همهٔ عالم جلوههای حقّ متعال و همه زیبا و دوستداشتنیاند؛ اما وقتی خود معشوق پرده برافکند و عیان ظهور کند، جلوهها دیگر نمیتوانند سالک را به خود جذب کنند.
عجلهٔ موسی بهسمت معشوق حقیقی جنبهٔ نفسانی نداشت و فقط در پی جلب رضایت معشوق بود. عشق حقیقی اینگونه است. *عاشقی که معشوق را برای لذت وصال میخواهد عاشق خودش است.
حضرت موسی پیش از بعثت، در حالی که در بیابان در پی آتشی برای زن و فرزندش بود، ندایی شنید که فَاخلَع نَعلَیکَ، یعنی از زن و فرزند و دنیا و آخرت قطع تعلّق کن.
وقتی توانست قطع تعلّق کند وارد وادی مقدّس طُویٰ شد و ندای أنَا الله را از درخت نورانی شنید.
ماجرای انبیاء الهی ماجرای سیر هر سالکی در مسیر قرب الهی است. هرکس قطع تعلّق کند ندای أنَا الله را خواهد شنید.
در پایان رسالت، دیگر به حضرت موسی نگفتند قطع تعلّق کن؛ او خود با پای برهنه و بدون آب و غذا مسیر را طی کرد و دنبال هیچ آتشی هم نبود تا نفعی ببرد. فقط برای رضایت خدا به ملاقات رفت.
سیر موسوی در ماه ذیالقعده یکی از منازل سیر معنوی سالکان است. سالک باید حقّ هر منزل را ادا کند تا در نهایت به سیر محمّدی صلّیالله علیه وآله وسلّم برسد.