اما در نهایت این اقدامات به دیواری سخت برخورد میکند و آن این که نمیتوان دولتها را سرنگون یا تغییر داد یا حتی در آنها خلأ ایجاد کرد، صرفاً با کشتن یا ترور برخی از مسئولانشان. زیرا دولت به زبان ساده، مانند کارخانهای بزرگ برای تولید کادرها، در زنجیرهای به هم پیوسته و پایانناپذیر عمل میکند؛ به محض اینکه مسئولی کنار میرود، فرد دیگری از وفاداران، بلافاصله در سلسلهمراتب سلسلهمراتبی جای او را میگیرد.
خلاصه اینکه ترورها نه منعکسکننده موازنه قوا هستند و نه آن را در میدان تغییر میدهند، بلکه چه بسا انگیزه جنگی طرف هدفگرفتهشده را افزایش میدهند.