یکی از مهمترین بهانهها و استدلالهای حکام عرب در دهههای گذشته برای میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، تأمین امنیت بوده است. این استدلال بر این فرض استوار است که حضور ارتش آمریکا در خاک کشورهای عربی، نه تنها ضامن بقای نظامهای سیاسی و بازدارنده تهدیدهای خارجی است، بلکه هرگونه حمله به این کشورها را نیز پرهزینه و دفع خواهد کرد. در این چارچوب، پایگاههای آمریکایی به عنوان «چتر امنیتی» معرفی شدهاند؛ چتری که قرار بوده ثبات را تضمین کند و کشورهای میزبان را از پیامدهای جنگهای منطقهای دور نگه دارد.
اما تحولات جنگ چهلروزه و پس از آن، این معادله را باطل کرد. برای نخستین بار، بخش قابل توجهی از افکار عمومی برخی کشورهای عربی این پرسش را مطرح میکنند که آیا حضور این پایگاهها واقعاً امنیت ایجاد کرده یا برعکس، کشورهای میزبان را به بخشی از میدان نبرد تبدیل کرده است؟
نماد روشن این تغییر، اردن است. روزنامه نیویورکتایمز گزارش داده که صدها نفر از سیاستمداران، حقوقدانان، دانشگاهیان، افسران بازنشسته و شخصیتهای عمومی اردنی، با انتشار نامهای سرگشاده، خواستار خروج نیروهای نظامی آمریکا از کشورشان شدهاند. امضاکنندگان این نامه تصریح کردهاند که حضور نظامیان آمریکایی نه تنها منفعتی برای اردن ندارد، بلکه این کشور را در معرض تهدیدهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار داده و خطر کشیده شدن اردن به جنگی را افزایش داده که هیچ نقشی در آغاز آن نداشته است. اهمیت این نامه در این واقعیت نهفته است که در فضای سیاسی محدود اردن، انتشار چنین بیانیهای اقدامی کمسابقه و پرهزینه محسوب میشود.
اعتراضهای شکلگرفته در اردن، بازتاب یک تغییر مهم در ادراک امنیتی افکار عمومی منطقه است؛ تغییری که ریشه آن را باید در تحولات میدانی جنگ اخیر جستوجو کرد. در جریان جنگ چهلروزه و تحولات ماههای اخیر، آمریکا از شبکه گسترده پایگاهها و تأسیسات خود در منطقه برای پشتیبانی از عملیات نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی استفاده کرد. در مقابل، ایران نیز به صراحت اعلام کرد هر نقطهای که از آن علیه خاک ایران عملیات نظامی انجام شود، بخشی از میدان نبرد تلقی خواهد شد. این موضع صرفاً در حد یک هشدار باقی نماند و تهران در چند مرحله، پایگاهها و تأسیسات مرتبط با نیروهای آمریکایی در منطقه را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد.
همین تحول، یکی از پایههای اصلی روایت امنیتی آمریکا را زیر سؤال برد. اگر تا دیروز گفته میشد حضور پایگاههای آمریکایی مانع ناامن شدن کشورهای میزبان است، اکنون بسیاری در منطقه این پرسش را مطرح میکنند که آیا همین پایگاهها خود به مهمترین عامل انتقال جنگ به خاک کشورهای عربی تبدیل نشدهاند؟
واقعیت آن است که منطق سنتی استقرار پایگاههای خارجی بر یک اصل استوار بود؛ انتقال هزینههای جنگ به خارج از مرزهای قدرتهای بزرگ. قدرتهای بزرگ همواره تلاش کردهاند جنگ را در سرزمین دیگران مدیریت کنند؛ هواپیماها از پایگاههای دوردست به پرواز درآیند، عملیات از خاک متحدان انجام شود و در عین حال، شهرهای خودشان از آتش جنگ دور بماند. اما پیشرفت فناوری موشکی، پهپادی و اطلاعاتی، این معادله را دگرگون کرده است. امروز هر پایگاهی که به مرکز فرماندهی، رادار، انبار تسلیحات یا محل پرواز جنگندهها تبدیل شود، به همان اندازه نیز در معرض تبدیل شدن به یک هدف نظامی قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، کشور میزبان دیگر صرفاً میزبان نیست، بلکه ناخواسته به بخشی از زنجیره عملیاتی جنگ تبدیل میشود و به همان نسبت نیز هزینههای آن را متحمل خواهد شد. این همان تغییری است که امروز در بخشی از افکار عمومی عرب مشاهده میشود. اعتراضها متوجه این پرسش است که آیا کشورهای عربی باید هزینه جنگهایی را بپردازند که تصمیمگیری درباره آنها در جای دیگری انجام میشود؟ آیا منافع ملی این کشورها اقتضا میکند سرزمینشان به سکوی عملیات نظامی قدرتهای خارجی تبدیل شود، در حالی که شهروندان آنها نخستین کسانی هستند که پیامدهای امنیتی و اقتصادی چنین تصمیمی را تحمل میکنند؟