آمریکا و ایران؛ آیا زبان تشدید پیروز میشود یا دیپلماسی مسیر خود را تحمیل میکند؟
نوشته: ناصر کنعانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در جمهوری الجزایر دموکراتیک خلق
این سؤالی است که در ذهن بسیاری میچرخد و آنها در انتظار پاسخی برای آن هستند.
دستیابی به پاسخ صحیح برای این سؤال، نیازمند نگاهی درست به بحران کنونی و خوانش داستان از ابتدای آن است، نه از میانه.
برخی اکنون، بر اساس تفسیری ناقص و اشتباه از کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲) که ایران اصلاً عضو آن نیست، خواستار آن هستند که ایران تنگه هرمز را بازگشایی کند.
همچنین برخی حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورهای منطقه را محکوم میکنند (که این حملات، پاسخی متقابل از سوی ایران به اهداف نظامی آمریکا در منطقه بوده است، نه علیه خود کشورهای عربی).
حقیقت این است که داستان کنونی پنج ماه پیش آغاز شد، زمانی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در بحبوحه مذاکرات سیاسی میان ایران و ایالات متحده، حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کردند. در آن زمان، تنگه هرمز به روی همه باز بود و ایران هیچ پایگاه یا هدف آمریکایی را در منطقه هدف قرار نداده بود.
آمریکا با مشارکت رژیم صهیونیستی و در میانه مذاکراتی که در جریان بود و به سمت حل اختلافات پیش میرفت، اقدام به تجاوز نظامی آشکار، فراگیر و غافلگیرانه علیه ایران کرد.
در مرحله اول این تجاوز غافلگیرانه، قائد جمهوری اسلامی ایران، دهها تن از مقامات و فرماندهان عالیرتبه نظامی، از جمله وزیر دفاع، فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا، فرمانده نیروی هوافضا، و نیز دهها غیرنظامی، از جمله ۱۶۸ دانشآموز بیگناه یک دبستان در شهر میناب، با حملات موشکی وحشیانه هدف قرار گرفتند.
حملات بعداً با هدف قرار دادن دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس شورای روابط خارجی، تعدادی از دانشمندان هستهای و بسیاری از مقامات سیاسی و امنیتی ادامه یافت. همچنین بسیاری از تأسیسات غیرنظامی، از جمله دانشگاهها، مدارس، مراکز تحقیقاتی، از جمله انستیتو پاستور (مرکز تولید واکسن) و حتی برخی بیمارستانها، مورد حمله وحشیانه و تخریب قرار گرفتند.
بسیاری از این حملات وحشیانه از پایگاههای نظامی آمریکا در تعدادی از کشورهای عربی منطقه انجام شد.
جمهوری اسلامی ایران نبود که جنگ را آغاز کرد، بلکه همانند مراحل پیشین، مسیر دیپلماتیک را برای حل اختلافات برگزید.
اقدامی که ایران در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل اتخاذ کرد، اتخاذ یک راهبرد دفاعی نامتقارن، چندلایه و چندمرحلهای با هدف ایجاد بازدارندگی، وادار کردن متجاوز به عقبنشینی و ناکامگذاشتن اهداف او بود.
اهداف دشمن شامل «تغییر نظام جمهوری اسلامی»، «تخریب زیرساختهای نظامی و غیرنظامی»، «تخریب تأسیسات هستهای»، «نابودی تمدن ایرانی» و «بازگرداندن ایران به عصر حجر» میشد. این اهداف، برگرفته از اظهارات صریح و مکرر رئیسجمهور آمریکا و تعدادی دیگر از مقامات آمریکایی است.
تنگه هرمز که در آبهای سرزمینی هر دو کشور ایران و سلطاننشین عمان قرار دارد، پیش از حملات نظامی علیه ایران و نیز پیش از سوءاستفاده ایالات متحده از این تنگه برای حمله نظامی به ایران، به روی همگان باز بود و هیچ محدودیتی برای تردد دریایی یا تجارت وجود نداشت.
جمهوری اسلامی ایران به کشورهای عربی حمله نکرد، بلکه در چارچوب اقدامی دفاعی و بازدارنده، مراکز نظامی و منافع آمریکا را در تعدادی از کشورهای همجوار و پیرامون خود هدف قرار داد.
علیرغم اینکه جمهوری اسلامی ایران قربانی یک جنگ تجاوزکارانه و ظالمانه بوده و خسارات سنگین معنوی، مادی و انسانی متحمل شده است، درخواستهای کشورهای دوست را پاسخ داد و بار دیگر دیپلماسی را برگزید و مذاکره با طرف متجاوز را با میانجیگری پاکستان بر تشدید رویارویی و ادامه جنگ ترجیح داد.
همزمان، ایران از همه کشورهای منطقه و جهان خواست تا از مسیر دیپلماتیک حمایت کنند.
اما آمریکا به توافق چارچوب یا به اصطلاح «بیانیه اسلامآباد» پایبند نبوده و هنوز بهطور رسمی از هیچیک از اهداف پیشین اعلامشده خود نسبت به ایران عقبنشینی نکرده است.
تهدیدها همچنان ادامه دارد، همچنین تلاشها برای نابودی زیرساختهای موشکی، نظامی و هستهای صلحآمیز و حتی تأسیسات غیرنظامی ایران، از جمله پلها، پالایشگاهها و نیروگاهها، همچنان ادامه دارد. تهدیدات برای ترور رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران نیز تکرار میشود.
جمهوری اسلامی ایران نبود که جنگ را بینالمللی کرد، بلکه جنگ بر او تحمیل شد، توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و با استفاده از پایگاههای نظامی و موشکی زمینی و دریایی آمریکا در کشورهای منطقه علیه ایران.
رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، بارها از برخی کشورهای منطقه به خاطر همکاری و مشارکت با ایالات متحده در حملات علیه ایران تشکر کرده است و وزیر دفاع آمریکا نیز بهطور رسمی از پنج کشور منطقه نام برده که با ایالات متحده برای اجرای حملات علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری کردهاند.
همچنین دبیرکل ناتو به طور رسمی اذعان کرده است که ایالات متحده از فرودگاههای اروپایی برای انجام صدها پرواز نظامی در جریان حمله به ایران استفاده کرده است.
بنابراین، جمهوری اسلامی ایران نبود که جنگ را منطقهای کرد، بلکه خود را در برابر جنگی منطقهای یافت و چارهای جز دفاع از خود در برابر این جنگ چندجانبه نداشت.
پاسخ به سؤال نخست این مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران تنش زدایی را بر تشدید، و دیپلماسی را بر جنگ ترجیح میدهد، به شرط آنکه امنیت ایران تضمین شود و جنگ علیه آن تکرار نگردد، و از تنگه هرمز و خلیج فارس برای تهدید امنیت ملی ایران استفاده نشود، و کشورهای منطقه بار دیگر به پایگاههای نظامی آمریکا برای حمله به ایران تبدیل نشوند.
همچنین باید ایالات متحده از تهدید ایران دست بردارد و حقوق ایران، از جمله حقوق قانونی آن در تنگه هرمز، حق برخورداری از توان دفاعی موشکی و نیز فعالیتهای هستهای صلحآمیز را محترم بشمارد و از مداخلات خود در منطقه که به امنیت ملی ایران آسیب میزند، دست بکشد.
تمدن ایرانی بر فرهنگ صلح با جامعه بشری بر پایه احترام متقابل استوار است، اما هرگز در برابر زورگویان و متجاوزان تسلیم نشده و نخواهد شد.
برای بازگشت آرامش به منطقه و جلوگیری از تبدیل بحران کنونی به بحرانی جهانی، همه باید مسئولیت خود را بپذیرند و طرفی را که حقوق بینالملل را نقض کرده و جنگی غیرقانونی آغاز کرده، به سمت دیپلماسی و احترام به حقوق بینالملل و پایبندی به حقوق و حاکمیت ملی ایران سوق دهند.