یا جَابِرُ، بَلِّغْ شِیعَتِی عَنِّی السَّلَامَ، وَ أَعْلِمْهُمْ أَنَّهُ لَا قَرَابَةَ بَینَنَا وَ بَینَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ لَا یتَقَرَّبُ إِلَیهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ لَهُ.یا جَابِرُ، مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ أَحَبَّنَا فَهُوَ وَلِینَا، وَ مَنْ عَصَی اللَّهَ لَمْ ینْفَعْهُ حُبُّنَا.
جابر ابن یزید جعفی می گوید: من هجده سال در مدینه و محضر امام باقر علیه السلام بودم. بعد از این مدت که خدمت امام علیه السلام بودم، حضور ایشان شرفیاب شدم تا خداحافظی کنم و برای دیدار بستگان و ارحام به کوفه بروم.هنگامی که خواستم از نزد ایشان خارج شوم با او وداع کردم و عرضه داشتم:مرحمتی نمائید[سخنی به من بفرمائید،موعظه ای بفرمایید].امام فرمود:ای جابر!پس از هجده سال؟! جابر می گوید: عرض کردم بله شما اقیانوسی هستید که پایان نمی پذیرد و به ژرفای آن رسیده نمی شود. حضرت فرمودند: ای جابر! وقتی به کوفه رفتی، به شیعیان ما سلام برسان و به آنها بگو که بین ما و خدا رابطه خویشاوندی نیست. آن کس که خدا را اطاعت کند و ما را دوست داشته باشد، از اولیای خدا و دوستان ما است و آن کس که خدا را عصیان کند، دوستی ما به او فایده ای نمی رساند.