رقیه سالاری، دانشآموز بازمانده از حادثه تلخ مدرسه میناب، دختری است که نامش را مدیون نذر و عشق به امام حسین علیهالسلام میداند. مادر رقیه از روز حادثه میگوید؛ از لحظهای که خبر انفجار را شنید، از بیخبریهای تلخی که ساعتها دلش را به آتش کشید و از جستوجوی پراضطراب دخترش در میان آوار و آسیبدیدگان. ساعتی که برای مادر به قرنها تبدیل شد و هر ثانیهاش با نگرانی از جان فرزند همراه بود.
اما رقیه ماند و ماندگار شد. مادر میگوید با نذری که برای امام حسین(ع) بسته بودند، نام دخترشان را «رقیه» گذاشتند؛ نام دختر خردسال اسیر کربلا که طنین لبخند و صبوریاش در خیمهگاه عشق ماندگار شد. شاید از همان روزها بود که قرار شد این رقیه هم روایتی دیگر از ایستادگی و امید را رقم بزند؛ دختری که از دل حادثه عبور کرد و به معنای واقعی «بازمانده» نبود، بلکه تولدی دوباره یافت.
حالا بعد از دو سال، رقیه خانم زائر حرم مطهر امام رضا علیهالسلام شده است؛ سفری که بوی شکرگزاری و امید دوباره به زندگی میدهد. میناب این بار نه با خاطره تلخ حادثه که با حضور سبز رقیه در جوار ثامنالحجج(ع)، مهمان نور رضوی شده است. این سفر، روایتی از وفای به نذر، التیام زخمها و ایمانی است که پس از طوفان حوادث، ریشهدارتر از قبل در دلها جوانه میزند.
بیننده این روایت کوتاه در اینجا باشید.