجم تجارت سالانه در سالهای آینده به ۳۰ میلیارد دلار برسد. اهمیت این دو مرز را میتوان از حجم کالایی که از آنها عبور میکند نیز دریافت؛ از مارس ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶، بیش از ۴ میلیون تن کالا از طریق شلمچه و چذابه جابجا شده است. سهم شلمچه حدود ۲ میلیون و ۵۲۲ هزار تن و سهم چذابه حدود یک میلیون و ۵۲۱ هزار تن بوده است. در همین مدت، نزدیک به ۸۰ هزار کامیون از شلمچه و بیش از ۶۹ هزار کامیون از چذابه برای جابجایی کالا تردد کردهاند.
بخش قابل توجهی از صادرات ایران به عراق را مواد غذایی، محصولات کشاورزی و کالاهای مصرفی تشکیل میدهد و بسیاری از این محمولهها فاسد شدنی هستند. کامیونهای حامل میوه، سبزیجات و سایر محصولات کشاورزی نمیتوانند برای مدت طولانی در صفهای مرزی یا پارکینگهای دو طرف مرز منتظر بمانند و هر روز تأخیر میتواند موجب کاهش کیفیت، افزایش ضایعات و در نهایت افزایش قیمت کالا برای مصرفکننده شود. یحیی آلاسحاق، رئیس کمیسیون مشترک اتاق بازرگانی ایران و عراق، با اشاره به اینکه بخش قابل توجهی از کالاهای مبادلهشده از این دو مرز را محصولات غذایی و فاسدپذیر تشکیل میدهد، گفت توقف چندروزه میتواند به فاسد شدن و از بین رفتن این محمولهها و در نتیجه وارد شدن زیان سنگین به تولیدکنندگان و صادرکنندگان منجر شود. رویترز نیز در آوریل ۲۰۲۶، در گزارشی درباره توقف موقت فعالیت در شلمچه، این گذرگاه را یکی از مسیرهای اصلی ورود سبزیجات و مواد غذایی ایران به عراق توصیف کرد و بر تأثیر اختلال طولانیمدت این مسیر بر عرضه کالا در بازارهای محلی عراق تأکید داشت.
پیامدهای بسته شدن مرز تنها به مواد غذایی محدود نمیشود و در مسیرهای تجاری خوزستان به عراق، کالاهایی مانند فولاد، میلگرد، سیمان، کاشی، محصولات پتروشیمی و دیگر کالاهای صنعتی نیز صادر میشوند. این کالاها برخلاف میوه و سبزیجات فاسد نمیشوند اما توقف آنها میتواند هزینه تولید و ساختوساز را افزایش دهد. اگر هر دو مرز تنها برای یک یا دو روز بسته باشند، نخستین پیامدها بیشتر در صف کامیونها، تأخیر در تحویل کالا و افزایش هزینه حملونقل دیده خواهد شد؛ اما اگر تعطیلی به چند هفته برسد، موضوع از یک اختلال ساده در حملونقل فراتر رفته و به اختلال در زنجیره تأمین تبدیل میشود. صنایع و پروژههای عمرانی عراق که به واردات فولاد، سیمان، کاشی، سرامیک، مواد پتروشیمی و سایر محصولات صنعتی ایران وابسته هستند با تأخیر در تأمین مواد اولیه و افزایش هزینههای حمل و جایگزینی مواجه خواهند شد.
در صورت تداوم بسته بودن مرزها، نخستین پیامد لزوماً کمبود کامل کالا در بازار عراق نخواهد بود، بلکه افزایش قیمت، کاهش سرعت تأمین و بالا رفتن هزینههای حملونقل از مهمترین آثار اولیه این وضعیت خواهد بود. تجربه گذشته نیز نشان میدهد که تداوم بسته ماندن مرزهای زمینی میان دو کشور میتواند خسارتهای قابل توجهی به صادرکنندگان و واردکنندگان دو طرف وارد کرده و روند تجارت و تأمین کالا را با اختلال مواجه کند. به طور مثال، در اسفند ۱۳۹۸، عراق در واکنش به شیوع کرونا تعدادی از گذرگاههای مرزی با ایران را بست و گذرگاههای شلمچه، چذابه، مهران و خسروی در مقاطعی با محدودیت جدی برای تردد تجاری و مسافری مواجه شدند. مؤسسه S&P Global در مارس ۲۰۲۰ گزارش داد که بسته شدن پنج مرز زمینی عراق با ایران، تجارت فولاد را تحت تأثیر قرار داده و برخی تجار عراقی به دلیل نامشخص بودن وضعیت مرزها از انعقاد قراردادهای جدید خودداری میکنند. در نهایت، مرزهای ایران و عراق تنها خطوط روی نقشه نیستند، بلکه شریانهای تجاری مهمی هستند که بخشهایی از بازار، تولید و شبکه حملونقل دو کشور را به یکدیگر پیوند میدهند و توقف کوتاهمدت قابل مدیریت است، اما تداوم محدودیتها برای هفتهها یا ماهها میتواند دامنه آثار خود را از پایانههای مرزی فراتر ببرد و با اختلال در عرضه کالا، افزایش هزینهها و فشار بر قیمتها، بازار عراق را تحت تأثیر قرار دهد.