به اشتراک بگذارید

بازگشت مستشاران نظامی سعودی به جنگ یمن همزمان با ضربات انصارالله

تحرکات نظامی عربستان در مرزهای یمن، انتقال تجهیزات از گذرگاه الودیعه و افزایش مستشاران سعودی در جبهه‌های مأرب و ضالع، هم‌زمان با عملیات کوبنده انصارالله در منطقه العبر، نشان از ورود پرونده یمن به مرحله جدیدی از تقابل نظامی دارد؛ تقابلی که در آن معادلات بازدارندگی تغییر یافته و هرگونه محاسبه نادرست می‌تواند جنگ را از مرزهای یمن به عمق خاک عربستان و امنیت انرژی جهانی بکشاند.

بازگشت مستشاران نظامی سعودی به جنگ یمن همزمان با ضربات انصارالله

تغییر محاسبات ریاض؛ از مدیریت تنش به فشار نظامی
تحرکات اخیر عربستان در مرزهای یمن، انتقال تجهیزات نظامی از گذرگاه الودیعه و افزایش شمار مستشاران سعودی در جبهه‌های مأرب، المخا و ضالع، نشان از تغییر رویکرد ریاض از سیاست «مدیریت تنش» به سمت «افزایش فشار میدانی» دارد. این تغییر که با گزارش نیویورک‌تایمز درباره آمادگی عربستان برای بازگشت به جنگ همه‌جانبه با انصارالله هم‌خوانی دارد، ناشی از ارزیابی ریاض از شرایط منطقه‌ای و تصور کاهش هزینه‌های بازگشت به گزینه نظامی است. با این حال، این محاسبه، یمن امروز را با یمن سال‌های نخست جنگ یکسان می‌بیند؛ غافل از اینکه انصارالله در سال‌های گذشته، ظرفیت موشکی و پهپادی خود را به سطحی بی‌سابقه ارتقا داده و تجربه‌ای ارزشمند در مواجهه با ائتلاف سعودی به دست آورده است.

عملیات العبر؛ پیامی که از مرزها عبور کرد
عملیات موفق انصارالله در هدف‌قراردادن کاروان نظامی عربستان در منطقه العبر، یک پیام راهبردی روشن داشت: انتقال تجهیزات از خاک عربستان به داخل یمن، دیگر اقدامی بدون هزینه محسوب نخواهد شد. انصارالله با این عملیات نشان داد که نه تنها توان رهگیری و انهدام محموله‌های نظامی را دارد، بلکه مرزهای یمن را به‌عنوان خط قرمز خود تعریف کرده و هرگونه نفوذ نظامی را با پاسخ مستقیم مواجه می‌کند. این عملیات، در واقع، آزمون عملی معادله‌ای بود که صنعا سال‌ها بر روی آن کار کرده است: «هرگونه حمله به یمن، با پاسخی در عمق خاک عربستان مواجه خواهد شد».

بازدارندگی متقابل؛ معادله جدید یمن
انصارالله با ایجاد پیوند میان حملات به یمن و پاسخ علیه زیرساخت‌های حیاتی عربستان، یک منظومه بازدارندگی طراحی کرده است که ریاض را به بازنگری در محاسبات خود وادار می‌سازد. حملات پیشین به تأسیسات نفتی آرامکو و ابقای تهدید علیه مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ و باب‌المندب، نشان داده که آسیب‌پذیری عربستان فراتر از مناطق مرزی است. در این معادله، تلاش ریاض برای واگذاری بار نظامی به نیروهای محلی ضد انصارالله نیز نمی‌تواند این جنبش را از پاسخ‌دهی بازدارد؛ زیرا صنعا میان عملیات مستقیم ارتش سعودی و عملیات نیروهای تحت حمایت آن تفاوتی قائل نیست و هر دو را بخشی از جنگ عربستان علیه یمن تلقی می‌کند.

خطر محاسبه نادرست و پیامدهای منطقه‌ای
خطر اصلی در مقطع کنونی، شکل‌گیری چرخه‌ای از اقدام و واکنش است که کنترل آن برای هر دو طرف دشوار خواهد بود. عربستان با اتکا به برتری هوایی و حمایت غرب، ممکن است تصور کند که می‌تواند با فشار نظامی، انصارالله را به عقب‌نشینی وادار کند؛ اما تجربه جنگ گذشته نشان داده که برتری تسلیحاتی به‌تنهایی برای تغییر موازنه در یمن کافی نیست. از سوی دیگر، انصارالله نیز با آزمونی جدی مواجه است: اگر در برابر افزایش فشار، واکنش نشان ندهد، ممکن است ریاض این سکوت را نشانه کاهش هزینه اقدامات خود تلقی کرده و دامنه فشار را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بازگشت به جنگ نه تنها به حل بحران کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند امنیت انرژی، خطوط کشتیرانی و مناسبات منطقه‌ای را به مخاطره اندازد و جبهه یمن را به یک بحران فراگیر منطقه‌ای تبدیل کند.

 

پربازدیدترین