تحلیل نشریه آمریکایی «آتلانتیک» درباره پایان عصر برتری جهانی آمریکا، زمانی اهمیت مضاعف مییابد که آن را در کنار گزارشهای رسمی نهادهای آمریکایی قرار دهیم. دفتر بودجه کنگره آمریکا برآورد کرده است که عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تا اول اوت حدود ۴۸ میلیارد دلار هزینه داشته است. بازرس کل وزارت دفاع آمریکا نیز هشدار داده که مصرف مهمات در جنگ ایران به «کسری راهبردی ذخایر» منجر شده و گلوگاههایی را در صنعت دفاعی آمریکا آشکار کرده است. مهمترین این گلوگاهها شامل موتورهای راکتی سوخت جامد، مواد منفجره و پیشرانهای پیشرفته و کمبود نیروی متخصص است. به بیان ساده، آمریکا پول دارد، اما صنعت دفاعی این کشور نمیتواند با سرعت کافی مهماتی را که در جنگ مصرف شده دوباره تولید کند. این شکاف میان «توان مالی» و «توان تولید»، یکی از مهمترین نقاط ضعف راهبردی آمریکا را آشکار کرده است.
تکاندهندهترین آمار مربوط به ذخایر پدافندی آمریکا است. دفتر بودجه کنگره اعلام کرده که جنگ ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تا اول اوت ۲۰۲۶ بین نصف تا دو سوم موجودی برخی از رهگیرهای دفاع موشکی آمریکا را مصرف کرده است. برآورد این نهاد نشان میدهد بازسازی این ذخایر حتی با افزایش نرخ تولید میتواند دستکم پنج سال طول بکشد. واشنگتنپست نیز گزارش داده که آمریکا تنها در چهار هفته نخست جنگ بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاوک شلیک کرده است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) هشدار داده که تولید برخی مهمات حیاتی زمان بسیار زیادی میبرد؛ تولید برخی انواع موشکهای SM-3 بیش از چهار سال، تاد، SM-6، تاماهاوک و JASSM حدود سه سال و موشک PAC-3 MSE بیش از دو سال زمان میبرد. این یعنی آمریکا نمیتواند ذخایر جنگی خود را مانند یک انبار معمولی در چند ماه پر کند.
آمریکا در این جنگ با یک واقعیت راهبردی جدید روبهرو شده است: شبکه پایگاههای آمریکا که زمانی نماد برتری این کشور بود، خود به مجموعهای از نقاط آسیبپذیر تبدیل شده است. بازرس کل پنتاگون اعلام کرده که ساختمانها و تأسیسات نظامی آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن در جریان حملات آسیب دیده یا منهدم شدهاند. آتلانتیک به حمله به دستکم ۱۷ پایگاه، تأسیسات پدافندی و مراکز دیپلماتیک آمریکا در هفتههای نخست جنگ اشاره کرده است. آسیبدیدن تأسیسات آمریکا در بحرین باعث شد زنجیره پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا در منطقه دچار اختلال شود و بخشی از پشتیبانی لجستیکی ناوگان آمریکا مجبور شد از «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند انجام شود؛ جزیرهای که بیش از ۳۲۰۰ کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد. این فاصله بیشتر، هزینه و پیچیدگی عملیات را افزایش داده و فشار بیشتری بر نیروهای آمریکایی وارد کرده است.
یکی از مهمترین آزمونهای قدرت آمریکا در این جنگ، تنگه هرمز است. رویترز گزارش داده که در آخر هفته گذشته تنها ۱۷ کشتی حامل کالا از این تنگه عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک هفته قبل ۳۷ فروند و میانگین پیش از جنگ حدود ۱۲۵ کشتی در روز بود. نرخ حمل نفتکشهای غولپیکر نیز به بیش از ۳۰ دلار برای هر بشکه رسیده است. همزمان، متحدان آسیایی آمریکا نسبت به آینده تعهد واشنگتن در قبال تایوان نگران شدهاند. آتلانتیک به جابهجایی ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» از ژاپن به خاورمیانه اشاره میکند و میگوید وقتی آمریکا برای جنگ با ایران مجبور میشود بخشی از منابع نظامی خود را از شرق آسیا به خاورمیانه منتقل کند، منابع کمتری برای بازدارندگی چین باقی میماند. چین حدود ۵۰ درصد کشتیهای جهان را تولید میکند و حدود ۸۰ درصد تولید پهپاد جهان را در اختیار دارد. در جنگ مدرن، توان صنعتی به اندازه تعداد جنگندهها و موشکهای موجود اهمیت دارد و چین در این زمینه مزیت مهمی دارد. مجموعه این نشانهها یک تصویر مشترک ایجاد میکنند: آمریکا هنوز یک قدرت است، اما هزینه حفظ برتری جهانی برای واشنگتن افزایش یافته و توانایی آن برای اعمال قدرت همزمان در چند منطقه با محدودیتهای جدی روبهرو شده است.