آشنايي اجمالي با سوره كافرون+ تلاوت سعد الغامدی

سه شنبه 19 آذر 1398 - 13:44:57
آشنايي اجمالي با سوره كافرون+ تلاوت سعد الغامدی

سوره کافرون در زمانى نازل شده که مسلمانان در اقلیت بودند و کفار در اکثریت، و پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله و سلم از ناحیه آنها سخت در فشار بود، اصرار داشتند او را به سازش با شرک بکشانند، پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم دست رد بر سینه همه آنها مى زند، و آنها را به کلى مأیوس مى کند،

تهران- الکوثر: کافرون یعنی کافرها و اين سوره، مکی است.

در این سوره خداوند به پیامبر خویش دستور می دهد که سازش ناپذیری و بیزاری خود را از آیین بت پرستی اعلام کند و به کفار نیز خبر دهد که از اصرار آنان بر کفر و نپذیرفتن دین اسلام، آگاه است.

ترجمه آیات اینگونه است:

بگو: ای کافران، آنچه را که شما می پرستید، هرگز نمی پرستم، و آنچه را که من می پرستم هرگز شما نمی پرستید، و من هرگز پرستنده معبودان شما نیستم، و شما هرگز پرستندگان معبود من نیستيد. دین شما برای خودتان و دین من برای خودم.

لحن سوره، نشان مى دهد این سوره در زمانى نازل شده که مسلمانان در اقلیت بودند و کفار در اکثریت، و پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله و سلم از ناحیه آنها سخت در فشار بود، اصرار داشتند او را به سازش با شرک بکشانند، پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم دست رد بر سینه همه آنها مى زند، و آنها را به کلى مأیوس مى کند، بدون آن که بخواهد با آنها درگیر شود. 
این سرمشقى است براى همه مسلمانان که در هیچ شرائطى، در اساس دین و اسلام، با دشمنان سازش نکنند، و هر وقت چنین تمنائى از ناحیه آنها پیشنهاد شود، آنها را کاملا مأیوس کنند، مخصوصا در این سوره دو بار این معنى تأکید شده که: من معبودهاى شما را نمى پرستم و این تأکید براى مأیوس ساختن آنها است، همچنین دو بار تأکید شده: شما هرگز معبود من، خداى یگانه را نمى پرستید و این دلیلى است بر لجاجت آنها، و سرانجامش این است که: من و آئین توحیدیم، و شما و آئین پوسیده شرک آلودتان! 

داستان سوره کافرون

روایاتى راجع به زخم زبان در (یا ایها الکافرون...) به گروهى معهود و معین از کفار بوده و (و لا انتم عابدون ما اعبد) اخبار غیبى از آینده است .
قل یا ایها الکافرون 
ظاهرا خطاب به یک طبقه معهود و معین از کفار است نه تمامى کفار، به دلیل اینکه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم را مامور کرده از دین آنان بیزارى جوید و خطابشان کند که شما هم از پذیرفتن دین من امتناع مى ورزید. 
لا اعبد ما تعبدون 
از این آیه تا آخر سوره آن مطلبى است که در جمله (قل یا ایها الکافرون) مامور به گفتن آن است، و مراد از (ما تعبدون) بت هایى است که کفار مکه مى پرستیدند، و مفعول (تعبدون) ضمیرى است که به ماى موصول بر مى گردد، و با اینکه مى توانست بفرماید: (ما تعبدونه) اگر ضمیر را حذف کرده براى این بود که کلام دلالت بر آن مى کرده، حذف کرد تا قافیه آخر آیات هم درست در آید، و عین این سؤال و جواب در جمله هاى (اعبد) و (عبدتم) و (اعبد) مى آید چون در آنها هم باید مى فرمود: (اعبده) و (عبدتموه) و (اعبده). 
و جمله (لا اعبد) نفى استقبالى است، براى اینکه حرف (لا) مخصوص نفى آینده است، همچنان که حرف (ما) براى نفى حال است، و معناى آیه این است که من ابدا نمى پرستم آنچه را که شما بت پرستان امروز مى پرستید. 
و لا انتم عابدون ما اعبد 
این جمله نیز نفى استقبالى نسبت به پرستش کفار بر معبود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله وسلم است، و این خبرى غیبى از این معنا است که کفار معهود، در آینده نیز به دین توحید در نمى آیند. 
این دو آیه با انضمام امر (قل) که در آغاز سوره است، این معنا را به دست مى دهد که گویا رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم به کفار فرموده: پروردگار من مرا دستور داده به اینکه به طور دائم او را بپرستم، و اینکه به شما خبر دهم که شما هرگز و تا ابد او را نمى پرستید، پس تا ابد اشتراکى بین من و شما در دین واقع نخواهد شد. 
بنابر این آیه شریفه در معناى آیه (لقد حق القول على اکثرهم فهم لا یومنون)، و آیه شریفه زیر است که مى فرماید: (ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون). 
در آیه مورد بحث جا داشت بفرماید: (و لا انتم عابدون من اعبد - و شما نخواهید پرستید کسى را که من مى پرستم)، چون بین معبود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم و معبود بت پرستان فرق بسیار است، یکى این است که معبود بت پرستان جماد و بى شعور است، و موصولى که از آن تعبیر مى کند موصول مخصوص بى شعوران یعنى کلمه (ما) است، وموصول مخصوص ‍ صاحبان شعور کلمه (من - کسى که) است، پس چرا در آیه مورد بحث بجاى این کلمه، کلمه (ما) را بکار برده؟ پاسخش این است که منظور صرفا مطابقت این آیه با آیه (لا اعبد ما تعبدون) است. 

بحث روایتى 
در الدر المنثور آمده که ابن جریر، ابن ابى حاتم، و ابن انبارى در کتاب (المصاحف)، از سعید بن میناء مولاى ابى البخترى روایت کرده اند که گفت: ولید بن مغیره و عاصى بن وائل و اسود بن مطلب و امیه بن خلف رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم را دیدند و گفتند: اى محمد بیا خدایانمان را روى هم بریزیم، ما خداى تو را بپرستیم و تو خدایان ما را در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم، و بالاخره یا معبود ما حق است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیح تر بود سر تو بى کلاه نمانده، و از عبادت آنها حظى برده اى، و اگر معبود تو حق و صحیح تر از معبود ما باشد سر ما بى کلاه نمانده، از پرستش او بهره مند شده ایم. در پاسخ این پیشنهاد خداى تعالى این سوره را نازل کرد که بگو: هان اى کفار! من هرگز نمى پرستم آنچه را که شما مى پرستید، تا آخر سوره. 


دو شنبه 9 اردیبهشت 1398 - 11:45:12