به اشتراک بگذارید

مرثیۀ محرم

محرم ماه عشق‌بازی ماست، هر چقدر ببینیمش، هر چقدر بشنویمش و هر چقدر ببوییمش باز تمام نمی‌شود، تشنه‌تر می‌شویم و عطش‌مان بیشتر.

مرثیۀ محرم

 رسوایی‌مان عالمگیر شده...شوریده‌سری و آشفته‌حالی، ما را انگشت‌نما کرده است. اصلا تا می‌گویند واله و شیدا، همه نشانی محله ما را می‌دهند...خیلی قبل‌تر از اینکه بیاید، دل‌مان را برایش چراغانی می‌کنیم، سر از پا نمی‌شناسیم، شمارش معکوس می‌گذاریم... از کی؟ از بعد تمام شدنش...منتظریم.

عاشورای محرم هم دارد می‌آید...امسال‌مان همه چیزش فرق داشت، محرمش هم طور دیگر بود...عزیزتر شد برای‌مان...محرم برای امروزمان درس‌های تازه دارد...انگار هر سال نه محرم تکراری می‌شود، نه حسین، نه درسش و نه مشقش... باز هم آمده معلم‌مان باشد...تازه امسال حسین زهرا، بیشتر از همیشه جوش‌مان را می‌زند...«حریص علیکم»اند این طایفه...«بالمومنین رئوف رحیم»اند این قافله...اگر میهمان‌شان باشی، دیگر ببین برایت چه می‌کنند...از همه چیزشان می‌زنند که تو را اکرام کنند آن هم بالاتمام...نمی‌گذارند خم به ابرویی بیفتد...راضی نمی‌شوند دوستدارشان در معرض ناخوش‌احوالی قرار بگیرد...راضی نمی چ‌شوند خاری به پایی رود...

آخر، حسین هم قبل رفتن خارهای بیابان را جمع کرد... پس امسال بیشتر از همیشه، هوای هوادارانش را داشته باشیم...اصلا حسین خود را شایسته نهایت بلا و ابتلا کرد تا ما را مرهون رزق شفاعتش کند یوم الورود...

 از این کرم و اکرام بالاتر!...همین است که روضه حسین خودش به تنهایی پر«شور» است...فقط راه عشق‌بازی را باید بلد باشیم تا درخور حسین شویم.

پربازدیدترین