تحریم ثانویه، سلاح جدید واشنگتن
آمریکا در مرحله جدید فشار علیه ایران، راهبرد خود را به طور بنیادین تغییر داده است. واشنگتن دیگر فقط به تحریم اشخاص و شرکتهاي ایرانی بسنده نمیکند. هدف اصلی این است که هر بازیگر خارجي که به ایران امکان ادامه تجارت بدهد، مورد تحریم قرار گیرد. وزیر خزانه داري آمریکا از تحریمهاي ثانویه هفتگی سخن گفته و پیام روشن است: هر بانک، شرکت کشتیرانی، پالایشگاه یا موسسه مالي که با ایران کار کند، هزینه خواهد پرداخت. این تغییر، حلقه دوم محاصره اقتصادي است؛ یعنی قطع مسیرهاي جایگزینی که تهران براي فروش نفت، حمل و نقل و انتقال پول ایجاد کرده است.
شانگهای، پاسخ تهران به انزوای اقتصادي
در برابر این راهبرد، ایران در سازمان همکاری شانگهای به دنبال سه سطح همکاري است: پشتوانه سیاسی براي مقاومت در برابر اجماعسازي آمریکا، گسترش مسیرهاي اقتصادي براي فروش نفت و کالاها بدون عبور از سیستم دلار، و ایجاد تاب آوري در کل زنجیره تجارت خارجي. وزن جمعیتی و اقتصادي شانگهای (۴۲ درصد جمعیت جهان و ۳۶ درصد تولید ناخالص داخلی) به تهران امکان میدهد که نشان دهد فشار آمریکا به معناي انزوای ایران نیست. اما نکته کلیدي این است که شانگهای هنوز یک ائتلاف ضدتحریم نیست؛ موفقیت تهران به تبدیل همگرایی سیاسی به سازوکارهاي عملی اقتصادي بستگی دارد.
نبرد بر سر هزینه عدم تبعیت؛ نقش چین، هند و روسیه
واشنگتن میخواهد هزینه همکاري با ایران را آنقدر بالا ببرد که کشورها خودشان از همکاري دست بکشند. اما بزرگترین مشکل آمریکا چین است؛ خریدار اصلی نفت ایران که اعلام کرده با تحریمهاي یکجانبه همراه نخواهد شد. هند نیز با حضور همزمان در شانگهای و گروه بیست، نقشي کلیدي اما غیرقابل پیش بینی دارد. روسیه نیز از این تقابل منافع کلیدي دارد؛ زیرا هر گونه محدودیت براي ایران، میتواند الگویی براي محدودیتهاي آینده علیه مسکو باشد. بنابراین نبرد واقعی نه شرق در برابر غرب، بلکه نبرد بر سر این است که چه کسی میتواند هزینه عدم تبعیت از خود را براي دیگران بالاتر ببرد. شانگهای و گروه بیست، دو صحنه از یک نبرد بر سر آینده نظم اقتصادي جهان هستند.