به اشتراک بگذارید

خاطرات اُم احمد؛ زن، فراموش شده مطالعات مقاومت

«خاطرات اُم احمد» روایتی از زنی بحرینی است که در ۱۷ سالگی پای در مسیر جهاد گذاشت؛ او برای یافتن همسرِ گم‌شده‌اش، از بحرین به دمشق و سپس تا تهران سفر کرد و سال‌ها در تبعیدِ تهران، زینبیه و لندن، همراه با همسری که تنها جمعه‌ها حضور داشت، بار سنگین تنهایی و بی‌تابعیتی را تاب آورد؛ اما این کتاب، فراتر از یک قصه عاشقانه، مهر تأییدی است بر حقیقتی تلخ که در روایت‌های مردانه از مطالعات مقاومت، زنانی چون «اُم احمد» به فراموشی سپرده شده‌اند.

خاطرات اُم احمد؛ زن، فراموش شده مطالعات مقاومت

کمتر از یک روز، کتاب اهدایی دکتر راشد،«حیاة إمرأة بحرانیة؛قراءة فی حیاة المجاهدة الراحلة اُم‌احمد»را به پایان رساندم.جذابیت کتاب نشانگر حقیقتی است که در خوانش‌های مردانه از مقاومت، کمتر به نقش زنان توجه شده است.
کتاب،روایت زندگی یک زن بحرینی مجاهدی است که در۱۷ سالگی با جوانی از اعضای مقاومت ازدواج کرد و همسرش بلافاصله برای مأموریتی از کشور خارج و ماه‌ها خبری از او در دسترس نبود
تلاش‌ها برای متقاعد کردن دختر جوان به طلاق غیابی،بی‌ثمر ماند و او برای یافتن سرنخی از همسرش،عازم دمشق و از آنجا به تهران سفر کرد؛تمام این جست‌وجوها بدون اطلاع شوهرش صورت می‌گرفت تا سرانجام در سال۱۹۸۱، ملاقات دراماتیک آنها در هتلی در تهران رقم خورد و آغازی بر دو دهه زندگیِ در تبعید ام احمد شد.
هشت سال زندگی در تهران با همسری که تنها جمعه‌ها حضور داشت و تولد فرزندان در غیابِ آشنایان،بخشی از سختی های«ٱم احمد»را رقم زد. سرنوشت جهادی، چند سالی او را ساکن زینبیه دمشق و سپس مأموریت‌های مقاومتی و زندگیِ بی‌تابعیتی، آن‌ها را چهار سال به لندن کشاند؛اما«اُم‌احمد» همچنان استوارانه سختی ها را برای هدفی والا تحمل می‌کرد.
سال۱۹۹۴که قصد بازگشت به بحرین را داشتند،پس از چهار روز انتظار در فرودگاه منامه، به امارات دیپورت شدند و سرانجام در سال۲۰۰۳،با شنیدن خبر ناگهانی فوت خواهرش به بحرین بازگشت؛اما همان سال‌ نشانه‌های سرطانی نمایان شد که در سال۲۰۰۷،پایان«اُم احمد»را رقم زد.